زيبا اسماعيلي / گروه اقتصاد روزنامه جام جم:
با حيدر بهمني، مديرعامل شركت ملي حفاري
ميگفتند نفتشهر فقط با اتمام نفتش مهار ميشود
ميگويدچاه 24 نفتشهر كه آتش ميگيرد، پس از اعلام خودش را آنجا ميرساند اما در همان ساعات اوليه پاي راستش دچار حادثه ميشود و امكان حضورش در منطقه را به مدت چند ساعت سلب ميكند.
گرماي هوا، مينهاي كاشته شده در زمين و قرار گرفتن در نقطه صفر مرزي و اشتراك ميدان نفتشهر با عراق، نبود آب و خشكسالي، فوران گاز در عمق 613 متري چاه از دشواريها و پيچيدگيهاي حادثه نفتشهر است، اما مديرعامل شركت ملي حفاري معتقد است اين دشواريها با توكل به خدا و ائمه اطهار (ع) هموار و مسير عبور آرام ميشود.
تلاطم آتش در ارتفاع 113 متري با درجه حرارت 900 درجه سانتيگراد از جانگذشتگي ميطلبد كه حيدر بهمني، مديرعامل شركت ملي حفاري در تمام مصاحبهاش به آن اشاره ميكند.
حادثه آتشسوزي در نفتشهر به اعتقاد كارشناسان و متخصصان داخلي و خارجي از مواردي است كه پيشبيني ميشد مهار آن 6 ماه به طول بينجامد، اما حيدر بهمني كه مديريت تيم عمليات مهار چاه 24 را به عهده داشت، متفاوتتر از ديگران توضيح ميدهد.
با وي درباره آنچه در نفتشهر گذشت و فعاليتهاي شركت ملي حفاري به گفتگو نشستهايم.
چطور شد كه حادثه نفتشهر شكل گرفت؟
دكل 118 حفاري چاه 24 نفتشهر مشغول حفاري بود كه در عمق 613 متري به نفت دست يافت، اما در اثر يك جرقه كوچك دچار آتشسوزي شد.
گفته شد كه رسيدن به نفت در اين عمق پديدهاي نادر بوده، درست است؟
خير. نبايد گفت نادر، زيرا در ايران با سابقه 100 ساله نفت، اين موضوع نادر نيست اما پديده جديدي است كه در عمق 613 متري دچار فوران شد و رانش گاز از اين عمق به بالا و عدم كنترل چاه باعث آتش گرفتن دكل شد كه منجر به از بين رفتن آن و مرگ 3 تن از همكاران شد.
چه ميزان آهنآلات و تجهيزات سر چاهي ذوب شد؟
حدود 300 تن آهنآلات و يك دكل 200 هزار تني بود كه مجموعا 110 تريلي 24 تني آن را حمل ميكردند. تمام اين دكل ذوب شده و روي چاه افتاده است.
ظاهرا يكي از دشواريهاي مهار چاه همين ميزان آهنآلات ذوب شده بود؟
بله. يكي از موانع بزرگ مهار چاه، تخريب دكل و ذوب شدن آن بر روي چاه بود.
ميزان خسارت دكل چقدر بود؟
به هر حال دكل قيمت مشخصي دارد، تقريبا 20 ميليون دلار است.
يكي از دشواريهاي كار در نفتشهر جدا كردن اين ميزان آهنآلات ذوب شده از چاه بود كه با آتش 900 درجه سانتيگراد حرارت نيز همراه بود، اما با ايثار وصفناپذيري از سوي همه كارگران، اپراتورها، لودرها، بولدوزرها و دستگاههاي بيل مكانيكي توام با برنامهريزي تيم عمليات كار انجام شد در حالي كه به طور معمول 3 تا 4 ماه در اين گونه حوادث طول ميكشد تا محموله آهن از چاه جدا شود.اما تقريبا اين تيم قبل از مهار آتش طي 10 روز ضايعات دهانه چاه را جدا كرد و در اين زمان شعاع آتش حدود 90 متر بود كه با پاكسازي چاه شعله مستقيم شد و به ارتفاع 113 متر رسيد تا پس از آن براي كنترل و
مهار آتش برنامهريزي شود.براي مهار چاه دو روش در نظر گرفته شد؛ يكي Topkill يعني كشتن چاه از بالا و ديگري Pirectional (حفاري افقي).
