زیباست تا بیاموزیم، رسیدن به بازنشستگی پایان راه نیست که آغاز و تولدی دوباره در تکامل زندگی است. پس در آیین نکو داشت تجربه و خدمت، میهمان آنانی هستیم که در سالهای خدمت در صنعتی بزرگ میزبانی مان را کرده اند، آنانی که روزی همکارمان بودند و امرور همراهمان.
قرارها گذاشته شد و تدارک ها دیده شد که مراسم بازنشستگی مسعود اعتمادی، رضا افشین، اسداله اقتصادی، مهدی آقا جانی، فرشاد ایوب زاده، حسن بهاری بندری، محمد بیرمی، بهرام پروانه، بهمن جهان نیا، محمود ساعی همدانی، نصرت صمدزاده، حسین عاصم پور، رضا فلاح، زهرا قاضی ها، علی مستاجران، سید غلامرضا مستجاب الدعوه، ابراهیم محمودی نیا، قاسم محمودی،حبیب اله معصومیان و شهید فیصل نوری زاده به یمن روز علی بن الرضا پنجشنبه 7 آبان ماه درست شب میلاد برگزار شود. مراسمی که دو مدیر عامل میزبان آن بودند. آقایان نژاد سلیم و بیات. 
نژاد سلیم مدیر عاملی بود که پس از 13 ماه و 6 روز آمده بود که دوره ای دیگر از مدیریت خود را با 20 تن از یارانی که قریب به 4 دهه از زندگی خود را در صنعت وقف کرده اند، جشن بگیرد و بیات مدیر عامل جوانی که دانش آموخته آموزگارانی است که پس از 40 سال تجربه و خدمت، امروز بنا بر تقویم کار در صنعت نفت - 60 سالگی آقایان و 55 سالگی بانوان - رسید، بازنشسته می شوند.
آقای بیات خطاب به بازنشستگان پتروشیمی می گوید: «نقطه تحول برای همه انسانها در دایره رضوان حق تعالی نهفته است. انسان در مسیر زندگی و از وضع موجود به سوی وضع مطلوب منزل های مختلفی را طی می کند. آن چیزی که در این فرآیند تغییر می کند، منازل مختلفی است که انسان از منزلی (مقصد) به منزل (مقصد) دیگرحرکت می کند که فرآیند بازنشستگی در واقع یکی از این منازل است . دوستان می گویند که معنی بازنشستگی، تولدی دوباره است. گرچه این تعریف زیباست، اما معتقدم بازنشستگی تغییر منزل است. چون انسان در فرایند تکامل و پیشرفت خود به این مرحله رسیده است. همچنین معتقدم با بازنشستگی همکارانمان، احساس وظیفه و مسئولیت این انتقال تجربه به جوان تر ها هنوز هم بر دوش این عزیزان است. بر اساس دیدگاه سازمان مدیریتی، در واقع تمام سرمایه نگاه به عقب در یک سازمان متعالی، همان خدمات و تجارب کارکنان بازنشسته است.
از شما همکاران می خواهم که دیدگاه ها، نظرات و آرمان هایی که فرصت نشد که محقق شوند را منظم و در اختیار همکاران جوان تر خود بگذارید.
شاعر می گوید :
آن کس را بستایید که اندر همه عمر بهر آسایش مردم قدمی بردارد
نیک مرد آن که نگردد دل او هرگز شاد مگر از خاطر کس بار غمی بردارد
ای آموزگاران
امروز در جمع شما کسانی هستند که زندگی خود را وقف صنعت پتروشیمی کرده¬اند، کسانی که ایام جوانی خود را با این امید به تلاش گذرانده اند که در آینده، از برکت آن، نسل جوان این سرزمین لذت سربلندی و بالندگی را تجربه کند و با تکیه بر ستونهای آفرینش این بزرگواران، آتیه ای سراسر مهر و عدالت برای ایران اسلامی رقم زند.
