نفت نيوز : مراسم تجليل و بزرگداشت بازنشستگان شركت ملي صنايع پتروشيمي
سه شنبه، 26 آبان 1388 - 05:55 کد خبر:7302

زيباست تا بياموزيم، رسيدن به بازنشستگي پايان راه نيست كه آغاز و تولدي دوباره در تكامل زندگي است. پس در آيين نكو داشت تجربه و خدمت، ميهمان آناني هستيم كه در سالهاي خدمت در صنعتي بزرگ ميزباني مان را كرده اند، آناني كه روزي همكارمان بودند و امرور همراهمان. 


قرارها گذاشته شد و تدارك ها ديده شد كه مراسم بازنشستگي مسعود اعتمادي، رضا افشين، اسداله اقتصادي، مهدي آقا جاني، فرشاد ايوب زاده، حسن بهاري بندري، محمد بيرمي، بهرام پروانه، بهمن جهان نيا، محمود ساعي همداني، نصرت صمدزاده، حسين عاصم پور، رضا فلاح، زهرا قاضي ها، علي مستاجران، سيد غلامرضا مستجاب الدعوه، ابراهيم محمودي نيا، قاسم محمودي،حبيب اله معصوميان و شهيد فيصل نوري زاده به يمن روز علي بن الرضا پنجشنبه 7 آبان ماه درست شب ميلاد برگزار شود. مراسمي كه دو مدير عامل ميزبان آن بودند. آقايان نژاد سليم و بيات. 
نژاد سليم مدير عاملي بود كه پس از 13 ماه و 6 روز آمده بود كه دوره اي ديگر از مديريت خود را با 20 تن از ياراني كه قريب به 4 دهه از زندگي خود را در صنعت وقف كرده اند، جشن بگيرد و بيات مدير عامل جواني كه دانش آموخته آموزگاراني است كه پس از 40 سال تجربه و خدمت، امروز بنا بر تقويم كار در صنعت نفت - 60 سالگي آقايان و 55 سالگي بانوان - رسيد، بازنشسته مي شوند.

آقاي بيات خطاب به بازنشستگان پتروشيمي مي گويد: «نقطه تحول براي همه انسانها در دايره رضوان حق تعالي نهفته است. انسان در مسير زندگي و از وضع موجود به سوي وضع مطلوب منزل هاي مختلفي را طي مي كند. آن چيزي كه در اين فرآيند تغيير مي كند، منازل مختلفي است كه انسان از منزلي (مقصد) به منزل (مقصد) ديگرحركت مي كند كه فرآيند بازنشستگي در واقع يكي از اين منازل است . دوستان مي گويند كه معني بازنشستگي، تولدي دوباره است. گرچه اين تعريف زيباست، اما معتقدم بازنشستگي تغيير منزل است. چون انسان در فرايند تكامل و پيشرفت خود به اين مرحله رسيده است. همچنين معتقدم با بازنشستگي همكارانمان، احساس وظيفه و مسئوليت اين انتقال تجربه به جوان تر ها هنوز هم بر دوش اين عزيزان است. بر اساس ديدگاه سازمان مديريتي، در واقع تمام سرمايه نگاه به عقب در يك سازمان متعالي، همان خدمات و تجارب كاركنان بازنشسته است.
از شما همكاران مي خواهم كه ديدگاه ها، نظرات و آرمان هايي كه فرصت نشد كه محقق شوند را منظم و در اختيار همكاران جوان تر خود بگذاريد.
شاعر مي گويد :
آن كس را بستاييد كه اندر همه عمر بهر آسايش مردم قدمي بردارد
نيك مرد آن كه نگردد دل او هرگز شاد مگر از خاطر كس بار غمي بردارد
اي آموزگاران

امروز در جمع شما كساني هستند كه زندگي خود را وقف صنعت پتروشيمي كرده¬اند، كساني كه ايام جواني خود را با اين اميد به تلاش گذرانده اند كه در آينده، از بركت آن، نسل جوان اين سرزمين لذت سربلندي و بالندگي را تجربه كند و با تكيه بر ستونهاي آفرينش اين بزرگواران، آتيه اي سراسر مهر و عدالت براي ايران اسلامي رقم زند.
