به گزارش نفت نیوز، خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) روز شنبه (28 آذر) طی گزارشی تحلیلی ابعاد خسارت بار یک قراداد نفتی دوره آقای مهندس زنگنه و ریاست جمهوری آقای خاتمی را تشریح کرد.
این خبرگزاری درباره قرارداد میدان های نفتی سروش و نوروز نوشت: « اگرچه طرح توسعه میدانهای نفتی سروش و نوروز با هدف افزایش تولید نفت آنها تا 190 هزار بشکه در روز از سال 1378 (دوره آقای زنگنه)به صورت قرارداد بیعمتقابل با هزینه نهایی بیش از 1.5 میلیارد دلاربه شرکت شل واگذار شد، ولی درنهایت ملاحظه شد که نهتنها بهدلیل مشکلات فنی و پس از حدود دو سال تاخیر به جز یک دوره 21 روزه هیچگاه تولید نفتخام این دو میدان در سطح 190 هزار بشکه تثبیت نشد، بلکه این شرکت نتوانست مشکل نمک موجود میدانهای سروش و نوروز را نیز حل کند.
به گزارش ایسنا، طبق گفته مدیرعامل سابق شرکت فلات قاره ایران، قرار بود که شرکت شل اشکالات لیست شده از جمله تعویض کامل دستگاههای نمکزدایی را ظرف شش ماه یعنی تا اردیبهشت ماه 1385 انجام دهد که این کار انجام نشد.
زنگنه باید پاسخگو باشد
جهت اطلاع دوستان رسانه ای ایسنا یادآور می شویم نه تنها در میدان های سروش و نوروز بلکه در هیچکدام از میدان های نفتی که در دوره مهندس زنگنه و ریاست جمهوری آقای خاتمی با طرف خارجی قرارداد آنها بسته شد اهداف مورد نظر محقق نشد و در مقابل استقراض و دیون سنگینی بر کشور تحمیل گردید.
سرنوشت برخی دیگر از این قرادادها را ببینید
قرارداد میدان درود با بیش از یک میلیارد دلار هزینه برای افزایش تولید 90 هزار بشکهای در روز و رساندن تولید میدان مذکور از 130 هزار به 220 هزار بشکه با شرکت فرانسوی «الف» منعقد شد.
این در حالی بود که تولید میدان در زمان انعقاد قرارداد 183 هزار بشکه در روز و تولید فعلی میدان نیز در حد 130 هزار بشکه تحویل شد که در واقع نشان میدهد درصد تحقق اهداف برنامه صفر درصد است! شرکت نفت فلات قاره نیز در اثنای عقد قرارداد نسبت به طرح جامع توسعه میدان نفتی درود صراحتا اعتراض داشت و این اعتراض در نامههای مکرر درون سازمانی به مراجع ذیربط اعلام گردید.
براساس گزارش سازمان مهندسی فلات قاره بیش از نیمی از 29 چاه پیشنهادی شرکت "الف" زائد بودند که با حذف آنها حداقل 330 میلیون دلار صرفهجویی برای کشور در برداشت اما این شرکت بنابر منافع خود به شکل متورم عناصر زائدی را در طرح گنجاند.
در میدان نفتی دارخوین نیز در حالی توسعه این میدان با مبلغ بازپرداخت حدود یک میلیارد دلار به شرکت «انی» ایتالیا داده شد که در همان زمان طرح اداره مهندسی نفت مناطق نفت خیز جنوب که مورد تایید کمیته مشارکت های بین المللی نیز قرار گرفت، 230 میلیون دلار بود. یعنی رقمی حدود 800 میلیون دلار به کشور خسارت وارد شد.
