نفت نيوز : نقدي بر نظر مخالفان فني يا نيمه فني بودن رشته مديريت صنعتي در صنعت نفت
چهارشنبه، 27 مرداد 1389 - 20:04 کد خبر:9350

با سلام خدمت دوستان و همكاران (مسئولان منابع انساني سازمان نفت و مدرسين دانشگاهي شاغل) 

نظر به اهميت موضوع تعيين فني يا نيمه فني بودن رشته مديريت صنعتي در صنعت نفت ورشته هاي مشابه وارايه پاسخي چند به برخي دوستان مخالف، متن ذيل جهت نقد هرچه بيشتر تقديم مي گردد:
خواهشمند است يكبار ديگرموضوع (متن ارسالي قبلي) را ملاحظه بفرماييد ،ارايه اين بحث خداي ناكرده نه غرضي بر ابطال و كم ارزش كردن رشته مهندسي صنايع دارد ونه اصراري بر ارجحيت رشته مديريت صنعتي و مديريت اجرايي و.. . .اولين درس من وشما ارايه برهان بر پايه روش علمي است و روش علمي جز با تحقيق و پژوهش وتجزيه وتحليل عيار مطلوب پيدا نمي كند.
عرض بنده اين است كه در ارزيابي واحدها و سرفصلها كه بر اين نكته تاكيد دارم ارزيابي واحدها و سرفصلهاي،ارايه شده از سوي نظام اموزش عالي كشور و روشهاي جاري در مديرت منابع انساني نفت ،همپوشاني معني داري بين اين دو رشته وجود دارد(قابل توجه كارشناسان ارشد همه رشته ها)واين موضوع بويژه در زمينه هاي بكارگيري فارغ التحصيلان مربوطه در صنعت نفت دال بر صحت بيشتر مدعا است.
 ايا با روش بررسي علمي موضوع مشكل داريم .؟!ايا بهتر نيست با نگاهي علمي و منطبق بر استدلال ،به نقض مدعا و دفاع از منظور برخيزيم!! 

نكته ديگر اينكه مگر رشته هايي كه تاكنون از سوي وزارت محترم نفت نيمه فني اعلام شده اند چند كار يا پروژه با ماهيت فني (انگونه كه دوستمان مطرح نموده اند)راانجام داده اند مثلا رشته امار يا حقوق و مواردي از اين قبيل. اين نكته همه مارا به اين نتيجه مي رساند كه دراحصاء هدفهاي سازمان (اهداف فني ،نيمه فني وغير فني)درصد ايفاي نقش هريك از تخصصها بطور نسبي و نه مطلق به چه ميزان است گواينكه در اناليز يك فرايند جزءاز يك پروژه و يا در كليت يك شغل و يا سازمان ، ممكن است تخصصهاي مختلفي دخيل بوده و هريك بخشي از ان را مورد ارزيابي و استنتاج قرار دهند و البته با ابزار علمي خاص خودشان وتاثيري كه بر حصول اهداف سازمان مي گذارد، واين نه تنها چيزي از زيبايي كار انها نمي كاهد كه در مجموع هر يك دست بكار نگارگري بخشي از ان تصوير دلفريب است؟ لكن هر يك در تراز و جايگاه مشخص شده.!زيبايي كار همكاريكه با ظرافت يك دعوي حقوقي يا بررسي حسابداري ويا ارايش يك تركيب مطلوب سازماني را به نفع سازمان به جميع جهات به انجام مي رساند كم از يك كار كنترل پروژه كه همه ما ميدانيم به چه كيفيتي و چگونه در صنعت انجام مي شود نيست ، و.... 

با اين حساب كه برخي دوستان رشته هاي بينابين مثل مهندسي صنايع خط مميزي بين اين رشته ها با رشته هايي چون مديريت صنعتي دارند جاي اين ابهام وسوال باقي مي ماند كه: اگر بدلايلي يك فارغ التحصيل رشته فني در مجموعه امور اداري ،اموزش ويا واحدهاي خدماتي پشتيباني بكار گرفته شد همچنان فني تلقي شود چون در كنكور رياضي فيزيك شركت كرده و همكار ديگري با ساير رشته هاي تحصيلي حتي اگر در امور سازماني ،حقوقي، قراردادها، كنترل هزينه ها و بخشهاي ديگر مشابه انتصاب شد، الي الابد غير فني .كجاي اين استدلال باور پذير است و كدام دانشگاه اين اموزه را به باورتان نشانده است؟ 

مستحضر هستيد كه در سازمانهاي ارايه شده از سوي تشكيلات وروشها كه اين قاعده البته و در وهله اول به خود اين سازمان بر ميگردد براي تعدادي سمت با عنوان مشابه در يك بخش، شرايط احراز مشابهي نيز تعريف شده است مثلا چند سمت كارشناس در اين سازمان زير نظر يك سرپرست داراي شرايط احراز مهندسين فهيم صنايع ،مديران صنعتي(دوستان مديريت صبور باشند!)،اقتصاد و...مي باشند و حسب شرح وظيفه روشهاي تقريبا مشابهي را با عمق و وسعت كارشناسي قابل قبولي انجام مي دهند (كه در غير اينصورت تاكنون اين شرايط احراز تغيير مي يافت) و حتما براين نكته نيز اذعان داريد كه ابزار ارزشيابي سالانه اي كه همه شما خوبان را مورد ارزيابي قرار مي دهد يكسان است كه اگر حافظه يار ي كند ده شاخص ان طرز انجام كار ،13شاخص خصايص واستعدادها و 6 شاخص ان طرز سرپرستي و رهبري را براي شاغلين داراي حوزه سرپرستي در نظر گرفته است.