مي انديشم كه واژه آموزگار براي شما زيبنده ترين است، شما كه در عمر كاري خود فرصت را به سودمندي بدل كرديد و اين گرد سفيد كه بر رخسارتان نشسته است، نشانگر راه درازي است كه پيموده ايد تا بگوييد جاده هاي زندگي پيوسته فرحناك و راحت افزاي نبوده و نخواهد بود.
صنعت پتروشيمي امروز با عزيزاني خداحافظي مي كند كه حتي تصور يك لحظه نبودنشان، دشوار است و جان فرسا. پتروشيمي سالهاست كه به همت زنان و مرداني چون شما و به ويژه شما راه پرافتخار توسعه را پيموده است . همه شما، بخش عظيمي از توان خود را صرف حفظ توليد در دوران دفاع مقدس و سازندگي كرده ايد. همه شما عزيزاني كه امروز به افتخار پيشكسوتي نائل آمده ايد، دوره افتخار آفرين جهش پتروشيمي را طراحي و اجرا كرده ايد و آنچه اينك در اقصي نقاط كشورمان ازصنعت پتروشيمي پديد آمده است حاصل زحمات تك تك شما و عنايت پروردگار سبحان است.
امروز ما اينجائيم تا در " آئين نكوداشت تجربه و خدمت"، روز شما را گرامي بداريم، زندگي سراسر تلاشتان را اجر نهيم و با شما هم پيمان شويم كه ما نيز چون شما نسلي خواهيم بود سربلند كه هستي خود را وقف اين سرزمين مقدس و سعادت فرزندان امروز و فردايش خواهيم كرد.»

هيچ كس با هوش تر از همه ما نيست
مهندس شعري مقدم سخنران ويژه اين مراسم بود. شعري مقدم مردي است كه با 43 سال سابقه كار دولتي در پتروشيمي بازنشسته شد. اما از آنجايي كه پتروشيمي مردان خود را رها نمي كند امروز او را مي توانيم در مديريت پتروشيمي آريا ساسول ببينيم.
او در اين مراسم در خطاب به رفقاي قديمي خود گفت: «تبريك به مناسبت ميلاد باسعادت امام هشتم، امام علي ابن موسي الرضا. اين روز هشتم آبان ماه امسال ويژگي خاصي دارد. 8/8 /88 و ميلاد امام هشتم. امروز 224 روز سال (ميلادي) كه جمع اعداد 2+2+4=8 مي شود. خسته نباشيدي مي گويم به آقاي مهندس نژاد سليم و خدا قوتي هم به آقاي مهندس بيات. پذيرش اين مسئوليت ها به واقع بي شباهت به مسابقه دوي امداداي نيست. همه مي دانيم در اين مسابقه يك نفر از شركت كننده هر تيم به عنوان دونده تيم مي دود تا در مقطع معين آن چوب كه بعنوان سمبل است را به نفر بعدي برساند. نفري كه مي دود سعي دارد تا مدت باقي مانده حداكثر امتياز و شايستگي را براي تيم يا سازمان خود به دست آورد كه البته ايده نفر دوم هم همين است. البته مسابقه دو امدادي با فرايندهاي انتقال مديريت ها كمي تفاوت دارد و تفاوت آن اين است كه در مسابقه دو امدادي كاملاً مشخص است كه در چه زمان و در چه مكاني آن چوب (سمبل) به ديگري تحويل داده مي شود. ولي متاسفانه در سيستم هاي مديريتي امروز معلوم نيست كه نفر اول در چه زمان و در چه مكاني مديريت را به نفر بعدي واگذار مي كند.
در مسابقه هاي دو 100 متر و دو ماراتن دو استراتژي متفاوت وجود دارد. در دو 100 متر دونده حداكثر انرژي خود را مي گذارد كه اين مسافت را در حداقل زمان بدود ولي اگر دونده بخواهد با همين استراتژي در دو ماراتن بدود، به طور حتم شكست خواهد خورد. براي اينكه دونده بايد انرژي خود را براي مقطع پاييني ذخيره كند. توجه به اين موارد به ظاهر كوچك اما پر اهميت بسيار در سيستم هاي مديريتي روز مهم است.
