فرازهايي از زيارت اربعين
از امام صادق عليهالسلام روايت شده كه فرمودهاند: «در روز اربعين هنگامي كه روز بلند شد زيارت ميكني و ميگويي: سلام بر ولي خدا و حبيب او، سلام بر خليل خدا و بنده نجيب او، سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيده او، سلام بر حسين مظلوم شهيد، سلام بر آقايي كه در ميان امواج بلا گرفتار آمد و كشته اشك روان است. آنگاه امام صادق عليهالسلام فرمودند: عليه آن حضرت هم دست شدند كساني كه دنيا فريبشان داده بود و بهره خود را در ازاي بهايي ناچيز فروختند و آخرت خويش را به قيمت ناچيز حراج كردند. در چاه هوا و هوس فرو رفتند و تو و پيامبرت را به خشم آورده و مطيع بندگان شقي گرديدند؛ امام حسين عليهالسلام در مقابل آنان تن به ذلت نداد و با آنان با شكيبايي به جهاد پرداخت تا آن گاه كه خونش را ريختند و اهل بيتش را به اسارت بردند.
اولين زائر
از عطيه روايت شده كه در روز اربعين، با جابر بن عبدالل�'ه انصاري به زيارت قبر امام حسين عليهالسلام رفتيم. وقتي به كربلا رسيديم، جابر غسل كرده و بر سر قبر حضرت رفت و گفت: «دست مرا بر قبر گذار.» چون دستش به قبر رسيد بيهوش شد و وقتي به هوش آمد سه بار گفت: يا حسين، سپس گفت: «آيا دوست، جواب دوست را نميدهد؟ چگونه جواب ميدهي در حالي كه سرت را از بدن جدا كردهاند.» و گفت: «سوگند به خدا كه ما نيز در آن جا حضور داشتيم.» من گفتم: چگونه؟ در حالي كه شمشيري نزديم، و اين گروه مابين سرو بدنشان جدايي افتاده و اولادشان اسير شده و [ما...]، جابر گفت: «از رسول خدا شنيدم كه هر كه گروهي را دوست دارد، با آنان محشور ميشود و هر كه عمل مردمي را دوست داشته باشد، در عمل ايشان شريك شود. همانا دوست ايشان به بهشت بازگشت نمايد و دشمن ايشان به دوزخ بازگردد.
ديدار اهلبيت از شهداي كربلا در روز اربعين
سيدبن طاووس در كتاب مقتل خود به نام لهوف آورده است: زماني كه اهلبيت حضرت سيدالشهداء عليهمالسلام از شام به مدينه برميگشتند در عراق از كاروان دار خواستند كه آنها را از راه كربلا ببرد. چون به بر تربت پاك امام حسين عليهالسلام رسيدند، جابر بن عبدالل�'ه را با گروهي از طايفه بنيهاشم و مرداني از آل پيغمبر صلياللهعليهوآله ديدند كه به زيارت حضرت آمدهاند. آنان شروع به عزاداري و نوحه سرايي كردند، زنان قبائل عرب نيز كه در آن اطراف بودند جمع شده و عزاداري كردند. كاروانيان سپس از آنجا به سوي مدينه كوچ كردند.
اسارت زن مسلمان
از مظلوميتهايي كه حكايت از نقض آشكار قوانيني است كه اسلام به آنها سفارش كرده، اسير گرفتن زن مسلمان است. در حادثه كربلا پس از پايان نبرد، اهل بيت امام حسين را اسير كرده و شهر به شهر گرداندند و در كوفه و شام به نمايش گذاشتند. اسير گرفتن زن مسلمان از نظر اسلام مردود است چنان كه علي عليهالسلام در جنگ جمل اسير كردن را روا نشمرد و عايشه را به همراه عدهاي زن به شهر خودش بازگرداند؛ اما متجاوزان اموي فرزندان پيامبر را مثل اسيران كافر، از كوفه به شام فرستادند و چهره زنان اسير را بر اهالي شهرها نمودند و درنهايت سنگدلي با آنان رفتار كردند. چنان كه حضرت زينب عليهاالسلام هنگام عبور از كنار اجساد شهدا (در اعتراض به اسارت اهل بيت) فرمود:اي محم�'د صلياللهعليهوآله اين دختران تو هستند كه به اسارت ميروند.