بنابراين داوري نهايي در تفوق كيفيت كاروتاثير اموزه هاي دانشگاهي يكي بر ديگري و توان استفاده از انچه فرا گرفته ايم وتبديل ان به محصول يا خدمتي قابل قبول براي سازمان چيزي است كه سالها در بوته عمل، وشرايط واقعي مورد نقد قرار گرفته و اعتبار و روايي ان به اثبات رسيده است.
آيا مي توان حكم داد كه در چنين شرايطي ارزشيابي الف، علي الراس به مهندسين صنايع اختصاص دارد و كمتر از ان به ديگران؟در حالي كه هردو، انتظار سازمان نفت را براورده كرده اند و نه خودرو سازي فلان شهر و قطعه سازي شركت فلان و همينطور..... ايا نگاه فني (و نه ابزار به دست بودن) اين دو رشته در سازماني مثل نفت اينقدر تفاوت دارد كه يكي را غير فني محض بدانيم و ديگري را فني محض؟؟
اگر مستنداتي دال بر وجود اين تفاوت وجود دارد ،(پروژه اي ويژه،مطالعه اي بنياني و كاربردي و يا حتي تحقيقي با برند خالص مهندسي صنايع)!!كه سايرين نيز در تكميل يا بهينه سازي ان، بويژه مديريت اجرايي و مديريت صنعتي نقد فني سازنده اي نداشته و يا نمي توانند داشته باشند، براي اصلاح يك اشتباه چندين ساله ،ارايه شود، مورد استقبال است ! كه اگر در صنعت نفت نه ،پس كجا؟؟. 

عرض شد هدف در وهله اول نقد مسئله است و نه حمله كه اين دو از ادبيات خاص خودشان بهره مي برند؟ ايا خواندن شيمي ، فيزيك و مواردي از اين دست مبين ان است كه يك مهندس صنايع را مي توان به عنوان مهندس نفت بكار گرفت و يا در مهندسي وساختمان مي توان عمليات اجرايي يك سازه را به وي سپرد ويا بر عكس؟اصلا اين كار عاقلانه است؟ واگر شما كارفرماي خصوصي باشيد براي نجات سرمايه خودتان اين كار را مي كنيد؟ 

فراموش نكنيم لازمه دور ماندن از خود شيفتگي و خداي ناكرده عجب و خود بيني، رعايت انصاف و عدالت است و تمكين در مقابل قول صحيح ومعتبر ،و اين وجه مميزه فضيلت مداران فرزانه است با انسان عامي..واين جزم انديشي به صلاح وصرفه نيست وبا عدالت منجر به رفاه همگاني بسيار فاصله دارد. 

لازم است يكبار ديگر اركان بحث را مشخص كنيم:
1-سازمان نفتبه عنوان ظرف ومحور موضوع
2- نيروي انساني مورد بحث به عنوان مظروف
3- زمينه اي براي انجام كار يا شغل/سمت/و..
4- ابزار ارزشيابي يكسان..
مدعا اين است:اگر در شرايطي ظرف و مظروف و زمينه امكان مجالست با كمترين تفرق و تفاوت را بيابند چه بايد كرد ؟
اين سوال و بسياري زمينه ها وخلل وفرج موجود در زمينه جذب ونگهداشت نيروي انساني ،بدون شك بار مسئوليت انديشمندان مارا در مديريت منابع انساني ، دو چندان مي كند.فراموش نكنيم دوران دانشگاه تمام شده و ما در سازماني بنام نفت كار مي كنيم و.....جور ديگر بايد ديد!! 

ضمن سپاس از تذكرات كه بدون شك با نيت غنا بخشيدن به موضوع و رفع اشكالات تايپي ياداور شده ،براي حل مشكل پيش امده به نظر مي رسد اگرموضوع وجوه مختلف فني تا غير فني بودن را به سازمان و سمت وطبيعت كار ان برگردانيم و كنترلهاي لازم را در انتصاب و البته با نگاه به دانش علمي وتجربي فرد و بر حسب شاخص هاي مورد قبول سازمان(نگاهي تركيبي از تشكيلات و روشها و ديگاههاي اداري) ،عدالت در برخورداري از مزاياي سمت ،ازجمله فني يا نيمه فني بودن ان ،اثار اين احساس غبن و دوگانگي در بسياري جاها برطرف و تاليف قلوب و احساس يگانگي بيشتري صورت پذيرد.يقين انستكه اساتيدمن در مهندسي صنايع،كماكان راهكارهاي متناسب تري را در نظر داشته و ارايه خواهند نمود. .
اميد است با عنايت به عمق مطلب ودوري جستن از خام گويي ،اين سلسله مباحث در اعتلاي سازمان و مجموعه مديران و كارشناسان دلسوز ان بويژه در حوزه منابع انساني سهم اندكي را ايفا نمايد. 
برادر شما از مناطق نفتخيز جنوب-اهواز
انتهاي پيام