بايد بگويم كه زماني كه مسئوليت شركت ملي صنايع پتروشيمي به آقاي مهندس نژاد سليم واگذار شد- من شاهد بودم كه ايشان بسيار راغب بودند كه اين مسئوليت بسيار سنگين را بنا به دلايلي نپذيرند – و به اصطلاح چوب را از نفر قبلي (مهندس نجابت) گرفتند، حداكثر توان و سعي خود را براي اخذ موفقيت و شايستگي اين شركت مبذول كردند.
اميدوارم كه آقاي بيات با هوش سرشار و ايمان محكم كه به پروردگار عالم دارند و با استعاونت از نيروي جواني و همچنين اين اعتقاد كه "هيچ كس با هوش تر از همه ما نيست" و همكاري جمعي اين مسئوليت بسيار دشوار را با موفقيت به اتمام برسانند و اميدوارم چوب را از ايشان لااقل چهار سال بعد بگيرند. اميدوارم به آقاي بيات چهار سال فرصت بدهند تا زمان براي پياده كردن تفكرات خود داشته باشند.
وقتي در سال 1345 به اين صنعت پيوستم، خورشيد پتروشيمي به تازگي طلوع كرده بود. متاسفم كه در اين ايام شاهد غروب اين صنعت هستم و اميدوارم آقاي بيات به سهم خود از اين غروب
زود رس، جلوگيري كنند و يا لااقل باعث كاهش سرعت آن شوند.
عزيزان هيچ كدام از مديران، كاركنان و يا حتي ما قديمي تر ها مخالف خصوصي سازي و اجراي اصل 44 نيستيم. ولي موضوعي كه در اين ميان مغفول مانده است، اين است كه وظيفه رساندن صنعت پتروشيمي به اهداف چشم انداز 20 ساله كيست؟ آيا سازماني چون شركت ملي صنايع پتروشيمي در ايران وجود دارد كه متعهد به انجام رساندن اين وظيفه باشد؟
در هر صورت به ياد دارم آن زمان كه پتروشيمي نوپا بود، قدر آدم ها را بهتر مي دانستند. در آن زمان اگر فردي به درجه بازنشستگي نائل مي شد، براي او جشني در باشگاه صنعت نفت با حضور خانواده هاي همكاران و مديران برپا مي كردند. جشني خانوادگي كه در ابتدا مدير آن فرد بازنشسته صحبت مي كرد، بعد همكاران خاطره مي گفتند و آخر سر هم خود آن فرد صحبت مي كرد. بعد بساط شام و اهداي هدايا بود و خداحافظي و خاطره خوش.
متاسفانه بازنشستگي به بوته فراموشي سپرده شده است و ديگر آن اجر و قرب به بازنشسته ها ديده نمي شود. گفتارهايمان با رفتارهايمان مطابقت ندارد و شعارهاي انسان مدارانه خيلي شنيده مي شود ولي در عمل با انسانها آن طور كه شايسته است رفتار نمي شود.
اين عزيزان بازنشسته كه امروز بنده افتخار دارم در جشن آنها حضور داشته باشم، عمر خود را به راحتي سپري نكرده اند، اين ها در لحظه هاي دشواري مسئوليت هاي سنگيني بر عهده داشتند و فداكاري هاي زيادي داشتند. تعداي از اين عزيزان هم دوره مرحوم نوري (مدير عامل پيشين پتروشيمي برزويه) هستند. او جان را به پاي كار و تعهد خود گذاشت. شهادت مي دهم كه او هرگز فرصت نيافت آن گونه كه شايسته بود در كنار همسر و فرزندش باشد.(براي شادي روح او صلوات بفرستيد) غرض از اين صحبت اين است كه عزيزان امروز همه از آن دسته نوري ها هستند كه دوراني سخت عاشقانه و فداكارانه كار كردند.
