با فروکش کردن تب تند انتخابات ریاست جمهوری و کش و قوسهای فراوان آن، کابینه منتخب هم به مجلس شورای اسلامی معرفی شد و در هیاهوی بسیار، اکثریت قریب به اتفاق وزرای پیشنهادی رای اعتماد گرفتند که انشاءالله برای یکایک آنان و رئیسجمهور محترم مبارک باشد و توفیق کابینه را در خدمتگزاری به میهن اسلامی صمیمانه از خداوند متعال مسالت دارم. در معرفی وزیر جدید نفت به مجلس شورای اسلامی، با تاکید فراوان مبتنی بر تفکر استراتژیک ایشان اظهار شد که صنعت نفت تاکنون برپایه روزمرگی به عنوان قلکی برای تامین نیازهای مالی کشور اداره شده است و چنین القا شد که وزرای پیشین نگاهی استراتژیک و برنامه محور به این صنعت نداشتهاند و هم اکنون زمان حاکمیت این نگاه بر صنعت نفت فرا رسیده است. همچنین بر جلوگیری از خامفروشی و تکیه بر محصول نهایی تولید به همراه افزایش ارزش افزوده حاصل از آن برای درآمد کشور هم تاکید ویژهای شد.
متاسفانه بعضی از نمایندگان موافق هم در دفاعیه خود این مباحث را اصل قرار داده و بر آن تکیه داشتند. طرح این گونه موضوعات برای افرادی که از گذشته صنعت نفت اطلاعی ندارند و از دور نگاهی به این صنعت عظیم داشته و دارند، جای گله ندارد اما تاکید بر این موضوع از سوی وزیر محترم که در متن برنامه خود و به هنگام دفاع از آن، تاکید بسیاری بر این موضوع داشتند، از یکسو و بعضی نمایندگان عضو کمیسیون انرژی از سوی دیگر بسیار عجیب بود. بر همین اساس، توجه به موارد ذیل بسیار راهگشا خواهد بود:
1
صنعت نفت ایران مدتها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دارای برنامههای درازمدت، میان مدت و کوتاهمدت بود که از سال 1360 دوباره این روش احیا شد و تدوین برنامههای غلتان شروع شد و ادامه یافت. این برنامهها در دو بخش کوتاهمدت یک ساله و میان مدت چهار ساله (در مجموع، پنج ساله) تدوین میشد که در راستای برنامه درازمدت 20ساله صنعت نفت بود و تمامی بخشهای اجرایی و عملیاتی شرکت را در برمیگرفت.
در زمانی که عنوان برنامه- به ویژه برنامهریزی نیروی انسانی که یکی از بخشهای این برنامههای غلتان بود مطرح میشد- مورد تمسخر بعضی از همراهان وزیر نفت وقت قرار میگرفت، در کل کشور و سازمان برنامه و بودجه وقت هم هیچ بحثی از برنامه وجود نداشت و برای یادآوری، نخستین برنامه (62 تا 66) که در کشور تنظیم شد، نه تنها در دولت و مجلس مطرح نشد، بلکه جایی جز بایگانی بر خود ندید. حال آنکه در صنعت نفت، برنامههای دقیق با تصویب مراجع ذیربط تدوین، تصویب و اجرا میشد و ارزیابی عملکرد آن هم به وسیله واحد برنامهریزی در شرکتها انجام و به مدیریت صنعت گزارش میشد.
علاوه بر آن در سال 1366، برنامه هفت ساله ای هم در دو حالت ادامه وضع موجود و برنامه در روند مطلوب، تهیه و به دولت و مجلس شورای اسلامی هم ارائه شد و برای مقامات روز، تصویر شد که اگر روند موجود- به ویژه سرمایهگذاری در صنعت نفت- ادامه یابد، چه فاجعهای رخ میدهد و اگر هدفهای تعیین شده مبنای برنامهریزی قرار گیرد، نیازمند چه الزاماتی است و چه امکاناتی برای اجرای آن باید تامین شود.