می اندیشم که واژه آموزگار برای شما زیبنده ترین است، شما که در عمر کاری خود فرصت را به سودمندی بدل کردید و این گرد سفید که بر رخسارتان نشسته است، نشانگر راه درازی است که پیموده اید تا بگویید جاده های زندگی پیوسته فرحناک و راحت افزای نبوده و نخواهد بود.
صنعت پتروشیمی امروز با عزیزانی خداحافظی می کند که حتی تصور یک لحظه نبودنشان، دشوار است و جان فرسا. پتروشیمی سالهاست که به همت زنان و مردانی چون شما و به ویژه شما راه پرافتخار توسعه را پیموده است . همه شما، بخش عظیمی از توان خود را صرف حفظ تولید در دوران دفاع مقدس و سازندگی کرده اید. همه شما عزیزانی که امروز به افتخار پیشکسوتی نائل آمده اید، دوره افتخار آفرین جهش پتروشیمی را طراحی و اجرا کرده اید و آنچه اینک در اقصی نقاط کشورمان ازصنعت پتروشیمی پدید آمده است حاصل زحمات تک تک شما و عنایت پروردگار سبحان است.
امروز ما اینجائیم تا در " آئین نکوداشت تجربه و خدمت"، روز شما را گرامی بداریم، زندگی سراسر تلاشتان را اجر نهیم و با شما هم پیمان شویم که ما نیز چون شما نسلی خواهیم بود سربلند که هستی خود را وقف این سرزمین مقدس و سعادت فرزندان امروز و فردایش خواهیم کرد.»
هیچ کس با هوش تر از همه ما نیست
مهندس شعری مقدم سخنران ویژه این مراسم بود. شعری مقدم مردی است که با 43 سال سابقه کار دولتی در پتروشیمی بازنشسته شد. اما از آنجایی که پتروشیمی مردان خود را رها نمی کند امروز او را می توانیم در مدیریت پتروشیمی آریا ساسول ببینیم.
او در این مراسم در خطاب به رفقای قدیمی خود گفت: «تبریک به مناسبت میلاد باسعادت امام هشتم، امام علی ابن موسی الرضا. این روز هشتم آبان ماه امسال ویژگی خاصی دارد. 8/8 /88 و میلاد امام هشتم. امروز 224 روز سال (میلادی) که جمع اعداد 2+2+4=8 می شود. خسته نباشیدی می گویم به آقای مهندس نژاد سلیم و خدا قوتی هم به آقای مهندس بیات. پذیرش این مسئولیت ها به واقع بی شباهت به مسابقه دوی امدادای نیست. همه می دانیم در این مسابقه یک نفر از شرکت کننده هر تیم به عنوان دونده تیم می دود تا در مقطع معین آن چوب که بعنوان سمبل است را به نفر بعدی برساند. نفری که می دود سعی دارد تا مدت باقی مانده حداکثر امتیاز و شایستگی را برای تیم یا سازمان خود به دست آورد که البته ایده نفر دوم هم همین است. البته مسابقه دو امدادی با فرایندهای انتقال مدیریت ها کمی تفاوت دارد و تفاوت آن این است که در مسابقه دو امدادی کاملاً مشخص است که در چه زمان و در چه مکانی آن چوب (سمبل) به دیگری تحویل داده می شود. ولی متاسفانه در سیستم های مدیریتی امروز معلوم نیست که نفر اول در چه زمان و در چه مکانی مدیریت را به نفر بعدی واگذار می کند.
در مسابقه های دو 100 متر و دو ماراتن دو استراتژی متفاوت وجود دارد. در دو 100 متر دونده حداکثر انرژی خود را می گذارد که این مسافت را در حداقل زمان بدود ولی اگر دونده بخواهد با همین استراتژی در دو ماراتن بدود، به طور حتم شکست خواهد خورد. برای اینکه دونده باید انرژی خود را برای مقطع پایینی ذخیره کند. توجه به این موارد به ظاهر کوچک اما پر اهمیت بسیار در سیستم های مدیریتی روز مهم است.
