نفت اگرچه ايران را در عصري كه اولين سالهاي نظام سياسي مشروطيت را تجربه ميكرد وارد فضاي اقتصاد صنعتي مدرن ساخت و تا سالها و دههها پس از آن نيز، صنعت توليد و پالايش نفت تنها و تنها صنعت مدرن به معناي واقعي در ايران بود، اما اين تمام سوغاتي هاي نفت براي ايران نبود، بگذريم كه امروز خيلي از دوستان اصرار دارند تا نفت را به علت وابسته شدن شريان اقتصاد ملي به درآمدهاي نفتي، يكسره مصيبت بدانند اما به هر روي به گواه اسناد غير قابل انكار تاريخي، نفت در گام هاي نخست پيدايش صنعتي خود در ايران، بسياري از اولينها را براي ايران به ارمغان آورد و چه بسا اگر اين اولينها توسط نفت به جامعه ايراني وارد نميشد مدار توسعه نيافتگي اقتصاد عهد قاجار ايران تا سالياني طولاني همچنان پايدار ميماند.
اولين درمانگاه مدرن، اولين ايستگاه آتشنشاني، اولين آموزشكده و پس دانشكده تخصصي در يك رشته خاص، اولين باشگاه ورزشي كارمندي، اولين نظام حسابداري و تفريغ بودجه، اولين نظامنامه برنامهريزي سازماني و امور اداري و اولين روابط عمومي در ايران تنها بخشي از اولينهايي است كه جزو سوغاتيهاي خوب و يادگاريهاي ارزشمند صنعت نفت ايران محسوب ميشود.
در ميان تمام اين اولينها كه برخي مورخان تعداد آنها را تا 54 مورد نيز شمردهاند تأسيس اولين هسته روابط عمومي و ارتباطات در چارچوب صنعت نفت ايران به اعتقاد اينجانب از اهميتي خاص برخوردار است.
مصطفي فاتح كارمند ايراني و مدير ارشد شركت نفت انگليس و ايران تلاش كرد تا با ترغيب شماري از جوانان خوش ذوق و نخبگان ادبي ايران، هسته اولين روابط عمومي را در ساختار سازمانهاي اداري ايران تشكيل دهد، بعدها با خلع يد از شركت نفت انگليس و تأسيس شركت ملي نفت ايران، ميراث و تجربه روابط عمومي در ساختار اين شركت شكل گرفت و رفتهرفته نسلي از حرفهايترين نويسندگان و روزنامهنگاران در روابط عمومي شركت ملي نفت ايران گردهم آمدند، قوت و غناي اين روابط عمومي تا حدي بود كه به اعتراف برخي مديران وقت دولتي، شماري از دستگاههاي اجرايي براي تأسيس اداره روابط عمومي در سازمانهاي خود، از شماي سازماني و قواعد اداري و اصول حرفهاي روابط عمومي شركت ملي نفت الگوبرداري كردند، اين رويه البته در طي دهههاي بعد، ثابت و يكنواخت نماند.
گسترش سطح سازماني شركت نفت، تأسيس شركتهاي اصلي ديگري همچون گاز، پتروشيمي و اين اواخر شركت ملي پالايش و پخش و از همه مهمتر تأسيس وزارت نفت به عنوان نهاد حاكميتي و ناظر بر عملكرد بنگاه هاي اقتصادي همچون شركت ملي نفت، موجب شد تا يكدستي و يكپارچگي مقوله روابط عمومي در سطح اين صنعت تا حد زيادي دست نيافتني جلوه كند، اگر چه طي دهه اخير دوستان عزيز و فرهيخته در سطوح مختلف تصميمسازي و تصميمگيري در اداره كل روابط عمومي تلاش ميكردند تا از اعتبار تاريخي هنر روابط عمومي در مجموعه نفت دفاع كنند؛ اما اين واقعيت را مجال انكار نيست كه امكان همنوا ساختن دهها واحد روابط عمومي در سطح وزارت نفت با تكيه بر روشهاي اداري و ابلاغي نه تنها ميسر و مقدور نيست بلكه به علت ذات هنر روابط عمومي، اصولا تلاش براي مديريت پادگاني بر حريم روابط عمومي و يكدست ساختن افكار و انديشههاي روابط عمومي از طريق ابلاغيه و بخشنامه قطعا نتيجه عكس بر جاي خواهد گذارد.TAG_SOTITR_1_TAG
در هر حال، با تحولات سريعي كه در نظام ارتباطات جهاني ايجاد شده و به ويژه طي ده سال اخير كه انواع فناوريهاي مدرن و روشها و ايدههاي خلاقانه در مقوله روابط عمومي جاي گرفته است نميتوان انتظار بهرهوري حداكثري از فعاليت پراكنده بيش از يكصد واحد روابط عمومي موجود در صنعت نفت ايران را انتظار داشت، اين نياز استراتژيك با شروع به كار دكتر سيد مسعود ميركاظمي در وزارت نفت و به دليل ديد استراتژيك وي به خوبي رصد شد و اولين گام براي احياي قدرت و اعتبار تاريخي مقوله روابط عمومي در صنعت نفت از سوي مديركل جديد روابط عمومي وزارت نفت برداشته شد.
تشكيل " شوراي هماهنگي روابط عمومي هاي صنعت نفت" در حقيقت كاملترين نسخهاي بود كه ميشد براي درمان دردهاي هنر روابط عمومي در صنعت نفت تجويز كرد. از سويي و به دليل خاصيت شورايي اين نهاد، هيچ تصميمي در آن با ابلاغ و تحكم و دستور اتخاذ نميشود و از سويي ديگر، به علت حضور يافتن همه فعالان حوزه ارتباطات در اين شورا، امكان بهرهمندي بهينه از نظرات، خلاقيتها و ايدههاي نو در آن ميسر و مقدور است.
اين واقعيت را بايد پذيرفت كه صنعت نفت، اصليترين نماد نمايش قدرت اقتصادي ايران به جهان خارج و تنها مؤلفه تأثيرگذار بر سرشت و سرنوشت سياسي، اجتماعي و حتي فرهنگي كشور است، مقولههاي مهمي همچون اصلاح الگوي مصرف، شدت مصرف انرژي، اتلاف انرژي، گذار از تحريم هاي ضد ايراني، بهينه سازي مصرف سوخت و بسياري مسائل ديگر كه خشت خشت ساختمان افكار عمومي را تشكيل ميدهند همگي ريشه در رخدادها و وقايع شكل گرفته در صنعت نفت دارد. به همين دليل هرگز نمي توان نقش و جايگاه هنر روابط عمومي را در صنعت نفت با هيچ كدام از سازمانهاي دولتي ديگر مقايسه كرد.
بيترديد نماياندن قدرت صنعت نفت ايران و انعكاس صحيح فرصتهاي تعامل اين صنعت با نامداران نفتي جهان - خاصه در منطقه استراتژيك خليج فارس - از اولين آثار و تبعات احياي شوراي روابط عمومي غني و قوي در مجموعه نفت خواهد بود.
در سال 1388، در حوزه ارتباطات در وزارت نفت، بدون ترديد مهمترين و اثرگذارترين اتفاق، تشكيل شوراي هماهنگي روابط عموميهاي صنعت نفت و برگزاري دو دوره نشست موفق بوده است. خروجيهاي ارزشمند اين تفكر و محصول تصميم هاي مشورتي اتخاذ شده در اين شوراي راهبردي را ان شاء الله در سال 89 و سالهاي پس از آن خواهيم ديد.
انتهاي پيام
* رييس روابط عمومي شركت نفت فلات قاره ايران