براي Topkill مجبور بوديم 65 كيلومتر خط لوله براي انتقال آب ايجاد كنيم و با توجه به كمبود آب و خشكسالي در منطقه 4 استخر آب بايد براي حدود 140 هزار بشكه آب تعبيه ميشد. آنجا چندين دستگاه فشار قوي روي حوضچههاي آب مستقر شد، دستگاههايي براي كنترل و فوران لازم بود ساخته شود كه در داخل تهيه شد و روشهاي مختلفي براي كنترل چاه از بالا مطرح شد و در ستادي از بهترين نخبگان مهندسي حفاري كه داراي تجربيات داخلي و خارجي بودند مورد بررسي قرار گرفت و به طور مرتب اين نشستها دنبال شد و عملياتهاي مختلفي انجام ميشد زيرا صدمات وارده به چاه وسيع بود و ما مجبور بوديم روشهاي گوناگون را به كار بنديم و بر اين اساس براي بسياري غيرقابل باور بود كه از طريق Topkill ما به موفقيت برسيم زيرا جاي سالمي در اين چاه وجود نداشت.
اين چاه قابل استفاده است يا بايد حفاري ديگري صورت گيرد؟
بله، قابل استفاده است.
نظر مديرعامل نفت مركزي اين بود كه هزينه بازسازي چاه براي استفاده مجدد بيش از حفر يك چاه جديد است؟
نه هزينهاي ندارد، زيرا چاه مجددا ميتواند مورد استفاده حفاري قرار گيرد و مساله خاصي ندارد. در حال حاضر اطراف چاه دارند حفاري ميكنند و مشكلي در اين زمينه وجود ندارد.
پيش از اين ادعايي در برخي سايتها درخصوص مهار آتش چاه كنگان مطرح شد كه اين چاه با تزريق گل و سيمان كور شده و قابل استفاده نخواهد بود و اخيرا در نفتشهر هم مطرح شد. آيا اين موضوع از نظر فني صحت دارد و اساسا چنين عملياتي براي مهار چاههاي نفت و گاز انجام ميشود؟
خير. اشتباه همين است. اصلا در كنگان سيمان تزريق نشد. با گل آنجا چاه را كشتيم. چاه نفتشهر هم با گل كشته شد و فقط به ميزان قطر لوله يعني 350 بشكه سيمان تزريق شد.
آيا با اين تزريقها امكان برداشت از مخزن خواهد بود؟
اصلا اين كار ارتباطي به مخزن ندارد، منابع نفت و گاز مخزن قابل برداشت خواهد بود زيرا در مخزن تزريقي صورت نميگيرد بلكه به اندازه قطر لولهاي كه 600 متر بود تقريبا 350 بشكه سيمان براي نگهداشت چاه تزريق شد.
فشار چاه و GOR (نسبت نفت و گاز) چاه تفاوت داشت و همه آن نفت بود، يعني اگر گاز بود راحتتر ميتوانستيم عمل كنيم.
با اين اوصاف، به هر حال با برنامهريزيهاي صورت گرفته عمليات مهار بخوبي اجرا شد.
تفاوت ما با خارجيها در اين زمينه و در اين گونه حوادث چيست؟
قطعا تفاوتهايي وجود دارد. ما نميتوانيم بگوييم ما از خارجيها در زمينه تكنولوژي مساوي يا برتر هستيم بلكه آنها از اين نظر از ما جلوتر هستند ولي اعتقادات دروني و الهي ما نقطه اصلي متمايزكننده است.
ما با توسل و توكل حركت ميكنيم؛ من هميشه خودم با توسل به حضرت زهرا (س) در عملياتها حركت ميكنم. مديريت كار را ميسپارم به خدا و ائمه و اعتقاد هم دارم كه اين توسل و توكل كار را چطور جلو ميبرد و با چشم دل ميبينيم كه آنها كمك كردند. اگر غير از اين بود كاري پيش نميرفت، آمريكاييها پيشبيني كردند چاه نفتشهر 6 ماهه مهار ميشود حتي برخي مسوولان و متخصصان هم همين نظر را دادند ولي اعتقادات باعث شد كار ما جلو برود، ما از نظر فرهنگ كار تفاوت داريم.