راز نهضت حسيني در سخنان مقام معظم رهبري
رهبر معظم انقلاب درباره اهداف قيام امام حسين عليهالسلام فرمودهاند: «قيام امام حسين عليهالسلام ظاهرا قيام عليه حكومت فاسد يزيد است، اما در باطن قيامي براي ارزشهاي اسلامي است براي اين است كه مردم را از جهالت و پستي نجات دهد؛ لذا هنگامي كه از مدينه خارج ميشوند در پيام خود به برادران محم�'دبن حنيفه ميفرمايند: من با تكب�'ر، با غرور از روي فخر فروشي و از روي ميل به قدرت... قيام نكردم. ميبينم كه اوضاع در ميان امت رسول الل�'ه دگرگون شده و حركت به سوي انحطاط است و براي مقابله با آن قيام كردم. براي ايجاد حكومت حق قيام كردم؛ لذا در رفتار امام حسين عليهالسلام از همان ابتدا كه از مدينه حركت كردند تا وقتي در كربلا به شهادت رسيدند همان معنويت و عزت و سرفرازي و در عين حال عبوديت و تسليم مطلق در مقابل خدا محسوس است.
اهل بيت، بهترين مبلغان عاشور
بيترديد، اهل بيت امام حسين عليهالسلام بهترين مبلغان عاشورا بودند آنان در كربلا حضور داشتند تا پيام عاشورا را به گوش جهانيان برسانند.اگر آن حضرت، غير از اهلبيت، افرادي ديگر را به عنوان مبلغ قرار ميدادند، يقينا آنان نيز مثل ديگر ياران آن حضرت به شهادت ميرسيدند؛ زيرا موقعيت به گونهاي بود كه به چنين افرادي پس از شهادت امام حسين عليهالسلام و يارانش و اسارات اهل بيت، اجازه و امكان تبليغ نميدادند. همچنين هيچ مبلغي قادر نبود همانند اهل بيت به خصوص امام سجاد عليهالسلام و زينب كبري عليهاالسلام با كلام آتشين و خطبههاي گويا، مردم را تحت تأثير قرار دهد.
تبليغات اهل بيت در كوفه
دشمن، پس از شهادت امام حسين عليهالسلام ، اهلبيت را به همراه سرهاي شهدا به كوفه برد. حضرت زينب عليهاالسلام در سخناني پرشور مردم كوفه را به سختي سرزنش كرده، و امام حسين و يارانش را معرفي كردند؛ چون در اثر تبليغات گسترده يزديان، عده زيادي نميدانستد علل قيام امام چه بوده است. همچنين دشمن درصدد تحريف واقعيتهاي قيام حضرت بود. اما حضرت زينب با سخنان كوبنده، از اين تحريفات جلوگيري كرد. چنان كه وقتي اسيران را به كاخ ابنزياد بردند او خطاب به حضرت زينب گفت: «آيا ديدي خدا با برادرت چه كرد؟» زينب عليهاالسلام پاسخ داد: من از خدا درباره برادرم جز خوبي نديدم. آنها به راهي رفتند كه خدا ميخواست. آنان با شهادت به افتخاري كه خواستند رسيدند؛ اما تو پسر ابن زياد! خود را آماده كن كه خدا بين تو و آنان حكم خواهد كرد.
پيامآوران قيام كربلا
هر قيام و نهضتي از دو بخش مبارزات و قيام مسلحانه يا غيرمسلحانه و از بخش رساندن پيام آن انقلاب و بيان آرمانها و اهداف تشكيل ميشود. در بررسي قيام امام حسين عليهالسلام اين دو بخش كاملاً محسوس است، روز عاشورا مظهرِ، بخش خون و شهادت و ايثار بود و بخش ديگر آن بعد از عاشورا و پرچمدار آن امام سجاد عليهالسلام و زينب عليهاالسلام بودند كه پيام انقلاب و شهادت سرخ آن حضرت را به اطلاع مردم رساندند. بيشك اگر بازماندگان حضرت نبودند دشمنان اسلام با تبليغات گسترده خود قيام آن حضرت را در طول تاريخ لوث ميكردند. بازماندگان حضرت سيدالشهداء در دروان اسارت با افشاگريهاي آگاهانه اجازه چنين تحريف و خيانتي را به دشمنان امام حسين عليهالسلام ندادند.
