تماس ها    صفحه اصلی    نفت    بحران خوزستان    گاز    پالایش و پخش    پتروشیمی    بهداشت ودرمان    تاریخ و سیاست    منابع انسانی    عمومی  
دوشنبه، 30 مهر 1397 - 10:34   
   
بخش سیاست و تاریخ
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 19000صفحه نخست » خبرهای تازهسه شنبه، 4 اردیبهشت 1397 - 03:15
واکنش وزارت نفت به شفاف‌سازی درباره سهم شرکت‌های داخلی در قراردادهای خارجی+پاسخ فارس
نفت نیوز: روابط عمومی وزارت نفت در واکنش به پاسخ فارس درباره توضیحات آن وزارتخانه درباره گزارش « دومین قرارداد IPC خارجی هم رؤیای اکتشاف و تولید را محقق نمی‌کند» مجددا توضیحاتی ارسال کرده است.
  

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، روابط عمومی وزارت نفت در واکنش به پاسخ فارس درباره توضیحات آن وزارتخانه درباره گزارش «بعد از فرانسه نوبت روسیه رسید/ دومین قرارداد IPC خارجی هم رویای اکتشاف و تولید را محقق نمی‌کند» مجددا توضیحاتی ارسال کرده است. متن توضیحات وزارت نفت و پاسخ فارس به این توضیحات پیش روی شماست:

1- با وجود توضیحات ارائه شده متاسفانه خبرگزاری فارس در اقدامی عجیب بار دیگر اظهارات جدیدی را مطرح کرده که نشان از ناآگاهی نویسنده توضیحات دارد. اینکه سهم طرف ایرانی در یک قرارداد بین المللی 20 درصد است، از جمله مواردی است که طی مذاکرات گسترده و با توجه به توانمندی شرکتهای ایرانی در میزان پذیرش ریسک و توان تامین مالی در کل پروژه به دست می آید و اساسا در قراردادهای جدید نفتی که با هدف انتقال تکنولوژی و تامین مالی طرحهای نفت و گاز تدوین شده است، اتفاقا هدف قبولاندن و پذیرش ریسک و مسئولیت داشتن طرف خارجی در طول دوران توسعه و بهره برداری طرح با حضور شریک ایرانی و تحت نظارت عالی شرکت ملی نفت ایران است بنابراین و برخلاف تصور نویسنده توضیحات فارس، هیچ سهم قابل اعطایی، آنهم به صورت شخصی و از سوی وزیر محترم نفت به طرف خارجی وجود ندارد. اگر منظور خبرگزاری فارس از پایین بودن سهم  طرف ایرانی در پروژه به مفهوم «بی اختیار بودن» و «نمایشی و منفعل» بودن طرف ایرانی است که در جوابیه نخست صراحتا عنوان شد که اینگونه نیست و نفس حضور شریک ایرانی با هر درصدی از سهم، برای مشارکت در تمامی فعالیت ها کافی است. از سوی دیگر نیز تمامی تصمیم های لازم برای پروژه در طول مدت حضور طرف خارجی، چه در دوران ساخت و چه در دوران بهره برداری، با نظارت و تایید شرکت ملی نفت ایران صورت خواهد گرفت و اساسا این حق هم قابل مذاکره نیست.

2- تامین مالی شریک ایرانی طرح (دانا انرژی) برابر سهم تعهد شده در قرارداد، مطابق تصریح ضوابط استفاده از منابع صندوق ذخیره ارزی صورت می گیرد، در مورد سایر مسئولیت ها نیز مطابق تفاهم میان اعضای کنسرسیوم، تقسیم وظایف صورت می گیرد که با توجه به سهم 20 درصدی شریک ایرانی نمی توان آن را «نمایشی و منفعلانه» دانست.