چه تفاوتي؟
اصلا فرهنگ كار ما با خارجيها تفاوت دارد، من از زمان انفجار و نشت نفت به نفتشهر رفتم و با وجود جراحات زيادي كه داشتم به غير از چند ساعتي كه براي مداوا به كرمانشاه رفتم در طول عمليات منطقه را ترك نكردم، اما اگر همين ماجراي خليج مكزيك را نگاه كنيد، مديرعامل امكان ندارد شنبه و يكشنبه كنار خانوادهاش نباشد. فرهنگ كار يعني اين، ما تا پاي جان پاي كار ايستاديم و براي منافع ملي و نظام جان خود را هم ميدهيم و اين تفاوت ما را ميرساند كه ما در نفتشهر كار را 28 روزه تمام كرديم اما آمريكاييها در چاه 101 اهواز 165 روزه.
به خليج مكزيك اشاره كرديد، چرا فكر ميكنيد روند مهار نشت نفت آنجا طولاني شده است؟
خارجيها اينگونه كار نميكنند، ريسكپذيري آنها بسيار كم است. ما همانطور كه به امدادهاي غيبي اعتقاد داريم ريسكپذيري بالايي نيز داريم. آنها اين چيزها را ندارند. البته حادثه مكزيك به نظرم پيچيدگي خاصي دارد و بحث آن سياسي شده و به نظر ميرسد با وجود تجهيزات و تكنولوژي بالايي كه آمريكاييها دارند، عدم مهار اين نشت كمي مشكوك بوده است براي همين ما اعلام آمادگي كرديم برويم آنجا زيرا معتقدم ميتوان چاه را مهار كرد تا بيش از اين به محيط زيست آسيب نزند. كار خليج مكزيك سختتر از نفتشهر نيست البته آنجا عمق آب است ولي در نفتشهر گرما، بيآبي و مين و... است.
بد نيست به اين نكته نيز اشاره كنم كه براساس فرمولهاي علمي دنيا اصلا قابل قبول نيست كه چاه نفتشهر با ويژگيهاي خاصي كه آنجا داشت از جمله وجود مين ضد نفر و... 28 روزه آتش مهار شود اما اتكاء به خدا كمك كرد.
البته ناگفته نماند كه با وجود اين اعتقاد و اتكاء، از معادلات علمي و ابتكارات هم غافل نبوديم و در شرايط خاص دست به ابتكار عملهاي زيادي زديم. در همين نفتشهر هم اين اتفاق افتاد و همواره شرايط چاه به شما ميگويد چگونه رفتار عملياتي را تنظيم كنيد و شرايط مخزن چگونگي كار را طراحي ميكند بر اين اساس طرحهايي به ذهنمان ميرسيد كه ابتكاري بود زيرا مطابق رفتار مخزن و چاه عمل ميكرديم و آنچه در كنگان و اهواز اجرا كرديم واقعا با نفتشهر متفاوت و جديد بود.
با ساخت اين ابزار و امكانات كه افراد متخصص و دانشگاهي آن را اجرا كردند توانستند درون چاه رفته، آن را با آب كنترل كنند و بعد با گل آن را بكشند.
چقدر گل تزريق كرديد؟
حدود هزار بشكه.
تزريق اين گل با فرمول خاص علمي انجام ميشود؟
بله. ساخت گل و تركيب آن كاملا تخصصي است كه تركيبي از نمك، آب و... است كه متخصصان اين كار را انجام ميدهند.
اين گلها به بافت چاه آسيب نميزند؟
خير. اصلا كاري به چاه ندارد 1000 بشكه گلي كه تزريق كرديم شايد 300 بشكه آن وارد چاه شد و بقيه آن بيرون ريخته شد. پس از آن با تزريق سيمان چاه را در اختيار گرفتيم. و اين نيز به دليل پارگي و تخريب تاسيسات سرچاه به وجود آمد و در غير اين صورت معمولا چاه با 300 بشكه آب و گل مهار ميشود.
روش حفاري انحرافي (افقي) هم جزو همين ابداعات بود؟
بله. كساني كه در تيم عمليات برنامهريزي ميكردند براي روشهاي مختلف برنامه داشتند اما كار به حفاري افقي نرسيد كه چاه خاموش شد.
در همه جاي دنيا اين روش را براي مهار چاه به كار ميگيرند؟
در دنيا معمولا همين است كه براي كشتن چاه از آب و گل و سيمان استفاده ميكنند و ساخت گل شرايط خاصي دارد كه براساس فشار چاه ساخته ميشود.
