غلامحسین حسنتاش کارشناس در گفتگو با ایلنا ضمن اعلام مطلب فوق افزود: واقعیت این است که نفت در هفتاد سال اول حیات خود در ایران و قبل از وقوع انقلاب اسلامی به صورت دربست و انحصاری توسط خارجیها مدیریت میشد و در تعامل با اقتصاد و دیگر بخشهای کشور نبود. در طول سه دهه گذشته هم نتوانستهایم نقش نفت را در اقتصاد تببین کنیم. گواه این مدعا ترکیب کابینه است.
او در توضیح این مطلب افزود: اقتصاد کشور که بیش از هشتاد درصد آن متکی به نفت است در حاشیه 20 درصدی دست و پا میزند. در کابینه ما یک وزیر نفت در کنار سایر وزرا وجود دارد. یعنی برای هشتاد درصد اقتصاد یک نماینده در کابینه داریم و حدود بیست وزیر دیگر که نوعاَ اطلاعاتشان در مورد نفت اندک است، یعنی از هشتاد درصد اقتصاد بیخبرند، حاشیه بیست درصدی را نمایندگی میکنند که طبیعتاَ تصمیمات برآمده از چنین ساختاری را میتوان از قبل پیشبینی کرد.
این کارشناس ارشد انرژی با اشاره به این که مقالهای در این خصوص تهیه کرده، گفت: این ساختار حاصلی ندارد جز عدم استفاده از این نعمت خدادادی در ساماندهی اقتصاد و تجارت خارجی و تلاش بیسامان در ساماندهی مسائل حاشیهای. در بخش سیاست خارجی نیز به نوعی همین وضعیت حکمفرماست. حدود یکصد سفیر و کاردار و نمایندگان سیاست خارجی بیاطلاع از نفت و در حال ساماندهی بیست درصد حاشیهای اقتصاد هستند. به عنوان مثال وقت خود را به بازاریابی خودروی پراید یا سمند در بلاروس اختصاص میدهند این در حالی است که فارغ از مسائل داخلی در عرصه بینالمللی کماکان محوریت نفت و گاز در سبد انرژی جهان تداوم دارد و در هزاره سوم سهمی حداقل شصت درصدی را داراست و این خود موید ضرورت ویژه تعامل دستگاه دیپلماسی کشور با نفت است.
وی ادامه داد: شاید تعامل این دو بخش بتواند هزینههای دیپلماسی را کاهش داده و حتی دیپلماسی را به ابزاری برای تولید درآمد و ثروت مبدل کند. از این رو راهکارهای این تعامل را باید جستجو و مشکلات و موانع موجود در این بخش را برطرف کرد.
او ادامه داد: اهمیت این مساله بیشتر از آن است که با اعزام رایزنهای نفتی و انرژی به سفارتخانههای ایران حل شود، گرچه ممکن است وجود این رایزنها در بسیاری از موارد ضرورت داشته باشد اما بسنده کردن به آن و برخورد سطحی و تقلیل دادن مساله است.
حسنتاش اضافه کرد: یک تعامل قوی مستلزم به وجود آوردن یک ارتباط نهادینه است. علاوه بر آن به نظر میرسد حداقل دانش و اطلاع از مسائل نفت و انرژی برای همه مدیران ضرورت داشته باشد.
او با ذکر مثالی سعی در روشن کردن مشکلات نبود این تعامل میان بخش نفت و دستگاه دیپلماسی داشت و در این خصوص گفت: در سال 2001 با تلاش و پیگیری و محوریت ایران مجمع کشورهای صادرکننده گاز شکل گرفت و بین سالهای 2005 تا 2007 قدری دچار کندی و توقف شد و این بار نیز با تلاش ایران مجدداَ فعال شد اما در جریان دو اجلاس سال 2009 این مجمع تصمیم گرفته شد که دبیرخانه آن در دوحه پایتخت قطر مستقر شود و ریاست آن نیز به وزیر نفت و انرژی قطر رسید و کاندیدای کشور روسیه نیز به عنوان دبیر کل مجمع انتخاب شد. از این طریق قدرت دو کشور محور در صادرات گار از سریق خط لوله و LNG ارتقا یافت و سر ما بیکلاه ماند. واقعا اگر تعامل نهادینه و فعالی میان دستگاه دیپلماسی و نفت وجود داشت، چنین میشد؟
او ادامه داد: چند سال پیش نیز وقتی همه اعضای اوپک در سقف ظرفیتهای خود تولید میکردند، این سازمان عملا متولی مدیریت روانی بازار نفت شده بود اما در همان شرایط نیز بسیاری از سئوالات مهم و کلیدی مانند آگاهی از میزان واقعی ظرفیتهای مازاد تولید اوپک وجود داشت و دارد که بعضاَ با امنیت ملی کشور مرتبط بوده است چرا که وضعیت بازار نفت و احتمال جایگزینی حذف تولید یکی توسط دیگران، یکی از مهمترین ابزارهای تصمیم گیری دشمنان بوده و هست.
این کارشناس ارشد انرژی گفت: نفت و گاز در خدمت سیاست خارجی بوده و هست اما در گذشته مشکل اساسی این بود که به دلیل عدم اطلاع از هزینهها و پیچیدگی نفت و گاز و رقابتهای جهانی و نیز سایر اطلاعات جنبی مربوط به آن، ارزش داده نفتی در مقابل ستانده سیاسی یا امنیتی و یا منطق هزینه و فایده آن روشن نبوده است.
او گفت: تداوم این ابهام میتواند منافع ملی کشور را با ضرر و زیان مواجه کند. در جعبه سیاه نگه داشتن جزییات چنین داد و ستدی میتواند این نگرانی را به وجود آورد که دستگاه دیپلماسی با یارانههای نفتی ضعفهای خود را بپوشاند و یا از آن سو دستگاه نفت ضعفهای خود را با هزینه سیاست و امنیت پر کند. ضمن این که نباید خام فروشی کرد میتوان نگاه پیچیدهتری به این داد و ستد داشت و سیاست خارجی نیز متقابلاَ در اختیار نفت قرار گیرد.
او با ذکر مثالی از روسیه تاکید کرد: دولت روسیه بعد از دور دوم ریاست جمهوری آقای پوتین تلاش کرده بخشی از مناسبات پیشین قدرت جهانی روسیه(قبل از فروپاشی) را احیا کند. در این راستا مساله گاز طبیعی و صادرات گاز به عنوان یکی از مهمترین اهرمها مورد توجه قرار گرفته است تا جایی که بعضی از تحلیلگران غربی معتقدند که گاز طبیعی جانشین اهرم ایدئولوژی در شوروی سابق شده است.
انتهای پیام |