در خصوص میدان های سروش و نوروز لازم به توضیح است که توسعه این دو میدانبا هدف تولید روزانه 190 هزار بشکه نفت خام در سال 1378 با شرکت شل منعقد شد و مقرر شده بود که ظرف مدت 45 ماه و با میزان بازپرداخت یک میلیارد و 606 میلیون دلار به تولید برسد. اما این پروژه نه تنها به مهمترین هدف خود نرسید بلکه تولید آن برابر 111 هزار بشکه در روز بوده است. در حقیقت این میزان تولید 41 درصد کمتر از هدف پروژه بوده و علیرغم دو سال تاخیر در تحویل، کماکان پروژه دارای نقصها و مشکلات متعددی نظیر وقوع خوردگی وسیع در تجهیزات و عدم کارایی سیستم نمک زدایی است.
میزان تولید در برخی از چاههای این میدان در تولید زودهنگام فراتر از متوسط تولید در توافقات بود و هیچ گونه نظارتی بر میزان و سقف تولید از چاه ها و تضمینی برای صیانتی بودن تولید این مخزن وجود نداشت.
درباره قرارداد کرسنت که یک فاجعه بزرگ برای کشور بود تاکنون بارها در همین سایت توضیح داده شد.
متاسفانه در دوره موسوم به اصلاحات توسعه مخازن هیدروکربوری مبتنی بر علم مهندسی مخازن نبوده و از شیوه بیع متقابل که متناسب با موضوع توسعه مخازن نبود، به طور گستردهای استفاده شد. این قراردادها نه تنها تولید صیانتی که منافع ملی را تامین نکرده بلکه تقبل ریسکهای مهمی نیز در این قراردادها به عهده کشور بوده است. این قراردادها علاوه بر اینکه بسیار گران بوده و هزینههای فراوان به کشور تحمیل کردند، عامل تاخیر در توسعه مخازن نیز به شمار میرفتند.
علیرغم ادعای مطرح شده در آن زمان، هیچگونه تکنولوژی در بخش بالادستی برای توسعه میادین نفتی به کشور وارد نشد. این قراردادها عامل ایجاد اخلال در درآمدهای ملی و تضعیف حاکمیت ملی بر منابع بوده است. در صورتی که در شیوه علمی، اجرای توسعه براساس اصول علمی استوار بوده، تضمین تولید صیانتی براساس سیاست های مصوب نظام محقق شده، حاکمیت ملی بر مدیریت منابع هیدروکربنی کشوری اعمال و از حداکثر توانمندیهای درون کشور استفاده شده است.
هدف دولت اصلاحات در برنامه سوم، افزایش ظرفیت تولید نفت کشور به پنج میلیون بشکه نفت در روز بود. در وزارت نفت حدود 24 قرارداد به شیوه «بیع متقابل» منعقد شد که هدف مجموع قراردادها به استثنای مواردی که به تولید گاز اختصاص داشته، رساندن تولید نفت کشور به سقف پنج میلیون بشکه نفت بود اما میزان تولید نفت در پایان وزارت آقای زنگنه کمتر از چهار میلیون بشکه در روز بود ضمن اینکه بخش زیادی از تولید نفت یادشده غیر صیانتی بود که به دلیل ایجاد خسارت برای مخازن نفتی باید قطع می شد.
در آن زمان مطالعه سه میدان نفتی اهواز آسماری، مارون و بیبی حکیمه که بیش از یک سوم تولید نفت کشور را تشکیل میدهند، به شرکت نروژی "استات اویل" سپرده شد این در حالی است که صلاحیت این شرکت برای مطالعه چنین میادین مهمی رد شده بود و حتی نتیجه مطالعات آنها نیز توسط ناظران وزارت نفت مورد تایید قرار نگرفت.
فراموش نکنیم آقای مهندس زنگنه تا پایان دوران وزارت خود شعار تولید روزانه 7 میلیون بشکه ای نفت را مطرح کرد و حتی در برنامه آینده وزارت نفت هم قرارداد و برای رساندن تولید به چنین رقم غیر عملی ، قراردادهایی را به صورت بیع متقابل منعقد کرد که نتیجه آن بعد از گذشت هشت سال فقط افزایش 900 هزار بشکه بود! که مصداقی از این تولید را در سروش و نوروز شاهد هستیم!