باید بگویم که زمانی که مسئولیت شرکت ملی صنایع پتروشیمی به آقای مهندس نژاد سلیم واگذار شد- من شاهد بودم که ایشان بسیار راغب بودند که این مسئولیت بسیار سنگین را بنا به دلایلی نپذیرند – و به اصطلاح چوب را از نفر قبلی (مهندس نجابت) گرفتند، حداکثر توان و سعی خود را برای اخذ موفقیت و شایستگی این شرکت مبذول کردند.
امیدوارم که آقای بیات با هوش سرشار و ایمان محکم که به پروردگار عالم دارند و با استعاونت از نیروی جوانی و همچنین این اعتقاد که "هیچ کس با هوش تر از همه ما نیست" و همکاری جمعی این مسئولیت بسیار دشوار را با موفقیت به اتمام برسانند و امیدوارم چوب را از ایشان لااقل چهار سال بعد بگیرند. امیدوارم به آقای بیات چهار سال فرصت بدهند تا زمان برای پیاده کردن تفکرات خود داشته باشند.
وقتی در سال 1345 به این صنعت پیوستم، خورشید پتروشیمی به تازگی طلوع کرده بود. متاسفم که در این ایام شاهد غروب این صنعت هستم و امیدوارم آقای بیات به سهم خود از این غروب
زود رس، جلوگیری کنند و یا لااقل باعث کاهش سرعت آن شوند.
عزیزان هیچ کدام از مدیران، کارکنان و یا حتی ما قدیمی تر ها مخالف خصوصی سازی و اجرای اصل 44 نیستیم. ولی موضوعی که در این میان مغفول مانده است، این است که وظیفه رساندن صنعت پتروشیمی به اهداف چشم انداز 20 ساله کیست؟ آیا سازمانی چون شرکت ملی صنایع پتروشیمی در ایران وجود دارد که متعهد به انجام رساندن این وظیفه باشد؟
در هر صورت به یاد دارم آن زمان که پتروشیمی نوپا بود، قدر آدم ها را بهتر می دانستند. در آن زمان اگر فردی به درجه بازنشستگی نائل می شد، برای او جشنی در باشگاه صنعت نفت با حضور خانواده های همکاران و مدیران برپا می کردند. جشنی خانوادگی که در ابتدا مدیر آن فرد بازنشسته صحبت می کرد، بعد همکاران خاطره می گفتند و آخر سر هم خود آن فرد صحبت می کرد. بعد بساط شام و اهدای هدایا بود و خداحافظی و خاطره خوش.
متاسفانه بازنشستگی به بوته فراموشی سپرده شده است و دیگر آن اجر و قرب به بازنشسته ها دیده نمی شود. گفتارهایمان با رفتارهایمان مطابقت ندارد و شعارهای انسان مدارانه خیلی شنیده می شود ولی در عمل با انسانها آن طور که شایسته است رفتار نمی شود.
این عزیزان بازنشسته که امروز بنده افتخار دارم در جشن آنها حضور داشته باشم، عمر خود را به راحتی سپری نکرده اند، این ها در لحظه های دشواری مسئولیت های سنگینی بر عهده داشتند و فداکاری های زیادی داشتند. تعدای از این عزیزان هم دوره مرحوم نوری (مدیر عامل پیشین پتروشیمی برزویه) هستند. او جان را به پای کار و تعهد خود گذاشت. شهادت می دهم که او هرگز فرصت نیافت آن گونه که شایسته بود در کنار همسر و فرزندش باشد.(برای شادی روح او صلوات بفرستید) غرض از این صحبت این است که عزیزان امروز همه از آن دسته نوری ها هستند که دورانی سخت عاشقانه و فداکارانه کار کردند.