3- اگر «منفعلانه و نمایشی» خواندن حضور یک شرکت ایرانی در یک کنسرسیوم نشانه تحقیر و تضعیف نیست، پس نشان چیست؟ آیا این واژه ها در متن گزارش خبرگزاری فارس در مورد شرکت دانا انرژی معنای دیگری به ذهن متبادر می کند؟ به هر حال معنا از صورت نشات می گیرد و آنچه نویسنده گزارش فارس در صورت نمایانده به همین معانی تعبیر می شود و این اتهام «صریح و ضمنی» روابط عمومی وزارت نفت نسبت به خبرگزاری فارس نیست. اینکه خبرگزاری فارس مدعی است و علاقه دارد سهم شرکتهای ایرانی در قراردادهای بین المللی باید بالا برود حرف خوبی است، اما با شعار محقق نمی شود. اگر به دنبال تقویت شرکتهای ایرانی هستیم، فارغ از درصد سهم، ابتدا باید بپذیریم نفس همکاری و مشارکت با شرکتهای خارجی برای توسعه کشور امر مذمومی نیست و تقویت این همکاری هاست که به تدریج نقش ما را در جامعه جهانی پررنگ تر می کند.

4- در توانمندی شرکتهای ایرانی از جمله پتروپارس که ثمره خون دل خوردن مهندس زنگنه در دوران صدارت وزارت نفت در سالهای 76 تا 84 است، تردیدی نیست و بر همین مبنا در طول سالهای گذشته این شرکت رهبری کنسرسیوم چند فاز پارس جنوبی را به عهده داشته است.
در قرارداد 4.8 میلیارد دلاری فاز 11 با توتال نیز که در آن برای نخستین بار سکوهای فشارافزای فوق سنگین (20 هزار تنی) با تکنولوژی بالا ساخته و نصب خواهد شد و برای چند دهه تولید مستمر این فاز را تضمین می کند، به اتکا همین توانمندی، پتروپارس حضور یافته است. بازهم لازم به یادآوری است سهم حدود 20 درصدی پتروپارس در این قرارداد اعطایی نیست و پس از مذاکرات متعدد و با توجه به ابعاد و ویژگی های پروژه به دست آمده و البته نمی توان آن را از سر ضعف تعبیر کرد. در خصوص نقش پتروپارس در فاز 12 نیز لازم است به منظور آگاهی نویسنده توضیحات فارس مواردی اجمالا یادآوری شده و امید است بیش از آن را خود به سادگی در اینترنت جستجو کند. فاز ١٢ به عنوان بزرگترین پروژه‌ توسعه‌ای پارس جنوبی از نظر حجم کار، میزان سرمایه‌گذاری و تولید محسوب می شود که با بهره‌برداری کامل آن، روزانه سه میلیارد فوت مکعب گاز ترش (معادل ٧٥ میلیون مترمکعب گاز شیرین) به شبکه سراسری تزریق می‌شود؛ در این فاز همچنین ١٢٠ هزار بشکه میعانات گازی و ٧٥٠ تن گوگرد برای صادرات تولید می شود. این فاز با توجه به سرمایه گذاری بیش از هفت میلیارد دلاری و برنامه ریزی برای حفاری بیش از ٤٥ حلقه چاه به ارزش ٢ میلیارد دلار، از منحصر به فردترین پروژه های نفت و گاز در خاورمیانه است. به گفته مهندس زنگنه، فاز 12 میدان گازی پارس جنوبی ایرانی ترین فاز این میدان مشترک گازی است؛ زیرا طراحی، مهندسی، تامین کالا، ساخت و راه اندازی آن به طور کامل از سوی متخصصان ایرانی انجام شده است. انجام بیش از 145 میلیون نفر ساعت کار مستقیم در بخشهای مختلف این پروژه و تحقق 66 درصدی استفاده از تجهیزات ساخت داخل در اجرای این پروژه، تاییدی بر این گفته است. نقد وزیر محترم نفت نسبت به تاخیر برخی پیمانکاران پروژه های پارس جنوبی نیز همانگونه که نویسنده توضیحات خبرگزاری فارس معترف است با یک جستجوی ساده مشخص می شود و البته ضمیر آن هرگز به شرکتهای توانمند و موفق ایرانی باز نمی گردد اما بدیهی است در برابر تخلف و تاخیرهای نا به جای پیمانکاران برخی پروژه ها نه تنها وزیر نفت بلکه سایر مسئولان و نهادها نیز باید حساس بوده و واکنش نشان بدهند. خبرگزاری فارس در حالی اتهام «تضعیف و تخریب شرکتهای ایرانی» را به مهندس زنگنه وارد می کند که هم اکنون بسیاری از شرکتهای معظم داخلی از جمله مپنا، فرآب، پتروپارس، پتروایران، تاسیسات دریایی، اویک و بسیاری دیگر با اتکا درایت و پایمردی ایشان و حمایت نظام در دولتهای سازندگی، اصلاحات و تدبیر و امید به ثمر رسیده و این موضوع نیز آنقدر بزرگ هست که ملت شریف و بزرگ ایران آن را از خاطر نخواهند برد.  