جنگ تبليغاتي
بعد از واقعه عاشورا بازماندگان خاندان پيامبر از فرصت ديدار با مردم كه به دليل اسارت و از اين شهر به آن شهر رفتن به دست آوردند، به بهترين وجه بهره برداري كردند. آنها با استفاده از اين فرصت، حقيقت قيام امام حسين عليهالسلام را به تصوير كشيدند و جنايتهاي عمال اموي را برملا كردند. اسرا به ويژه حضرت زينب عليهاالسلام و امام سجاد عليهالسلام اولين تعقيب كننده راه و هدف حسين عليهالسلام و فرمانده جنگ سرد و تبليغاتي برضد حكومت اموي بودند. در پرتو همين افشاگريها بود كه انقلاب حسيني در دل همه مردم شكوفا شد و موج تنفر از حكومت اموي به وجود آمد تا جايي كه بستگان يزيد هم به لرزه و گريه افتادند، و همان يزدي كه با ديدن اسرا خرسندي ميكرد ناچار شد براي انحراف افكار عمومي ابن زياد را مقصر قلمداد كند.
توقف در كربلا
يزيديان در هنگام حركت به سوي كوفه به اهل بيت امام حسين عليهالسلام اجازه عزاداري نداده بودند؛ از اين رو خاندان داغديده رسالت، پس از ورود به كربلا براي شهيدان خود به عزاداري پرداختند. سيدبن طاووس در كتاب مقتل خود به نام لهوف ميگويد: «كاروانيان مجلس عزا به پا داشتند و تا سه روز بدين منوال سپري شد.»
حركت از كربلا
وقتي كاروان شام به كربلا رسيد، اهل بيت امام حسين عليهالسلام به گونهاي جانسوز به عزداري پرداختند، امام سجاد عليهالسلام وقتي كه اوضاع را چنين ديدند، دانستند كه اگر زنان و كودكان در كنار اين قبور مطهر بمانند، خود را در اثر شيون و زاري هلاك ميكنند؛ از اين رو فرمان دادند تا بار شتران را ببندند و از كربلا به سوي مدينه حركت كنند. چون بارها را بستند و آماده حركت شدند، حضرت سكينه اهل حرم را براي وداع، با ناله و فرياد به سوي مزار مقدس امام حركت داد و همگي در اطراف قبر مقدس گرد آمدند. سكينه قبر پدر را در آغوش گرفت و به شدت گريست و اين ابيات را زمزمه كرد: «اي كربلا! بدني را در تو به امانت گذاشتيم كه بدون غسل و كفن مدفون شد.اي كربلا، كسي را به نزد تو يادگار نهاديم، كه روح احمد و وصي اوست...».
رسيدن كاروان اهل بيت به مدينه
كاروان اهل بيت به سوي مدينه رهسپار شد. «بَشير» كه آنان را همراهي ميكرد ميگويد: به آرامي رفتيم تا به شهر مدينه نزديك شديم. امام سجاد عليهالسلام مرا طلبيده و فرموند: خداوند پدرت را رحمت كند كه شاعر نيكويي بود آيا تو نيز شعر ميگويي؟ گفتم: آري، پس فرمود به مدينه برو و خبر شهادت ابي عبدالل�'ه را به مردم ابلاغ كن. بشير ميگويد: وقتي خبر شهادت امام حسين عليهالسلام را به مردم مدينه رساندم، مردمان مدينه از خانه خود بيرون آمده و شروع به گريه و زاري كردند. من همانند آن روز را به ياد ندارم كه مردم همه يك دل و يك زبان گريه كنند و تلختر از آن روز را بر مسلمانان نديدم.
