یقین دارم سخن چون از دل برآید لاجرم بر دل نشیند و اگر عمری باقی باشد ، سال آینده نمایشگاه شانزدهم، دست کم در عرصه اطلاع رسانی واجد صفت بین المللی خواهد بود.سخن بسیار است اما به نظر اشارتی برای نیک اندیشان کفایت می کند.
نخست: یکی از جدی ترین آسیب های تمام نمایشگاه های ایران ، انتشار ویژه نامه های متعدد بدون نظارت کارشناسی و تنها و تنها با رویکرد تبلیغ محض آن هم بدون درنظر گرفتن اهداف و نیازهای واقعی هر نمایشگاه است.به نظرم صادقانه باید قبول کرد که انتشار رنگین نامه های نفتی در نمایشگاه پانزدهم آن هم با محتوای عمدتا تکراری و از پیش آماده شده از سوی روابط عمومی های نفتی، بدون کمترین نظارت و دنبال کردن سیاست مشخص ، خطایی بود که به یقین باید نسبت به آسیب شناسی این معضل تدبیری اندیشید.دست کم این که اگر تمام مطالب انتشار یافته در تمام این رنگین نامه ها رصد شود، به یقین بالای 90 درصد را می توان با جستجو در ارگان خبری وزارت نفت یافت و از این رو باید نگران بود که تکرار مکررات با رنگ آمیزی های جورواجور دردی را دوا نمی کند.
دوم: دنبال کردن انگیزه های تجاری از سوی برخی ناشران رنگین نامه ها البته نمی تواند امری منفی قلمداد شود، چرا که حق این است منافع و مصالح دو جانبه ستاد برگزاری نمایشگاه و ناشران رنگین نامه ها را باید لحاظ کرد، اما چربش بیش از اندازه رویکرد تجاری و ضعف شدید محتوا و نبود کمترین نظارت کارشناسی شده، باعث شده تا راه به بیراهه و کج راهه کشیده شود و به یقین تصدیق باید کرد که این راه به صواب نزدیک نباشد.
سوم: البته حضور موثر و پررنگ شبکه های مختلف رسانه ملی هم از مزایای نمایشگاه پانزدهم بود، لیکن باید چاره ای اندیشید که در ارائه گزارش ها، خبرها، گفت وگوها و ... کمتر جنبه فرمایشی و نمایشی پیدا کند و مدیران ارشد رسانه ملی باید با اعزام کارکشته ترین خبرنگاران و تحلیل گران خود تصویری واقع بینانه از فرصت های سرمایه گذاری در صنعت نفت ایران به جهان مخابره شود، چه این که هدف از نمایشگاه بین المللی نفت، فقط نشان دادن توانمندی ها نیست بلکه جذابیت های سرمایه گذاری و تبیین سیاست های درست نظام در عرصه نفت اولویت نخست باشد.به ویژه این که جز رسانه ملی دیگر رسانه های ما ، گستره بین المللی ندارد و البته این جای تاسف دارد.
چهارم: چه خوب بود و چه شایسته باشد که تجدید نظر جدی صورت گیرد ، از این رو که هیچ ویژه نامه ای به زبان خارجی دو یا چند زبانه منتشر نشد تا میهمانان خارجی بدانند در صنعت نفت ما چه می گذرد.راستی شرکتهای اروپایی و چینی و دیگر شرکت های خارجی فهمیدند در این ایام نمایشگاه ، مدیران نفتی ما چه گفتند و چه فرصت هایی را برای همکاری بیشتر و سرمایه گذاری گسترده تر در میان گذاشتند؟ فکر می کنم نه!
لذا پیشنهاد می شود از همین امروز شورای هماهنگی روابط عمومی های نفتی، تعارف را کنار گذارند و عیب ها را واکاوی کنند و نگذارند مسائل تا نمایشگاه شانزدهم مسکوت بماند.نتیجه این که یقین دارم نمایشگاه پانزدهم نفتی ایران آن هم در تنگنای تحریم های سیاسی غرب، پیام شفافی داشت که تحریم صنعت نفت ایران در 30 ساله اخیر ، نعمتی بود برای خودکفایی و استقلال نسبی صنعت نفت ما و بالندگی متخصصان و مهندسان ایرانی و این به معنای عدم نیاز به تجربه ، دانش فنی و سرمایه خارجی نیست ، اما تردید دارم که فرآیند اطلاع رسانی نمایشگاه بین المللی نفت ایران در طول 15 دوره اخیر ، به استراتژی مشخص و شفاف دست یافته باشد؛ جز این که فکر کنیم رسالت ما فقط نمایش داخلی است و نه قدرت نمایی بین المللی .
این میراثی است به جا مانده از گذشته و ضرورت دارد تا صادقانه پالایش جدی در راهبردهای کم اثر به جامانده از گذشته و خلاقیت های فاقد نظارت کنونی صورت گیرد.
بی گمان، نقشه راهی باید.
منبع: روزنامه خراسان |