2
توسعه صنعت نفت از ابتدای انقلاب تاکنون نشاندهنده حرکتی برنامه محور و مبتنی بر راهبردهای کلان بوده است؛ چرا که با وجود تخریب سنگین تاسیسات صنعت نفت که حتی جنگ تحمیلی را «جنگ نفت» هم نام نهادند، ذخایر نفت خام از حدود 54میلیارد بشکه قابل برداشت به 5/138میلیارد بشکه، ذخایر گاز طبیعی از 2/14 تریلیون متر مکعب به 61/29تریلیون متر مکعب، تولید نفت از حدود 3میلیون بشکه در روز به بیش از 25/4 میلیون بشکه در روز (باوجود خسارات اساسی در جنگ تحمیلی)، تولید گاز سبک از 56میلیون متر مکعب در روز به 512 میلیون متر مکعب در روز، تعداد انشعاب گاز از 40هزار به 6/6 میلیون انشعاب، مصرفکنندگان گاز طبیعی از حدود 60هزار به حدود 12میلیون خانوار، خوراک پالایشگاهها از حدود 740 هزار بشکه در روز به حدود یک میلیون و 660هزار بشکه در روز (با وجود اینکه در دوره هشت ساله وزارت یکی از وزرای محترم، احداث پالایشگاه جدید متوقف شد)، تولید قابل فروش پتروشیمی از حدود 5/1میلیون تن به حدود 28 میلیون تن، سهم گاز در سبد انرژی خانوار از تقریبا صفر به حدود 61درصد افزایش یافته است.
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، تقریبا تمامی مدیریت صنعت نفت در دست خارجیها بود و شرکت ملی نفت هم فقط شکلی ظاهری داشت. شرکت اسکو (OSCO) در جنوب و پنج شرکت خارجی در دریا و دهها شرکت خارجی- به ویژه در عملیات حفاری- نبض صنعت نفت را در دست داشتند و امروزه به لطف خدا و با همت مدیران و کارکنان تلاشگر صنعت نفت، در عملیات و اجرا حتی یک نفر خارجی هم حضور ندارد.
در تامین کالا هم در آن زمان، حتی کالای مصرفی داخل فروشگاههای زنجیرهای نفت از انگلیس و آمریکا تامین میشد و این در حالی است که امروزه با دوراندیشی مدیران و همت بلند صنعتگران کشور، حداقل 50درصد کالاها و تجهیزات طرحها و پروژهها و هم لوازم یدکی مورد نیاز صنعت نفت در داخل کشور تامین میشود که تحقق این مهم، بدون تردید مرهون تفکر استراتژیک وزرا و مدیران صنعت نفت است.
مگر خطوط لوله اتیلن غرب در دولت هشتم و خط لوله اتیلن مرکز و شرق در سال دوم دولت نهم و به منظور ایجاد صنایع پایین دستی و محصول نهایی پتروشیمی از طرف وزیر نفت پیشنهاد نشد و به تصویب دولت نرسید؟ بنابراین وزرای قبلی هم قطعا تفکری استراتژیک داشتند اما باید جستوجو کرد و دلایل اجرایی نشدن این ایدههای راهبردی را یافت؛ چرا که اجرای ایدههای بلند در زمان کوتاه، بدون پشتوانه مادی و معنوی، جز خیالی خوش، بیش نیست.
3
اگر در این دوره 30ساله به تخصیص بودجه صنعت نفت در مقایسه با پیشنهادات این بخش به درستی نگاه شود، ملاحظه میشود که با نگرشی کاملا استراتژیک، تمام اولویتها در تمامی بخشها شامل میادین مشترک، حذف گازهای مشعل، اولویت تولید در دریا، تولید صیانتی از مخازن و افزایش تزریق گاز، تامین نیازهای داخلی فرآوردههای پتروشیمی از خوراک پایه گاز و هم پایه فراورده، توسعه نیروی انسانی و هر آنچه صنعت بدون آن از رشد و توسعه و تعالی باز میماند، مطمح نظر قرار داشت.
این در حالی است که در نظام برنامهریزی و تصمیمگیری کشور، هیچوقت به این تفکر نظاممند بها داده نمیشد و روز به روز به جای تبدیل منابع زیرزمینی به سرمایههای زیرزمینی، زمینه مصرف درآمدهای نفتی برای واردات کالای مصرفی بیش از پیش فراهم شد؛ به نحوی که این روند در سالهای اخیر علاوه بر واردات برنج، روغن، چای و... به انواع میوههای خارج از فصل و حتی مغز گردوی آمریکایی هم کشانده شده و سرچشمه این امر هم، رویکرد و تفکری غیراستراتژیک، آن هم خارج از نفت بود که به صنعت نفت تحمیل شد و حتی برای بازسازی و جایگزینی تاسیسات فرسوده هم بودجه لازم تخصیص داده نشد.
