روز دوم شهریورکه به همراه وزیر نفت و شماری از مسوولان صنعت نفت کشور برای افتتاح تاسیسات نفتی میدان هنگام پای در جزیره قشم گذاردیم، بیش از همه دفعاتی که از این جزیره بازدید کرده بودم، تاروپود این گنجینه توسعه نیافته کشورم مرا به فکرفرو برد،اعتراف می کنم برای اولین بار بود که از دیدن صدها کیلومتر بیابان خشک و لم یزرع و افقی سراسر پوشیده از ریگهای رونده این چنین اندوهگین شدم ،جزیره قشم قریب به 16 سال است که با الویت تولیدات صنعتی و صادرات محصولات دارای ارزش افزوده اقتصادی به عنوان منطقه آزاد تجاری صنعتی انتخاب شده است،آیا پس از 16 سال، به راستی این بیابان برهوت وسیع، سهم شایسته قشم از توسعه اقتصادی بوده است؟
این مقاله اگرچه فرصت مناسبی برای آسیبشناسی روند توسعه و بررسی دلایل ناپایداری رهیافتهای اقتصادی در قشم نیست اما باید امید داشت، آنچه از این پس میتواند رونق آرمانی این جزیره 1500 کیلومتر مربعی را به ارمغان آورد ایجاد زیرساختهای موثر و کارآمد انرژی در این دلفین آرمیده بر حاشیه تنگه هرمز است.
واقعیت اینجاست که جزیره قشم و یا در نگاهی گسترده تر بسیاری از نواحی ساحلی بخش شمالی خلیج فارس از فقدان زیرساختهای مولد اقتصادی رنج می برند و به زعم بسیاری از تحلیل گران اقتصادی نبود زیرساختهای منتهی به تولید پایدار اقتصادی همه تلاشها و تفکرات مثبت پیرامون این نواحی را عقیم و ناکارآمد می سازد، در این میان و با توجه به تجربه تاریخی یکصد ساله که اثرحضور نفت (و گاز) در کالبد توسعه اقتصادی ایران و در نواحی مختلف همچون خوزستان و عسلویه را به تجربهای قابل پیاده سازی بدل کرده است و با عنایت به شرایط و خصلت های اقتصادهای مرتبط با نفت و گاز می توان از هم اکنون ذهن را به آرزوی دیدن جزیرهای پررونق و پویا، دارای اقتصادی شکوفا،تولیدگرا، دارای پتانسیل جذب سرمایه و نیروی کار مهاجر و دارای تمامی مولفههای یک زون اقتصادی قدرتمند در خاورمیانه به نام قشم وعده داد.
با نگاهی گذرا به برنامهریزی کلان شرکت نفت فلات قاره ایران برای توسعه میدان نفتی هنگام و ایجاد زیرساختهای مربوط به آن در جزیره قشم می توان دریافت که در سالهای آینده تعدادی از میادین نفتی دیگر ایران در نزدیکی تنگه هرمز از جمله 4میدان نفتی حوزه هرمز، و میادین نفتی توسن و تفتان به همراه میادین گازی با اتکا به تاسیسات و زیرساخت های موجود در جزیره قشم توسعه خواهند یافت. همچنین با استناد به سخنان مدیرعامل شرکت نفت فلات قاره ایران این جزیره به دلیل برخورداری از موقعیت جغرافیایی بی بدیل امکان تبدیل شدن به قطب موثر صادرات برق به کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس را داراست، آنچه که مسلم است با تداوم روند توسعه زیرساختهای انرژی در جزیره قشم ،زنجیره ای از فرصت های کسب و کار و تولیدگرایی اقتصادی در این جزیره بوجود خواهد آمد،توسعه مراحل بعدی میدان هنگام و نیز سایر میادین نفتی ،بستر ایجاد صنایع پالایش نفت و در حلقه های بعدی صنعت صادرات فرآورده های نفتی مصرفی (از جمله انواع روانکارها ،قیر و محصولات شیمیایی ناشی از پالایش نفت خام) و صنعت توزیع و فروش محصولات نفتی به ویژه صنعت بنکرینگ را فراهم خواهد آورد، با ورود گاز به این مدار ارزشمند اقتصادی نیز امکان ایجاد صنایع پتروشیمی و در حلقه های بعدی ایجاد طیف گسترده واحدهای پایین دستی تولید محصولات مصرفی از فرآوردههای پتروشیمی را به دنبال خواهد داشت.همچنین در پراهمیتترین زاویه از این افق امیدوارکننده، ایجاد نیروگاههای تولید برق با هدف صادرات مستقیم برق به کشورهای جنوب خلیج فارس و نیز کاربرد برق در ساخت واحدهای آب شیرینکن (که علاوه بر تامین آب مورد نیاز جزیره قشم در سالهای رونقش به پایگاهی برای تامین آب شرب کشتیهای عبوری از تنگه هرمز نیز تبدیل شود) میتواند قشم را به نگین تابناک اقتصاد منطقه بدل سازد.