فرستاده پادشاده روم در مجلس يزيد
از امام زين العابدين عليهالسلام روايت شده كه چون سر مبارك امام حسين عليهالسلام را براي يزيد آوردند، سر مقدس را مقابل خود قرار داده و ميخواري ميكرد. يك روز فرستاده پادشاه روم كه از اشراف بود در مجلس حضور داشت و از يزيد پرسيد كه اين سر كيست؟ يزيد گفت: «اين سر حسين بن علي، فرزند فاطمه، دختر رسول خداست.» فرستاده روم وقتي چنين شنيد گفت: «تف بر تو باد. پدر من با واسطههاي بسيار از نوادههاي حضرت داوود است؛ با اين حال، مسيحيان مرا به اين دليل بزرگ ميشمارند واز خاك پايم تبرك ميبرند، و شما پسر دختر پيامبر خود را ميكشيد؟! اين چه دين داري است؟» يزيد وقتي اعتراض سفير روم را شنيد، گفت: «اين نصراني را بكشيد تا مرا در كشور خود رسوا نكند.» چون نصراني چنين فهميد گفت: «ديشب رسول خدا صلياللهعليهوآله را در خواب ديدم كه به من فرمودند: تو اهل بهشتي.» و سپس شهادتين گفت و سر حسين عليهالسلام را به سينه چسبانيد و بوسيد تا كشته شد.
اهداف يزيد از اسارات و به آتش كشيدن خيام اهل بيت
سياست حكومتهاي ظالم آن است كه براي جلوگيري از نهضتهاي احتمالي بعدي، از هر وسيلهاي استفاده كنند. حكومت يزيد نيز پس از فاجعه عاشورا، براي ايجاد ترس و وحشت بين مردم، اهل بيت را با وضعي دلخراش اسير كرد و در دو شهر مهم كوفه و شام گرداند. شبيه اين كار غير انساني را عبيدالل�'ه بن زياد در شهادت مسلم بن عقيل و هاني بن عروه انجام داده بود. او بدنهاي پاك اين دو را پس از شهادت در كوچهها و خيابانهاي كوفه گرداند. هم چنان كه سر مبارك اما حسين و ديگر شهيدان كربلا را بر بالاي نيزه كرد و به تماشاي مردم گذاشت.
تأثير تبليغ اهلبيت در داخل كاخ يزيد
زنان اهل بيت، در كاخ يزيد تبليغات گستردهاي انجام دادند. طبري در كتاب تاريخ خود مينويسد: زنان اهل بيت از منزل يزد خارج نشدند، مگر آن كه ديگر زنان براي سوگواري به منزل او رفتند، و هيچ زني از آل ابيسفيان باقي نماند مگر آن كه به نزد آنان آمد و در آن جا اقامه عزا كرد. عزاداري اهلبيت در كاخ يزيد و دارالاماره، چنان تأثير گذاشت كه مردم تصميم گرفتند به خانه يزيد ريخته و او را بكشند.
از بين بردن ابهت پوشالي يزديان
سياست رعب و وحشت يزيديان، با افشاگريهاي اهل بيت با شكت روبه رو شد. اهلبيت امام حسين عليهالسلام با وجود تحمل سختترين مشكلات، در مقابل دشمنان تسليم نشدند؛ بلكه با خطبهها و سخنرانيهاي كوبنده علاوه بررسوا كردن حكومت يزيد به توده ناآگاه مردم درس آزادي و آزادگي دادند و بدين گونه، نهضتهاي ديگري چون قيام توابين شكل گرفت. و شعار نهضت امام حسين عليهالسلام در فضاي تمامي شهرها طنين افكند.
قيام عاشورا در كلام امام خميني
امام خميني( ره ) درباره انگيزه الهي قيام امام حسين عليهالسلام ميفرمايند: «شما ملاحظه كنيد كه بهترين خلق الل�'ه در عصر خودش حضرت سيدالشهداء و جوانان بنيهاشم و اصحاب او شهيد شدند. لكن وقتي در آن مجلس پليد يزيد صحبت ميشود حضرت زينب قسم ميخورد كه آنچه در كربلا ديدم جز پيشامدي زيبا نبود. شهادت يك انسان كامل در نظر اولياء خدا جميل است نه براي اين كه جنگ كرده و كشته شده، براي اين كه جنگ براي خدا بوده است.»