مي گويند زمين هرگز بي حجت نمي ماند. حجت كيست؟ يا چه كساني هستند؟ حجت كساني هستند كه در ميان مردم كارهايي مي كنند كه انجام آن ممكن نيست. مثلاً در زندگي همه دروغ مي گويند، ولي حجت تنها راست مي گويد. در جامعه اي زندگي مي كند كه همه نفاق دارند و او صداق است. اين افراد حجت هستند. به نظرم آقاي نژاد سليم هم به نوعي مي توان گفت كه حجت است. مهم نيست كه تا چه حد خواست و شعار كرامت انساني آقاي مهندس نژاد سليم در سازمان محقق شد و يا مي شود، مهم كردار اوست.
براي همه عزيزان سلامتي، شادكامي و مهم تر از همه عاقبت به خيري آرزومندم.»

و آنهايي كه عمودي رفتند
پس از رحيم عابدي، احمد اجل لوئيان، مصطفي طاهري نجف آبادي، احمد رهگذر، سيد مهدي حسيني، محمد رضا نعمت زاده، اصغر ابراهيمي اصل، غلامحسين نجابت، نوبت به عادل نژاد سليم رسيد كه به قول خودش كه با لهجه شيرين آذري مي گفت: "خوش به حال كسي كه عمودي برود."
در واقع مهندس نژاد سليم نهمين مدير عامل شركت ملي صنايع پتروشيمي از 22 بهمن 1357 بود كه در روز 6 آبان ماه يعني يك روز قبل از برگزاري همين جشن بازنشستگي، از سمت مدير عاملي NPC به نوعي بازنشسته شد. مدير عاملي كه بنا بر رسم مالوف تغيير مديران دولتي، كه از انتصاب هاي ناگهاني و يا به قول امروزي ترها جابه جايي از سنگري به سنگر ديگر خدمت، همه را باز هم شگفت زده كرد.
بهر حال نژاد سليم رفت و بيات آمد. اما فكر مي كنم كه اگر روزي روزگاري براي مصاحبه نزد او برويم و بپرسيم كه مهم ترين ويژگي دوران مديريت جنابعالي در شركت ملي صنايع پتروشيمي چه بود؟ او پاسخ مي دهد: تدوين برنامه راهبردي با تشكيل 12 كار گروه تخصصي كه اعضاي آن 300 نفر از مديران، متخصصان و كارشناسان شركت بودند.
او در اين مراسم سخن خود را با اين جمله آغاز مي كند كه " چو ايران نباشد، تن من مباد" و بعد از تبريك ميلاد امام رضا مي گويد: اميدوارم كه هر كسي حاجتي دارد قبل از خارج شدن از اين مجلس به آن برسد، كه من ديروز به حاجتم رسيدم!
يك شنبه روزي از ماهشهر آمدم تهران و گفتند كه آقاي وزير (مهندس نوذري) شما را احضار كرده اند. خوب به دليل اينكه از نزديك با آقاي وزير زياد رفت و آمد نداشتم، كمي تعجب كردم. وقتي به دفتر آقاي نوذري رفتم، ايشان در مورد سوابق كاري ام پرسيدند كه من هم پاسخ دادم. بعد از يك هفته باز هم مجدداً ايشان مرا به دفترشان دعوت كردند. اين بار فكر كردم كه حتماً فردي نامه اي بدون امضاء براي آقاي وزير ارسال كرده اند و از بنده شكايتي دارند. بهر حال ساعت 6 بعد از ظهر آن روز، براي بار دوم به دفتر آقاي وزير نفت رفتم كه آن روز ايشان گفتند كه بنده بايد به جاي آقاي مهندس نجابت مسئوليت شركت ملي صنايع پتروشيمي را بپذيرم. به ايشان عرض كردم كه بايد مشورت كنم كه گفتند كه اين موضوع فعلاً محرمانه است. گفتم كه با همسرم كه مي توانم مشورت كنم كه ايشان گفتند كه شما هم بله!