 

* آدرس های غلط برای فرار از پاسخ دادن به سوالات اصلی

نکات زیر درباره جوابیه دوم وزارت نفت به گزارش کارشناسی خبرگزاری فارس درباره سهم شرکت ایرانی در کنسرسیوم توسعه دهنده میادین آبان و پایدار غرب مطرح است:

1-  در این جوابیه وزارت نفت آمده است: «اتفاقا هدف قبولاندن و پذیرش ریسک و مسئولیت داشتن طرف خارجی در طول دوران توسعه و بهره برداری طرح با حضور شریک ایرانی و تحت نظارت عالی شرکت ملی نفت ایران است». دقیقا مشکل قرارداد توسعه میادین آبان و پایدار غرب و قراردادهای مشابه، همین عبارت است که وقتی شرکت ایرانی حاضر در کنسرسیوم توسعه دهنده میادین نفت و گاز ریسکی نمی پذیرد و صرفا در کنار شریک خارجی حضور دارد، چه چیزی یاد خواهد گرفت؟ حرف اصلی این است که صرفا با پذیرش ریسک توسط شرکت های داخلی است که یادگیری برای آنها حاصل می شود وگرنه این حضور شرکت های داخلی، صرفا سرمایه گذاری در یک پروژه نفتی و گازی است و نهایتا به ایجاد شرکت های اکتشاف و تولید منجر نمی شود. این رویکرد تاکنون بارها در کشورمان تجربه شده و نتیجه مشابهی داشته است. به علاوه، اگر وزارت نفت صرفا قصد دارد بخشی از سرمایه مورد نیاز برای اجرای پروژه های نفتی و گازی توسط شرکت های داخلی تامین شوید، چرا باید به این شرکت ها، وام صندوق توسعه ملی را بدهیم؟ همچنین آیا بهتر نیست در این شرایط، صندوق توسعه ملی مستقیما سرمایه گذاری کند؟

2- در بخش دیگری از این جوابیه بیان شده که هیچ سهم قابل اعطایی توسط وزیر نفت وآنهم به صورت شخصی به شرکت خارجی حاضر در کنسرسیوم داده نشده است. این در حالی است که خبرگزاری فارس اصولا همچین ادعای مطرح نکرده و صرفا اعتقاد دارد که وزارت نفت باید اعمال حاکمیت کند و حداقل سهم برای شرکت های ایرانی حاضر در کنسرسیوم را تعیین کند. حتما مسئولان وزارت نفت اطلاع دارند که عراق تجربه بسیار کمتری در حوزه نفت و گاز در مقایسه با کشورمان دارد به گونه ای که شرکت های نفتی این کشور قابل مقایسه با شرکت ملی نفت ایران نیستند و با این وجود، وزارت نفت این کشور سهم حداقل 25 درصدی برای شرکت های عراقی حاضر در کنسرسیوم توسعه دهنده میادین نفت و گاز این کشور درنظر گرفته است. در این شرایط، آیا در نظر گرفتن سهم 20 درصدی برای شرکت های ایرانی در این کنسرسیوم ها، منطقی و متناسب با تجربیات متعدد ایرانی ها در حوزه نفت و گاز است؟ به علاوه، مشکل وقتی تشدید می شود که شرکت ایرانی صرفا به صورت غیراپراتور با سهم 20 درصد حضور داشته باشد و بخواهد تامین مالی همین سهم را هم با استفاده از منابع دولتی (مانند صندوق توسعه ملی) انجام دهد. در این شرایط، این سوال مطرح می شود که مزیت شرکت ایرانی منتخب نسبت به بقیه شرکت های داخلی چیست که چنین امتیازی به آن تعلق گرفته است؟