نکته مهم اینکه جبران افت تولید مخازن هیچ ارتباطی با قراردادهای نفتی آن زمان نداشته است بلکه با برنامه سالانه تعمیر چاههای قدیم و افزایش چاههای جدید بوسیله شرکت های تولیدی جبران شد.
در دوره آقای خاتمی برای همین میزان تولید اندک، حدود 70 میلیارد دلار بدهی برای کشور ایجاد شد و این میزان بدهی به ناچار از طریق واگذاری 60 درصد تولید طرحهای نفتی به طرف خارجی پرداخت شده است.
متاسفانه در آن زمان مدیریت و برنامه تولید بیش از 90 درصد از میادین نفت و گاز کشور از دست متخصصان وزارت نفت خارج شد و در اختیار شرکتهای خارجی قرار گرفت که نتیجه آن خسارت هایی بود که در این گزارش به مواردی اشاره کردیم.
در قراردادهای بیع متقابل میزان سرمایهگذاری لازم برای پروژه ها، حجم تولید، مطالعه و توسعه میدان توسط شرکت خارجی طرف قرارداد ایران انجام می شود. در سروش و نوروز با وجود اینکه رقم تولید پیش بینی شده محقق نگردید اما شرکت شل میدان را تحویل شرکت ملی نفت داد و پول خود را نیز بطور کامل دریافت کرده است. ( به دلیل اینکه شرکت یادشده هیچ تعهدی در قبال تحقق تولید و جلوگیری از تخریب میدان و تولید غیر صیانتی نداده بود.)
در تمام قراردادهای نفتی 8 ساله وزارت آقای زنگنه این مشکل به چشم میخورد.
تاسف آور اینکه در همین مدت برخی مخازن نفتی به دلیل تزریق آب بجای گاز در مدت زمان کوتاهی با آب و نمک برخورد کردند که این مسئله خسارت جبرانناپذیر به منابع نفتی کشور وارد کرده است.
همه اهل فن می دانند در توسعه و برداشت از میادین نفتی باید به نحوه حفاری (حفاری از لایههای خوب و بد)، میزان برداشت و حجم تولید در زمان بعد از قرارداد توجه خاص شود در حالی که طرف ایرانی در هر سه مرحله هیچ نقشی نداشتند در چنین شرایطی به دلیل برآورد غلط شرکت خارجی در میزان برداشت، نفت میدان به آب و نمک می رسد و شرکتی مثل «شل» نیز تنها خود را موظف می داند تأسیسات سطح الارضی نظیر لولهها، مبدلهای حرارتی و توربینها را در صورت خرابی، تعمیر و یا تعویض نماید اما در مقابل مخزنی که باید چندین دهه برای نسل های حاضر و آینده تولید داشته باشد هیچ مسئولیتی در قرارداد نداشته است.
در گذشته نظارت واقعی هم بر کار پیمانکاران خارجی وجود نداشت؛ زمانی که مدیریت میدان به طرف خارجی سپرده میشد، نظارت داخلی به نظارتی سوری تبدیل میشد و اختلافات میان شرکت نفت با طرف خارجی هم معمولا بصورت کدخدامنشی حل و فصل می گردید اما خوشبختانه هم اکنون توسعه میادین نفتی به شیوه علمی و شناخته شده در جهان یعنی به صورت مرحلهای و بر اساس اطلاعات حاصل از هر مرحله برنامهریزی تولید برای مرحله بعد تبیین میشود. این شیوه توسعه میادین نفتی متناسب با وسعت و پیچیدگی آنها به صورت مرحلهای با فواصل زمانی مناسب و با دریافت کمیت و کیفیت اطلاعات دینامیکی و متنوع و براساس اصول صیانتی صورت میگیرد و از برنامههای تولیدی فاقد ضمانت و پشتوانه فنی برای مخازن جلوگیری میشود.
نتایج مثبت این اقدام را در چندین میدان نفتی بویژه میدان آزادگان شاهد بودیم که در فرصت مناسب ابعاد مختلف آن اطلاع رسانی می شود.
انتهای پیام |