گريههاي امام سجاد عليهالسلام
امام سجاد عليهالسلام پس از واقعه كربلا تا آخر عمر، پيوسته اندوهناك و گريان بود. سيدبن طاووس در كتاب مقتل خود به نام لهوف از امام صادق روايت كرده كه امام زين العابدين عليهالسلام حدود چهل سال بر پدر بزرگوارش گريست در حالي كه روزها را روزه ميگرفت و شبها را به عبادت ميپرداخت. هنگام افطار وقتي غلام آن حضرت برايش غذا ميآرود. امام ميفرمود: پسر پيامبر را با شكم گرسنه و لب تشنه شهيد كردند. و وقتي غلام ميگفت: مولاي من، آيا وقت آن نرسيده كه اندوهتان تمام شود و گريههايتان پايان پذيرد؟ حضرت ميفرمود: «واي بر تو! يعقوب 12 پسر داشت خدا يكي را پنهان كرد، موي سرش سفيد شد، كمرش خميده و ديدگانش به سبب گريه، بينايي خود را از دست داد؛ در حالي كه ميدانست او زنده است اما من، پدر و عزيزانم را ديدم كه به خون آغشته بر زمين افتاده بودند. چگونه اندوهم پايان يابد و گريهام بكاهد.»
ورود اهل بيت به مسجد رسول خدا صلياللهعليهوآله
اهل بيت، پس از يك سفر طولاني و پرماجرا هنگام ورود به مدينه، به كنار قبر رسول خدا صلياللهعليهوآله رفتند، آنان در كنار مرقد پيامبر، گفت و گوها و درد دلهاي بسيار داشتند؛ اما تاريخ از بيان همه آنها سكوت كرده و تنها گفته است: زينب عليهاالسلام دستها را به دو طرف درب و سر را داخل مسجد قرار داد و گفت: يا جد�'اه، خبر قتل برادرم حسين عليهالسلام را آوردهام. سكينه، با صداي بلند فرياد كشيد: اي جد گرامي از آن چه بر سر ما گذشته است پيش تو شكايت آوردهام به خدا قسم، سنگ دلتر از يزيد نديدم و كافر و مشركي بدتر از او سراغ ندارم. با چوب خيزران بر لب و دندان پدرم حسين عليهالسلام ـ (همان جايي كه شما ميبوسيديد ـ ميزد و ميگفت: حسين چوبها را چگونه ميبيني؟
يزيد از خدمات ابن زياد تقدير ميكند
برخلاف آن چه برخي از مورخان گفتهاند، يزيد نه تنها از كرده خود پشيمان نشد بلكه از ابن زياد به دليل جناياتي كه مرتكب شده بود، تقدير و تشكر كرد. يزيد طي نامهاي به ابن زياد نوشت: «تو بالا رفتي و از ابر گذشتي و مراحل پس از ابر را پشت سرگذاشته و ديگر جايي براي بالا رفتنت نمانده، مگر آن كه بر بالاي خورشيد بنشيني. همين كه نامه ما را ديدي، براي دريافت جايزه به شام حركت كن.» ابن زياد با عدهاي از استانداران به شام رفت، يزيد از او استقبال كرد، او را در آغوش كشيد، پيشانيش را بوسيد و از كشتن امام حسين به جهاد تعبير كرد. يزيد به ابن زياد و عمر سعد هر كدام يك ميليون درهم جايزه داد. همچنين ماليات عراق را نيز به ابن زياد بخشيد.