3- در بخش دیگری از این جوابیه، بر این موضوع تاکید شده است که تمامی تصمیم های لازم برای پروژه در طول مدت اجرای آن، با نظارت و تایید شرکت ملی نفت ایران صورت خواهد گرفت. این موضوع در حالی مطرح شده است که خبرگزاری فارس اصولا ادعای درباره نقش شرکت ملی نفت ایران در تصمیم گیری های در روند اجرای پروژه ها به عنوان کارفرما مطرح نکرده و صرفا به دنبال تبیین نقش شرکت ایرانی حاضر در کنسرسیوم در این تصمیم گیری ها بوده است. قطعا شرکت های ایرانی که سهم پایینی در این کنسرسیوم های توسعه دهنده میادین نفت و گاز دارند (مثلا 20 درصد)، نقش مهم و تعیین کننده ای در تصمیم گیری ها نخواهد داشت و صرفا در نقش یک مشاور عمل می کنند.

4- وزارت نفت در این جوابیه ادعا کرده است که تامین مالی سهم 20 درصدی شرکت دانا انرژی در این کنسرسیوم از منابع صندوق ذخیره ارزی صورت می گیرد. این در حالی است که صندوق ذخیره ارزی ارتباطی به این موضوع ندارد و همانطور که مدیرعامل این شرکت داخلی در مراسم امضای این قرارداد بیان کرده است، این شرکت به دنبال استفاده از منابع صندوق توسعه ملی است. ظاهرا هنوز تفاوت بین صندوق توسعه ملی با حساب ذخیره ارزی برای مسئولان محترم وزارت نفت مشخص نشده است.

5- در این جوابیه بیان شده است که در مورد سایر مسئولیت ها (غیر از تامین مالی) نیز مطابق تفاهم میان اعضای کنسرسیوم، تقسیم وظایف صورت می گیرد که با توجه به سهم 20 درصدی شریک ایرانی نمی توان آن را «نمایشی و منفعلانه» دانست. وزارت نفت در حالی مجددا این ادعا را مطرح کرده است که در بند دوم توضیحات خبرگزاری فارس به جوابیه قبلی این وزارتخانه هم بیان شد که وظیفه اصلی این شرکت داخلی، تامین منابع مالی بود که قرار است از منابع صندوق توسعه ملی تامین شود و این خبرگزاری از وزارت نفت درخواست کرد اگر اعتقاد دارد این شرکت نقش دیگری در اجرای پروژه مذکور دارد، صراحتا بیان کند. اما متاسفانه ظاهرا وزارت نفت علاقه ای به ارائه  توضیحات بیشتری در این زمینه ندارد و عمدتا تمایل دارد سراغ فرافکنی برود و آدرس های اشتباه بدهد.

6- در بخشی از این جوابیه وزارت نفت آمده است: «اگر به دنبال تقویت شرکتهای ایرانی هستیم، فارغ از درصد سهم، ابتدا باید بپذیریم نفس همکاری و مشارکت با شرکتهای خارجی برای توسعه کشور امر مذمومی نیست و تقویت این همکاری هاست که به تدریج نقش ما را در جامعه جهانی پررنگ تر می کند». این در حالی است که کسی مخالف همکاری و مشارکت با شرکت‌های خارجی نیست بلکه تاکید بر این است که این امر باید با اعطای سهم متناسب با شان شرکت های داخلی و تجربه های آنها صورت بگیرد و این سهم حداقل 51 درصد است. حتما مسئولان وزارت نفت اطلاع دارند که نروژ در ابتدای دوره ای که قصد داشت شرکت استات اویل را توانمند کند - همان شرکتی که امروزه مسئولان وزارت نفت کشورمان برای حضورش در صنعت نفت و گاز ایران فرش قرمز پهن می کنند- حداقل سهم 50 درصدی برای مشارکت در کنسرسیوم های توسعه دهنده میادین نفت و گاز نروژ با شرکت های خارجی در نظر گرفت. در نتیجه، شاهد هستیم که نروژ بعد از گذشت حدود 50 سال، یک شرکت نفتی بین المللی مشهور مانند استات اویل دارد که علاوه بر این کشور، حضور فعالی در حوزه بین المللی دارد. با این وجود، کشورمان بعد از حدود 110 سال از استخراج نفت، وضعیت قابل قبولی در این زمینه ندارد. حرف اصلی این است که امروز وزارت نفت ایران می تواند سیاستی مشابه سیاست اولیه نروژ برای تقویت شرکت های داخلی اتخاذ کند. البته یادآوری این نکته بسیار حیاتی و مهم است که اتخاذ این سیاست ها، ارتباط مستقیم و فراوانی با میزان اعتماد به نفس ملی یا وادادگی در مجموعه مدیران ارشد وزارت نفت دارد.