این زنجیره متصل تولید اقتصادی که بی شباهت به یک نهضت رشدیافته کارآفرینی و جریان هوشمند تولید انرژی پایه است، در نهایت ارزش افزوده بی نظیری ایجاد ودر گام نخست اقتصاد جزیره قشم و شرایط زیست و معاش اقتصادی اهالی این جزیره را متحول خواهد نمود، به موازات و با توجه به سیاستهای کلان نظام جمهوری اسلامی در عرصه اقتصادی و سپهری که استراتژی اصل 44 و میدان دارشدن مردم در فضای کار و تولید ترسیم ساخته است، تقریبا میتوان با اطمینان ادعا کرد که بخش خصوصی، نافع بزرگ اقتصاد روزهای طلایی جزیره قشم خواهد بود.
با این وصف باید گفت اندوه ناشی از وجود صدها کیلومتر مربع زمین بایر و بی مصرف در قشم با آغاز به کار رسمی تولید نفت در این جزیره همچون یخی در برابر شعاع آفتاب تابان ذوب خواهد شد،اقتصاد منجمد و راکد قشم در سایه نفت سیاه هنگام روزهایی طلایی را تجربه خواهد کرد و به مدلی ایرانی از توسعه با محوریت ذخایر انرژی و زنجیره ارزش افزوده آن خواهد انجامید.
طی سالها و حتی دهههای گذشته در محافل و مجالس کارشناسی به کرات شاهد مباحث نظری مختلف و بعضا متعارضی پیرامون اثر نفت بر شریان توسعه اقتصادی ایران بوده ایم که خروجی این بحث ها عمدتا در قالب تئوری های "نفت ،نعمت یا بلای اقتصاد ایران؟" به جامعه علمی ایران منتقل شده است. با این وصف نگارنده معتقد است جزیره قشم به عنوان یک کانون نوظهور اقتصاد انرژی در ایران (و منطقه ششم عملیاتی شرکت نفت فلات قاره ایران) می تواند معرف مدل جدیدی از الگوی توسعه ایرانی اسلامی با محوریت انرژی قرار گیرد.
با این وصف آنچه که توسعه صنعت نفت برای قشم سوغات خواهد آورد بی تردید چیزی جز نعمت پایدار نخواهد بود و نفت در جدیدترین چهره و تازه ترین اثر از آثار مترتب خود بر روند توسعه اقتصادی بیابان های وسیع قشم را به کانون کار و تولید تبدیل خواهد کرد.
در پایان لازم می دانم به عنوان عضوی کوچک از خانواده صنعت نفت ایران یادآور شوم که این دستاورد عظیم با آثار و تبعات مثبتی که وقوع آن را انتظار داریم جز با تلاش و همت مدیران، متخصصان و کارگران ایرانی به دست نیامده است و برعکس آنچه در یک قرن قبل در خوزستان رخ نمود این بار نه اثری از یک قرارداد استعماری هست و نه پای مسترهای انگلیسی در میان است،هر چه هست هنر ایرانی است و برآمده از توان ایرانی؛ شاید به همین دلیل شیرینی آنچه از این پس در قشم رخ می نماید و توسعه و بالندگی مستمری که در این گنجینه بی همتای ایرانی ظهور خواهد یافت ،حلاوتی مضاعف و ماندگار خواهد بود.
انتهای پیام
منوچهر خندان |