نتايج قيام عاشور
نهضت امام حسين عليهالسلام آثار و تايج بزرگي در جامعه اسلامي بر جاي گذاشت كه از جمله، رسوا ساختن هيأت حاكمه وقت بود؛ چون بنياميه به حكومت خود رنگ ديني ميداد و در جهت تثبيت موقعيت خود در جامعه ميكوشيد. ولي قيام و شهادت امام حسين بزرگترين ضربه بر پيكر اين حكومت ناپاك وارد آورد. از آثار ديگر نهضت امام حسين عليهالسلام احياء سنت شهادت بود. پس از درگذشت پيامبر صلياللهعليهوآله در اثر انحراف حكومت اسلامي از مسير خود، مسلمانان كمكم روحيه سلحشوري را از دست دادند و به رفاه خو گرفتند؛ ولي قيام امام حسين اين وضع را دگرگون ساخت و سنت شهادت را در جامعه اسلامي زنده كرد. همچنين قيام حضرت، سرچشمه نهضتها و قيامهاي ديگري چون نهضت توابين، قيام مختار و... شد.
بازگشت به مدينه
مدينه كارواني سوي تو با شيون آوردم
ره آوردم بــــود اشــكــي كــه، دامــن دامــن آوردم
مديـنــه در بــه رويـــم وامـكـن چــون يــك جــهان ماتــم
نــيـاورد ارمــغــان بـا خـود كـسـي، تـنـهامـن آوردم
مــديــنــه يــك گـلـسـتــان گــل اگــر در كــربــلا بـــردم
ولـي اكـنـون گــلـاب حــسـرت از آن گـلشـن آوردم
اسـيــرم كــرد اگـر دشمـن بـه جـان دوسـت خرسـنـدم
بــه پـايـان خـدمـت خـود را بـه نـحـو احــسـن آوردم
مــديــنـــه يـــوســـف آل عــلــي را بـــــردم اكــــنــــون
اگــــــر او را نــــيــــاوردم از او پـــيــــراهـــن آوردم
مـديــنــه گـر بـه سـويـت زنـده بـرگـشـتـم مـكن مَـنـعَم�'
كـه من اين نيمه جان را هم به صد جان كندن آوردم
مــديــنــه ايــن اسـيــريها نـشـد ســد�' رهــم بــنـگــر
چهــا بـا خــطـبــههـاي خـود بـه روز دشـمـن آوردم
زهرا نجارزادگان
اربعين حسيني، شاخه درخت آزادگي
اربعين حسيني، هنرنامه مصو'ر آرمان گرايي و حق ياوري و نشانهاي بر اعتلاي دين و بالندگي زمزمههاي دعا و تلاوت قرآن در شب عاشوراي حسيني است.
اربعين، صداي عدالت و صداقت، و شاخههاي درخت آزادگي است كه از خاك كربلا روييده و تا ژرفاي روزها و روزگاران ريشه دوانيده است.
اربعين، جويبار هميشه جاري و سرخ تاريخ و جوشش چشمههاي خون خداوند از چهار سوي عالَم است.
عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعين، روز زيارت مرقد عاشورا سازان است ، عاشورا، خروش خون حسين و اربعين، پژواك اين فرياد ظلم شكن است.
عاشورا و اربعين، نقطه ابتدا و انتهاي عشق نيست؛ بلكه چله عارفانه تشيع سرخ علوي است.
عاشورا تا اربعين، نقطه اوج عشق حسيني است و در اين چهل روز، حسين عليهالسلام تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بيداري و ظلمستيزي باشد.
عاشورا، زمانه خون و ايثار است و اربعين، بهانه تبليغ و پيمان. در عاشورا، حسين عليهالسلام با تاريخ سخن گفت و در اربعين، تاريخ پاي درس حسين عليهالسلام نشست.
عاشورا روز كشت " خون خدا " در كوير جامعه ظلمزده است و اربعين، آغاز برداشت نخستين ثمره آن. آري، اربعين فرصتي براي اعلام همبستگي با عاشور است.
گرامي داشت اربعين، تعظيم شعاير ديني و رمز پويايي هميشگي نهضت پربار حسيني و اعلام پايبندي به مكتب سرخ عاشور است.
اگر پيشوايان معصوم ما به برگزاري مراسم عزاداري، نوحه خواني و مرثيهسرايي تأكيد بسيار داشتهاند و اگر براي گرياندن و گريستن، زيارت كردن و نماز خواندن بر تربت امام حسين، هفت ثواب و فضيلتهاي فراواني بيان كردهاند، به دليل همين آثار بالنده معنوي و عاطفي است كه در روح مسلمانان آزاده بر جاي ميگذارد.