آقاي بيات! همه اين آقاياني كه در اين مجلس حضور دارند و از همسرشان تشكر و قدراني مي كنند از روي ترس معروفشان است! بهر حال به دليل اينكه مي دانستم پذيرفتن مسئوليت شركت ملي صنايع پتروشيمي بسيار سنگين و دشوار است و علاقه باطني خودم نسبت به ادامه كار در پتروشيمي بندر امام، در نامه اي خطاب به آقاي نوذري از ايشان خواستم كه مرا از پذيرفتن اين مسئوليت معذور كنند به دليل اينكه بنده از سمت هايي كه داراي حاشيه كاري بسيار است، بيزارم.
گرچه باور دارم كه جوهر مرد، كار است. سرانجام پس از دو ماه، در ماه مبارك رمضان سال 87، با دستور آقاي نوذري اين مسئوليت را پذيرفتم. با وجود اينكه مي دانستم دوره مديريت بنده در شركت ملي صنايع پتروشيمي بيش از يك سال نخواهد بود، ولي با نگرش جديد تغيير شيوه مديريت سنتي به مديريت روز به اين شركت آمدم. باور دارم مشكلات يك سازمان ريشه در مديريت و تفكر سنتي آن دارد. با شيوه مديريت سنتي و با وجود 12 ساعت كار روزانه باز هم
مي بينيم كه شاخص بهره وري در كشور پايين و يا گاه منفي است. بنابراين در يك سال گذشته ضمن پيگيري امور مربوط به مجتمع ها، طرح ها، توليد، فروش و ساير موارد ديگر درصد برآمديم كه نگاه و شيوه مديريت را در سازمان تغيير دهيم و نه مديران را. بهر حال همزمان با فعاليت هاي جاري شركت، درصدد تدوين برنامه علمي استراتژيك و استقرار تعالي سازمان برآمديم. اگرچه اهداف و برنامه هاي شركت در افق 5 سال آينده شركت تدوين شده است، اما با توجه به شرايط هلدينگ و خصوصي سازي شركت هاي پتروشيمي و روشن شدن تكليف NPC اين برنامه ها بايد اصلاح و بازنگري شود. زيرا اين اهداف در شرايطي تدوين شدند كه هنوز تكليف وضعيت شركت نهايي نشده بود.
اين زمان از اقبال بنده درست مصادف با بحران اقتصادي و مالي جهان و كاهش قيمت محصولات پتروشيمي تا 54 درصد بازار شد. كه جاي قدرداني بسيار از آقايان افشين (مدير كنترل توليد) و آقاي شاددل( مدير بازرگاني) و آقاي آقاجاني (مدير مالي) دارد كه با همكاري و برنامه ريزي توانستيم اين بحران را پشت سر بگذاريم.
امروز در اين جا افرادي را مي بينم كه بر اساس شناسنامه به سن بازنشستگي رسيده اند، اما من
مي گويم كه معيار بازنشستگي فكر و انديشه فرد است. كليد دانش تفكر است پس چطور مي توانيم با تجربه 38 يا 40 ساله همكارمان كه در صنعت پتروشيمي اثرگذار بودند و هستند، خداحافظي كنيم؟ بازنشستگان گنجينه اين صنعت هستند و هنرمند كسي است كه بتواند از اين گنجينه ضمني در راه توسعه و پيشرفت صنعت به آشكار بهره گيرد.
توصيه بنده به آقاي بيات اين است كه كرامت انساني را به معناي واقعي در سازمان رعايت كنيم. زيرا نيروي انساني ارزش و سرمايه اصلي سازمان است. بايد احترام افراد در سازمان رعايت شود.
آقاي بيات به حرف ها و شكايتي كه از افراد سازمان مي شود تا زماني كه مصداق عيني نداشته باشد، توجه نكنيد. متاسفانه گاه ديده و شنيده مي شود كه همكاران از يكديگر ايراد و اشكال مي گيرند در حالي كه به قول حافظ شيرازي:
ميان عاشق و معشوق هيچ حائل نيست‏ تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز
اما در خطاب به همه دوستان و همكاران در صنعت پتروشيمي و براي خاتمه صحبت هايم
مي گويم:
اي غايب از نظر به خدا مي سپارمت جانم بسوختي و به جان دوست دارمت
تا دامن كفن نكشم زير پاي خاك باور نكن كه دست ز دامن بدارمت

انتهاي پيام