در طول مدت عمليات آيا احساس كرديد كه نياز به كمك خارجي داشته باشيد؟
خير. چون ما شك نداشتيم كه كار خودمان است زيرا تجربيات زيادي در مهار چاهها داشتيم. الان به باورهايي رسيديم كه بسياري از كارها را خودمان انجام ميدهيم. يك زمان هيچ كس فكر نميكرد ما بتوانيم حفاري داشته باشيم الان خود خارجيها هم قبول دارند كه ما به اين توانايي دست يافتيم، باور داريم كه ميتوانيم رقابت كنيم.
آنها 50 يا 60 سال از ما جلوترند اما واقعيت اين است كه اعتقاد ما كار را پيش ميبرد. شك ندارم چنانچه خارجيها با آن تجهيزات و امكانات ميآمدند در نفتشهر، كار كمتر از 6 ماه انجام نميشد و من خودم ديدم برخي از سايتهاي خارجي نوشتند نفتشهر مهار نميشود مگر نفت آن تمام شود.
يك سوالي كه پيشتر فراموش كردم بپرسم اين است كه دلايل فوران چاهها هنگام حفاري در دنيا چيست؟
به هر حال يك ميدان نفتي طبيعت ناشناختهاي است كه نميدانيم با چه پديدهاي روبرو ميشود. در «مارونخامي» با فشاري در عمق 5 هزار متري به ميزان 15 هزار پوند بر اينچ مربع (يعني 8 ـ7 كيلوفشار بر يك اينچ مربع) مواجه ميشويم و اين چون طبيعت ناشناختهاي است با چنين رفتاري از چاه مواجه ميشويم و بر اين اساس بايد برنامهريزي دقيق داشت و افرادي كه مسووليت در آن ميگيرند بايد دانش انجام اين كار را داشته باشند.
وقتي يك چاه نفت ميخواهد حفاري شود تقريبا 30 نوع تخصص كنار هم قرار ميگيرند و كار ميكنند و حتي اگر يك نفر از اين تيم فهم فني نداشته باشد كار با مشكل مواجه ميشود. به همين دليل در خليج فارس اگر بخواهيم حفاري كنيم بايد روزانه 500 هزار دلار هزينه كنيم يعني براي يك چاه اكتشافي بايد حدود 60 ميليارد تومان هزينه شود. خب، مديريت چنين هزينهاي مستلزم توانايي است و آدمي كه ميخواهد 60 ميليارد تومان را مديريت كند بايد توانايي بالايي داشته باشد و شناخت كافي نسبت به مسائل فني و ... داشته باشد و از فيلترهاي زيادي بايد عبور كند و تجربيات بالايي داشته باشد.
ما الان از نظر دانش فني و تكنولوژي در چه مقطعي در حفاري قرار داريم؟ آيا ميتوانيم بگوييم از دنيا بينياز هستيم؟
در مقطعي هستيم كه ميتوانيم كار خودمان را انجام دهيم و نميتوانيم بگوييم از دنيا بينياز هستيم و به نظرم اين حرف اضافهاي است. همانطور كه دنيا به ما نياز دارد ما نيز به دنيا وابستگي داريم، هيچ كشوري حتي انگليس و آمريكا در دنيا وجود ندارد كه تمام امكانات و تكنولوژي را در خود داشته باشد و اساسا داشتن هر چيز صرفه اقتصادي ندارد.
شرايط جنگ تحميلي و تحريم ما را مجبور كرد امكاناتي براي خودمان فراهم كنيم. من معتقدم عدم ارتباط با دنيا به نفع ما نيست ارتباط با دنيا به نفع ماست ولي اگر دنيا ما را مجبور كند بايد به گونهاي برنامهريزي كنيم كه از پس مشكلات و كار خودمان بربياييم.
در حال حاضر كه در درياي خزر (آبهاي عميق) حفاري ميكنيم، از نظر ايمني چه تدابيري انديشيده شده كه از حوادث احتمالي جلوگيري شود؟
در خزر در عمق 1000 متري حفاري ميشود و من معتقدم قضيه خليج مكزيك را بايد به عنوان يك هشدار تلقي كنيم.