در آينه تاريخ، حوادثي ديده ميشود كه مثل يك حباب در خاطرهها ميتركد و گرد و غبار فراموشي ميپذيرد و به كلي از صفحه يادها محو ميشود اما حوادثي نيز هست كه همانند موج، دامنه ميگيرد، گسترده ميشود و كران تاكران را در مينوردد.
چنين حادثههايي، جاويد است و هيچ سد�' و پردهاي را توان پوشاندن آنها نيست.
يكي از اين سرگذشتهاي جاودانه، ياد بزرگ سردار دشت كربلا، حضرت حسين بن علي عليهالسلام است كه با هر اربعين، حرمتي فزونتر مييابد؛ زيرا گرامي داشت چهلمين روز شهادت آن پرچمدار بزرگ اسلام، زنده نگه داشتن ياد و خاطره او و پاسداري از ارزشهاي معنوي است. حتي در نخستين اربعين عاشوراي حسيني نيز، جابر بن عبدالل�'ه انصاري و عطيه عوفي، به زيارت تربت پاك سيدالشهداء رفتند و در سوگ آن عزيز گريستند و به عزاداري پرداختند.
از آن پس، در اين روز، مراسم با شكوهي در كشورهاي مختلف برگزار ميشود تا شور و حماسه ديگري در تداوم عاشورا پديد آيد.
از مقدسترين و با فضيلتترين عبادتهايي كه در فرهنگ روايي اسلام به آن سفارش شده، زيارت اولياي الهي و امامان معصوم (ع) است و در ميان آن بزرگواران، زيارت امام حسين عليهالسلام اهميت ويژهاي دارد، به گونهاي كه براي زيارت هيچ يك از معصومان، اين اندازه سفارش نشده است.
عاشقان حسين (ع) از نخستين اربعين، با وجود حاكميت بيداد اموي و انواع فشارهاي پنهان و آشكار، پاي در راه زيارت حضرت ابي عبدالل�'ه نهادند و تا به امروز، زيارت امام حسين عليهالسلام به عنوان يك آرزوي هميشگي براي هر مرد و زن مسلمان بوده است.
در روايات اسلامي، براي زيارت قبر سيدالشهداء، آثار و بركات زيادي نقل شده است؛ زيارتي كه در آن شناخت و تقرب وجود داشته باشد. از جمله علامه مجلسي رحمهالله در بحارالانوار، چنين آورده است:
1. خداوند خطاب به فرشتگان مقر�'ب نموده و ميفرمايد: " آيا زائران حسين را نميبينيد كه چگونه با شور و شوق به زيارت او ميشتابند؟"
2. " زائر امام حسين عليهالسلام در فراز عرش، هم سخن آفريدگارش ميشود."
3. " زائر امام حسين عليهالسلام در بهشت به همسايگي پيامبر و خاندانش مفتخر و مهمان آنان ميگردد."
4. " زائر امام حسين عليهالسلام به مقام فرشتگان گراميِ خدا ارتقاء مييابد."
از زيارتهايي كه در روايات اسلامي به عنوان علامت ايمان شمرده شده، زيارت اربعين امام حسين عليهالسلام است.
اگر شكوه كاروان كوچك اسرا در برابر نگاهها، تحقيرها و شماتتهاي انبوه دشمن بشكند، دور از انتظار نخواهد بود و اگر زنان و كودكان از ترس قساوت و بيرحمي دژخيمان به زاري و التماس بيفتند، جاي شگفتي نيست. اما اسيران كربلا، عزت و آزادگي را در مكتب علي و حسين (ع) آموخته بودند و نه تنها تحقيرها، توهينها، تهديدها و سختيها اندكي از صلابت و شكوه آنان نكاست، كه با اقتدار تمام در برابر يزيد و ابن زياد ايستادند و غرور آنان را با منطق و استدلال در هم شكستند و مُهر ننگ و نفرين ابدي را بر پيشاني شان كوبيدند.ك/3
نگارنده: كاظم سبحان زاده
انتهاي پيام