پاسی از نیمه شب گذشته بود. دوستی که در کسوت قضاوت و در شهر اهواز مشغول به کار است و میدانست تا آن موقع بیدار هستم، با من تماس گرفت و گفت : واقعاً نمیدانسته عظمت کار برای مهار یک چاه نفت تا چه حد است و هم او گفت که اعضای خانوادهاش، فیلم رادیدهاند و پس از آن نوع نگاهشان به کارکنان شرکت نفت تغییر کرده است. تازه این دوست عزیز فیلم مهار چاه 50 اهواز را ندیده بود. 
صبح چهارشنبه یکی از دوستان خبرنگار هم که فیلم را دیده بود گفت : دستشان درد نکند، هر چه میگیرند، حلال زن و فرزندانشان باد. و بالاخره یکی از همکاران هم طی تماس تلفنی به من گفت : دیدی بالاخره صدا و سیما هم وارد معرکه شد؟!
براستی برخی باورشان شده بود که فیلم پخش شده از شبکه 3 سیما درباره مهار چاه نفت شهر، کار صدا و سیما بوده است. صدا و سیمایی که با صرف هزینههای گزاف، سریالهای متعدد میسازد، برنامههای مختلفی در مدح و نقد آن ترتیب میدهد و بعد هم جوایزی به دست اندرکاران آن فیلمها داده و تقدیر میکند. دست مریزاد بر این صدا و سیما.
اما واقعاً اینگونه بود؟ خیر. تمام آنچه که از صدا و سیما پخش شد باز حاصل تلاش کارکنان شریف شرکت ملی حفاری ایران بود. به دیگر سخن کلیه مراحل فیلمبرداری، مونتاژ، صداگذاری و کلاً فیلمی آماده پخش تحویل صدا و سیما شد تا بعنوان محصول گروه اجتماعی شبکه 3 (و البته برای خالی نبودن عریضه با مشارکت شرکت ملی حفاری ایران) برروی آنتن رفته و از گیرندههای تلویزیونی نیز قابل دریافت باشد. اینهم نوعی دیگر از مظلومیت کارکنان نفت.
با توجه به تقارن نشت نفت در خلیج مکزیک و حادثه نفت شهر، انتظار میرفت که گروه ویژهای از صدا و سیما مسوولیت تهیه گزارشی مستند از سیر وقایع و تلاشهای شبانهروزی که در جهت مهار چاه نفت انجام میپذیرد برعهده داشته باشند. وچه بسا اگر این واقعه در کشور دیگری اتفاق میافتاد، مجموعه رسانهای آن کشور، از آن بعنوان یک فرصت به منظور انعکاس بینالمللی و ثبت تاریخی آن استفاده میکردند.
متأسفانه صدا و سیمای ما از این فرصت استفاده نکرد اگر چه جور آن را هم شرکت ملی حفاری ایران کشید. آیا وقت آن نرسیده که صدا و سیمای وطنی این بی مهریها را جبران نماید؟
انتهای پیام
غلامرضا موسی قزوینی |