7- در بخش پایانی جوابیه وزارت نفت، توضیحات مفصلی در دفاع از عملکرد شرکت پتروپارس بخصوص در اجرای فاز 12 پارس جنوبی داده شده است و بدون آنکه به جزئیات عملکرد این شرکت اشاره شود، صرفا به اهداف قراردادی فاز 12 پارس جنوبی اشاره گردید. این در حالی است که در توضیحات به جوابیه قبلی وزارت نفت هم بیان شد که مناسب است روابط عمومی وزارت نفت در این زمینه شفاف سازی کند که این شرکت داخلی چه کارنامه ای در پروژه مذکور داشته است؟ با توجه به همین موضوع، از روابط عمومی این وزارتخانه درخواست می شود به صورت شفاف بیان نماید با توجه به قرارداد و وضعیت عملی اجرای فاز 12 پارس جنوبی، میزان هزینه توسعه این فاز، میزان زمان توسعه این فاز و همچنین میزان تولید گاز و میعانات گازی این فاز چقدر بوده است؟ تنها در این صورت است که می توان قضاوت کرد که شرکت پتروپارس در اجرای فاز 12 پارس جنوبی کارنامه خوبی داشته است یا خیر؟

8- روابط عمومی وزارت نفت ادعا کرده است که ضمیر نقد زنگنه نسبت به تاخیر برخی پیمانکاران پروژه های پارس جنوبی هرگز به شرکت‌های توانمند و موفق ایرانی باز نمی گردد و صرفا در برابر تخلف و تاخیرهای نا به جای پیمانکاران برخی پروژه‌ها بیان شده است. این ادعا در حالی مطرح شده است که وزیر نفت دولت روحانی در نقد شرکت های داخلی عموما به صورت شفاف توضیحاتی ارائه نداده و عملا به تخریب عمومی این شرکت ها پرداخته است. به عنوان مثال، زنگنه در جلسه اتاق بازرگانی تهران در تاریخ 1 دی ماه 94 با اشاره به یکی از فازهای پارس جنوبی که وزارت نفت با خارجی ها قرارداد 1 میلیارد دلاری بسته بود اما در ادامه طرف ایرانی با دریافت 3.5 میلیارد دلار کار را تحویل نداد، گفت: «داریم چه کار می‌کنیم؟ شما بگویید اسم این کار چیست؟ فاز پارس جنوبی هنوز هم تمام نشده، کیفیت هم ندارد و 8 تا 9 سال هم‌ زمان می‌برد. 3.7 میلیارد دلار هزینه در قبال این وضعیت. در چنین حالتی عده‌یی می‌گویند زنگنه عاشق خارجی‌هاست و یکی هم گفته زنگنه اصلا انگلیسی است».

فیلم این اظهارات زنگنه به صورت عمومی در فضای رسانه ای و بخصوص شبکه های اجتماعی منتشر و توزیع شد تا این پیام را به مخاطبین منتقل کند که شرکت‌های داخلی توانایی اجرای پروژه های صنایع نفت و گاز کشور را ندارند. آیا این به معنای تخریب و حتی تحقیر شرکت های داخلی در مقابل شرکت های خارجی توسط شخص وزیر نفت نیست؟ مایه تاسف است که روابط عمومی وزارت نفت تلاش می کند این اظهارات مخرب و هزینه ساز زنگنه را توجیه کند.

انتهای پیام

   
  

اضافه نمودن به:  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
  * قبل از ارسال نظر آنرا ویرایش کرده و قواعد نگارش را در آن رعایت کنید.
* لطفاً در مطالب خود اخلاق اسلامی و قوانین کشور را مد نظر داشته باشید.
* نمایش نظرات کاربران در خبرها به معنای تایید آنها توسط سایت نیست.

  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  جستجوی پیشرفته ::  نسخه تلکس
استفاده از مطالب نفت نیوز با ذکر منبع بلامانع است.
پشتیبانی توسط: خبرافزار