می گویند زمین هرگز بی حجت نمی ماند. حجت کیست؟ یا چه کسانی هستند؟ حجت کسانی هستند که در میان مردم کارهایی می کنند که انجام آن ممکن نیست. مثلاً در زندگی همه دروغ می گویند، ولی حجت تنها راست می گوید. در جامعه ای زندگی می کند که همه نفاق دارند و او صداق است. این افراد حجت هستند. به نظرم آقای نژاد سلیم هم به نوعی می توان گفت که حجت است. مهم نیست که تا چه حد خواست و شعار کرامت انسانی آقای مهندس نژاد سلیم در سازمان محقق شد و یا می شود، مهم کردار اوست.
برای همه عزیزان سلامتی، شادکامی و مهم تر از همه عاقبت به خیری آرزومندم.»
و آنهایی که عمودی رفتند
پس از رحیم عابدی، احمد اجل لوئیان، مصطفی طاهری نجف آبادی، احمد رهگذر، سید مهدی حسینی، محمد رضا نعمت زاده، اصغر ابراهیمی اصل، غلامحسین نجابت، نوبت به عادل نژاد سلیم رسید که به قول خودش که با لهجه شیرین آذری می گفت: "خوش به حال کسی که عمودی برود."
در واقع مهندس نژاد سلیم نهمین مدیر عامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی از 22 بهمن 1357 بود که در روز 6 آبان ماه یعنی یک روز قبل از برگزاری همین جشن بازنشستگی، از سمت مدیر عاملی NPC به نوعی بازنشسته شد. مدیر عاملی که بنا بر رسم مالوف تغییر مدیران دولتی، که از انتصاب های ناگهانی و یا به قول امروزی ترها جابه جایی از سنگری به سنگر دیگر خدمت، همه را باز هم شگفت زده کرد.
بهر حال نژاد سلیم رفت و بیات آمد. اما فکر می کنم که اگر روزی روزگاری برای مصاحبه نزد او برویم و بپرسیم که مهم ترین ویژگی دوران مدیریت جنابعالی در شرکت ملی صنایع پتروشیمی چه بود؟ او پاسخ می دهد: تدوین برنامه راهبردی با تشکیل 12 کار گروه تخصصی که اعضای آن 300 نفر از مدیران، متخصصان و کارشناسان شرکت بودند.
او در این مراسم سخن خود را با این جمله آغاز می کند که " چو ایران نباشد، تن من مباد" و بعد از تبریک میلاد امام رضا می گوید: امیدوارم که هر کسی حاجتی دارد قبل از خارج شدن از این مجلس به آن برسد، که من دیروز به حاجتم رسیدم!
یک شنبه روزی از ماهشهر آمدم تهران و گفتند که آقای وزیر (مهندس نوذری) شما را احضار کرده اند. خوب به دلیل اینکه از نزدیک با آقای وزیر زیاد رفت و آمد نداشتم، کمی تعجب کردم. وقتی به دفتر آقای نوذری رفتم، ایشان در مورد سوابق کاری ام پرسیدند که من هم پاسخ دادم. بعد از یک هفته باز هم مجدداً ایشان مرا به دفترشان دعوت کردند. این بار فکر کردم که حتماً فردی نامه ای بدون امضاء برای آقای وزیر ارسال کرده اند و از بنده شکایتی دارند. بهر حال ساعت 6 بعد از ظهر آن روز، برای بار دوم به دفتر آقای وزیر نفت رفتم که آن روز ایشان گفتند که بنده باید به جای آقای مهندس نجابت مسئولیت شرکت ملی صنایع پتروشیمی را بپذیرم. به ایشان عرض کردم که باید مشورت کنم که گفتند که این موضوع فعلاً محرمانه است. گفتم که با همسرم که می توانم مشورت کنم که ایشان گفتند که شما هم بله!
