این خبر حس بالندگی و نشاط را در هر ایرانی زنده کرد و نشان دیگری از غرور ملی ایرانیان نام گرفت. به پایان بردن فصل بهار امسال با چنین قراردادی از همت مضاعف و کار مضاعف حکایت داشته و نوید پیشرفت میدهد. اهمیت یافتن توسعه پارس جنوبی از جانب وزارت نفت و دولت دهم جای تقدیر دارد چه اکنون مدیران ارشد در اولویتهای خود به مهمترین مسائل در حوزه نفت و گاز اشاره داشته و سعی در برداشتن گامهای اساسی در این باره دارند. تاکید بر توسعه پارس جنوبی و بهره برداری از فازهای مشخص شده با هدف رسانیدن به نیاز داخل(مصرف خانگی و پالایشگاهی)، تزریق به مخازن نفتی (که در صورت عدم اجرای آن در طی چند سال آتی تولید نفت به نصف کاهش یافته و حتی پاسخ گوی نیاز داخل نیست) و صادرات به ترکیه و پاکستان، همچنین تاکید بر تولید و برداشت از میادین مشترک و غیره، همه و همه نشان از پختگی و تدبیر در تدوین اولویتها و شکلگیری عزم جدی در پیمودن این مسیر دارد.
در رابطه با قرارداد اشاره شده گرچه نباید از تدبیر و توانمندی مدیران و حتی پیمانکاران داخل جهت فعالیت جدی در صنعت نفت غافل شد، اما از جهت دیگر بایستی نگاهی کارشناسانه به تمامی جوانب داشت و واقع بینی را در تمامی تصمیمات لحاظ کرد تا خدای نخواسته شور و شعف اولیه گمراهمان نسازد و امید واهی تلقی نگردد. یکی از مهمترین مسائل مربوط به بحث توسعه پارس جنوبی مقوله تحریمهای بین المللی است .گرچه عزم جدی و ملی جهت مقابله با فاز جدید تحریمهای بین المللی در حال شکل گیری است و انعقاد قرارداد با پیمانکاران داخلی جهت بی اثر کردن تحریمها و به رخ کشیدن توان داخلی است، اما نباید واقع بینی را فدای احساس و غرور ملی کرد. به بیان دیگر در عین معتقد بودن به ایدئولوژیهای اسلامی و ملی خود، نباید در تصمیمات و اقدامات عقلانیت، کارآمدی و واقعبینی را در نظر نگرفت.
تحریمهای جدید بین المللی و بخصوص سیر جدید تحریمهای اتحادیه اروپا و کنگره آمریکا که به طور مستقیم صنعت نفت و گاز ایران را هدف قرار گرفته است بایستی مورد مداقه و بررسی جدی قرار گیرد. کنگره آمریکا تنبیههای شدیدی را برای سرویس دهندگان، سرمایه گذاران و شرکتهایی که هر نوع خدمات به صنعت نفت و گاز ایران دهد در نظر گرفته است. همچنین اتحادیه اروپا در حالیکه نیاز خود به انرژی و نفت و گاز ایران را پذیرفته و آن را برای تعادل در صحنه انرژی خود لازم دانسته و به آن اذعان دارد، اما با اینحال صنعت نفت و گاز ایران را تحریم مینماید.
تحریمهای بین المللی دو رکن اساسی توسعه حوزه پارس جنوبی ایران را هدف قرار دادهاست؛ 1- کسب سرمایه خارجی و منابع مالی مورد نیاز و 2- فناوری و دانش فنی مورد نیاز جهت توسعه.
سرمایه گذاری و منابع مالی
هم اکنون تلاشهای جدی برای جبران فقدان منابع مالی و سرمایه گذاران خارجی انجام گرفته است. فروش اوراق مشارکت ارزی و ریالی، اختصاص بودجه قابل توجه به آن از جانب مجلس، همچنین برنامهریزی جهت حضور و سرمایهگذاری بانکها و منابع مالی-اعتباری داخل در پروژههای صنعت نفت وگاز انجام پذیرفته است. با تدبیر مسئولان و همت بلند ایرانیان این بخش از اهداف تحریمها پشت سر گذاره میشود. البته ناگفته نماند که به ثمر نشستن این پروژه و به فرض انجام موفقیت 35 ماهه، بازگشت سرمایه در پروژه پارس جنوبی بالغ بر سه سال و نیم زمان نیاز دارد و لذا در نظر گرفتن سیستم انگیزشی و نرخ سود بالا برای موسسات مالی و سرمایه گذاران حقیقی و حقوقی را میطلبد و این امر، خود میزان هزینههای دولت را در بازپرداخت سرمایه بالا میبرد. اما بهرحال سرمایه مورد نیاز حتی با هزینههای اضافی بیشتر، کسب خواهد شد.
فناوری و دانش فنی مورد نیاز
بخش دیگر تحریمها مربوط به حوزه فناوری و دانش فنی است. صنعت نفت ایران با عمر صد ساله خود و سی ساله پس از انقلاب تجارب و دانش فراوانی کسب کرده است و به نیروی انسانی مجرب و متخصص دست یافته است که تا اندازهای توانایی تولید و به کارگیری تجهیزات و تکنولوژیهای مورد نیاز جهت حفر، توسعه و تولید نفت را کسب نموده است( گرچه هنوز به نیروی انسانی دانش یافته نیاز است و فرایند انتقال و جذب فناوریهای مناسب نیز به کندی صورت میگیرد). اما در بخش گاز و علی الخصوص توسعه میادین گازی در دریا و پارس جنوبی در زمینههای فناوری و دانش فنی و نیروی انسانی دانش یافته کارهای زیادی باید صورت گیرد. در بسیاری از بخشها نظیر حفاری در دریا و تجهیزات دریایی، ایران عزیز هنوز به خود کفایی نرسیده است و باید خریداری شود. همچنین علاوه بر نیاز به خرید فناوریهای لازم، به دانش استفاده از آن نیز نیاز است که معمولا در اختیار شرکتهای بزرگ بین المللی نظیر توتال، شل و انی است. کارشناسان صنعت نفت و گاز و مهندسین فعال در عسلویه میدانند که مثلا نیاز به لوله حفاری چند متری جهت حفاری در دریا که در انحصار یک شرکت آمریکایی است چگونه انجام عملیات را تا چند ماه و با شرط توفیق در خرید آن متوقف میسازد. همچنین اقدام به توسعه آنهم در شرایطی که به دانش و فناوری مناسب دست نیافتهایم در صورت عدم اتخاذ تدابیر لازم حتی ممکن است با عواقبی چون از بین رفتن نیروی انسانی و محیط زیست همراه گردد. برای نمونه میتوان از گاز H2S نام برد. گاز برخی از فازهای عسلویه دارای درصدی گاز سمی و بسیار خطرناک هیدروژن سولفید است و چنانچه مدیریت درست بر امر حفاری و توسعه متکی بر دانش و فناوری مناسب صورت نپذیرد از بین رفتن نیروی انسانی در کمتر از یک دقیقه حتمی است. بهرحال وجود برخی مشکلات در اجرای عملیات توسعه و حفاری، باز شدن پای واسطههای خرد و افزایش هزینهها و زمان لازم جهت توسعه، از مشکلات پیش آمده است.
با این همه، تلاش کارشناسان صنعت نفت و گاز برای فایق آمدن بر مشکلات همچون گذشته به سرانجام خواهد رسید.
انتهای پیام
* کارشناسی ارشد مهندسی نفت
منبع:الف |