منظورتان هشدار براي حفاري در آبهاي عميق؟
بله. زيرا ما اكنون در خليجفارس در عمق 60 ـ50 متري حفاري ميكنيم و حتي غواص هم براحتي ميتواند فعاليت داشته باشد؛ اما دوستاني كه در آبهاي عميق حفاري ميكنند، بايد خود را تجهيز كنند و مواظبت و دقت عمل بيشتري داشته باشد و از تجربه مكزيك ميتوانند بخصوص در زمينه اطلاعات كنترل فوران را كسب كرده و براساس آن راهبردهاي لازم را به كار گيرند و براي خود مستندسازي كنند.
به سوال قبليام پاسخ روشن نداديد. در حال حاضر چند درصد در زمينه تكنولوژي وابستگي خارجي داريم؟
عرض كردم بين 60 تا 70 درصد مشكلات را در داخل حل ميكنيم. بقيه را كه در خارج از كشور تامين ميكنيم، در تمام دنيا امكان تامين آن وجود دارد و اين در كشورهاي مختلف براي ما امكانپذير است.
يعني تحريم اثرگذار نبوده است؟
به هر حال تحريم خوشايند نيست. ما نيز به استقبال تحريم نميرويم و آن نيز بالاخره تبعاتي براي ما دارد. تلاش ما اين است كه خسارت تحريم و تبعات آن به فرصت تبديل شود و در زمينه دانش فني و سرمايه نيروي انساني بيشتر سرمايهگذاري كنيم.
پروژهاي داريد كه تاخير داشته باشد؟
بله. پروژهاي هست كه تاخير داشته باشد؛ اما طبق برنامه براي 15 حلقه چاه در كيش عمل ميكنيم. در فازهاي 17 و 18 پارس جنوبي طبق برنامه هستيم.
ظاهرا حفاري فازهاي 9 و 10 پارس جنوبي به اتمام نرسيده و تاخير دارد؟
بله. درست است تاخير دارد و البته زياد از برنامه عقب نيستيم؛ ولي در زمينه تامين كالا مشكلاتي بوده كه البته تامين كالاي آن هم با ما نبوده است.
الان چقدر پروژه حفاري در دريا داريد؟
نزديك به 2 ميليارد و 500 ميليون دلار پروژه در دريا داريم. هماكنون 53 دستگاه حفاري در دريا و خشكي در حال كار كردن هستند و 6 دستگاه هم اجاره داديم.
يعني حفاري چند حلقه چاه؟
حدود 60 حلقه چاه.
در خشكي چقدر؟
در خشكي تقريبا سالانه بين 180 ـ 150 حلقه چاه حفاري ميشود.
ميدان آزادگان كه يكي از ميادين بزرگ و استراتژيك كشور است، با تاخير مواجه است؟
از اكتشاف تا توسعه آزادگان همه بر عهده ما بوده ولي ما در حفاري در اين ميدان از برنامه عقب نيستيم.
گويا تلاشهايي صورت گرفته تا اصل 44 درباره شركت ملي حفاري اجرا نشود؟ آخرين اقدامات چه بوده؟
اين بحث براي شركت حفاري زود است. با توجه به شرايط كشور، شركت ملي حفاري كه زاييده انقلاب است و افراد در آن با ايده خاص كار ميكنند نبايد دستخوش تحول خصوصيسازي شود و فرهنگ اعتقادي و انقلابي در آن حاكم است و با توجه به هزينههاي زيادي كه مترتب حفاري است بايد در كنترل دولت باشد البته دوست داريم شركتهاي حفاري وابسته در حمايت بخش خصوصي قرار گيرند ولي اگر تصميم براي خصوصيسازي بگيرند اجرا ميكنيم.
نظر كارشناسيتان در اين خصوص چيست؟ آيا ارائه كرديد؟
نظر كارشناسي ما اين است كه چون اين شركت زاييده انقلاب است به عنوان شركت بالادستي بماند و شركتهاي وابسته ديگر در زمينه حفاري ايجاد شود و امكان رقابت با شركت ملي حفاري براي آنها ايجاد شود من معتقدم شركت حفاري را بايد رقباي آن كنار بزنند نه خودمان.
ظاهرا 2 سال ديگر بازنشسته ميشويد. چه كاري ميخواهيد انجام دهيد.
بايد بازنشسته شوم و ميخواهم پس از اين در كنار خانوادهام باشم و مايل نيستم يك روز ادامه بدهم.
انتهاي پيام