آقای بیات! همه این آقایانی که در این مجلس حضور دارند و از همسرشان تشکر و قدرانی می کنند از روی ترس معروفشان است! بهر حال به دلیل اینکه می دانستم پذیرفتن مسئولیت شرکت ملی صنایع پتروشیمی بسیار سنگین و دشوار است و علاقه باطنی خودم نسبت به ادامه کار در پتروشیمی بندر امام، در نامه ای خطاب به آقای نوذری از ایشان خواستم که مرا از پذیرفتن این مسئولیت معذور کنند به دلیل اینکه بنده از سمت هایی که دارای حاشیه کاری بسیار است، بیزارم.
گرچه باور دارم که جوهر مرد، کار است. سرانجام پس از دو ماه، در ماه مبارک رمضان سال 87، با دستور آقای نوذری این مسئولیت را پذیرفتم. با وجود اینکه می دانستم دوره مدیریت بنده در شرکت ملی صنایع پتروشیمی بیش از یک سال نخواهد بود، ولی با نگرش جدید تغییر شیوه مدیریت سنتی به مدیریت روز به این شرکت آمدم. باور دارم مشکلات یک سازمان ریشه در مدیریت و تفکر سنتی آن دارد. با شیوه مدیریت سنتی و با وجود 12 ساعت کار روزانه باز هم
می بینیم که شاخص بهره وری در کشور پایین و یا گاه منفی است. بنابراین در یک سال گذشته ضمن پیگیری امور مربوط به مجتمع ها، طرح ها، تولید، فروش و سایر موارد دیگر درصد برآمدیم که نگاه و شیوه مدیریت را در سازمان تغییر دهیم و نه مدیران را. بهر حال همزمان با فعالیت های جاری شرکت، درصدد تدوین برنامه علمی استراتژیک و استقرار تعالی سازمان برآمدیم. اگرچه اهداف و برنامه های شرکت در افق 5 سال آینده شرکت تدوین شده است، اما با توجه به شرایط هلدینگ و خصوصی سازی شرکت های پتروشیمی و روشن شدن تکلیف NPC این برنامه ها باید اصلاح و بازنگری شود. زیرا این اهداف در شرایطی تدوین شدند که هنوز تکلیف وضعیت شرکت نهایی نشده بود.
این زمان از اقبال بنده درست مصادف با بحران اقتصادی و مالی جهان و کاهش قیمت محصولات پتروشیمی تا 54 درصد بازار شد. که جای قدردانی بسیار از آقایان افشین (مدیر کنترل تولید) و آقای شاددل( مدیر بازرگانی) و آقای آقاجانی (مدیر مالی) دارد که با همکاری و برنامه ریزی توانستیم این بحران را پشت سر بگذاریم.
امروز در این جا افرادی را می بینم که بر اساس شناسنامه به سن بازنشستگی رسیده اند، اما من
می گویم که معیار بازنشستگی فکر و اندیشه فرد است. کلید دانش تفکر است پس چطور می توانیم با تجربه 38 یا 40 ساله همکارمان که در صنعت پتروشیمی اثرگذار بودند و هستند، خداحافظی کنیم؟ بازنشستگان گنجینه این صنعت هستند و هنرمند کسی است که بتواند از این گنجینه ضمنی در راه توسعه و پیشرفت صنعت به آشکار بهره گیرد.
توصیه بنده به آقای بیات این است که کرامت انسانی را به معنای واقعی در سازمان رعایت کنیم. زیرا نیروی انسانی ارزش و سرمایه اصلی سازمان است. باید احترام افراد در سازمان رعایت شود.
آقای بیات به حرف ها و شکایتی که از افراد سازمان می شود تا زمانی که مصداق عینی نداشته باشد، توجه نکنید. متاسفانه گاه دیده و شنیده می شود که همکاران از یکدیگر ایراد و اشکال می گیرند در حالی که به قول حافظ شیرازی:
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست تو خود حجاب خودى حافظ از میان برخیز
اما در خطاب به همه دوستان و همکاران در صنعت پتروشیمی و برای خاتمه صحبت هایم
می گویم:
ای غایب از نظر به خدا می سپارمت جانم بسوختی و به جان دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک باور نکن که دست ز دامن بدارمت
انتهای پیام |