4
آنچه مدیران صنعت نفت را آزار داده و میدهد، نگاه غیرآشنا و منفی به این صنعت عظیم است که در تمامی دنیا با ضوابط و نگاه خاص مورد توجه کشورها، دولتها و مدیران شرکتهای نفتی قرار میگیرد. اما در کشور ما از موضع رقابت و از سرستیز به آن نگاه شده و تمام همت خود را در تضعیف این صنعت قرار دادهاند و در راستای همسانی و هم سطح کردن امکانات آن با وزارتخانهها و ارگانهای دیوانی از هیچ کاری فروگذار نشده است.
سختی کار، پیچیدگی و تخصصی بودن این صنعت عظیم و عملکرد خالصانه کارکنان و مدیران این صنعت کمتر مدنظر قرار میگیرد؛ صنعتی که در سراسر کشور از سردترین تا گرمترین نقاط ایران در محیطهای پرفشار و پرخطر گسترده است و کارکنان و مدیران آن مجبورند این شرایط را تحمل کنند؛ ولی همیشه هم بدهکارند و با نگاه طلبکارانه به آنها نگریسته میشود آیا در دیگر نقاط دنیا هم به همین شکل به صنعت نفت نگریسته میشود؟
آنچه به صنعت نفت لطمه زده است، استقرار این دیدگاه به دلیل تطابق نداشتن بودجه با نیازها و برنامههای ارائه شده است. در تمام برنامههای تدوین شده بعد از انقلاب، اولویتهای این صنعت در اجرای طرحها و پروژهها مشخص است و قطعا با بررسیهایی که طی 30سال انجام شده است، خبر جدیدی به دست نخواهد آمد.
5
در بحث رای اعتماد به کابینه، مساله «ملی شدن واقعی نفت» هم از سوی رئیسجمهور محترم مطرح شد که اگر به معنای افزایش سهم داخلی در تولید و مدیریت صنعت نفت باشد، صنعت نفت پس از انقلاب با شتاب در آن مسیر گام نهاده و هنوز گامهای دیگری باقی مانده است. اما از آنجا که این عبارت به گونهای بیان شد که گویی تاکنون هیچ قدمی در این راه برداشته نشده است باید پرسید آن همه فداکاری در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی و بازسازی صنعت نفت بدون حضور متخصصان و شرکتهای خارجی و صرفا با تکیه بر توانمندی و تخصص نیروهای داخلی و مدیریت بومی، اگر به معنای ملی شدن واقعی نفت در 30سال پس از انقلاب نبوده است، چه نامی برای آن میتوان انتخاب کرد؟
البته شاید منظور از این عبارت، مصارف درآمد سرشار نفت در امور زیربنایی و استراتژیک کشور باشد که البته سخن به حق و درستی است؛ مانند نروژ که تمام عواید نفتی را از سبد درآمد دولت حذف میکند و این درآمد، فقط با تصویب مجلس برای مصارف خاص و زیربنایی تخصیص مییابد. یکی از تبعات چنین تصمیم درستی، حمایت از تولیدکنندگان داخلی است. چرا که بلافاصله واردات انبوه اجناس مصرفی که این سالها از اقصی نقاط دنیا و بدون حساب و کتاب توسط دولت (دست بر قضا توسط مجموعه تحت مدیریت وزیر فعلی نفت که در آن زمان، سکاندار وزارت بازرگانی بودهاند) وارد شده است، متوقف میشود. آن وقت دیگر بازار ایران از کالاهای ساخت داخل، خالی نمیشود و کشوری همانند چین هم نمیتواند کالاهای خود را با برچسب کارخانههای ایرانی- البته با قیمتی پایینتر از قیمت در کارخانه- تحویل بازار دهد و صنایع داخلی را متلاشی کند.
اما نکته مهم اینجاست که این نگاه صحیح- یعنی صرف درآمدهای نفتی در امور زیربنایی با هدف حمایت از تولیدکنندگان داخلی- هیچ ارتباطی به وزیر نفت ندارد و مجموعه دولت و مجلس در تصمیمات کلان بودجه، همچنین دولت در اتخاذ سیاستهای مرتبط با حوزههای صادرات و واردات باید چنین شیوهای را انتخاب کند.
6
آنچه توقع میرفت، این بود که وزیر محترم نفت به عنوان یک پاسدار خوشنام انقلاب اسلامی که قطعا برنامه خود را با کمک همکاران صنعت نفت در چهارچوب چشمانداز 20ساله تدوین کردهاند، به این موضوع عنایت میداشتند و مطالبی مطرح نمیشد که وقتی اشتراکات فراوان برنامه اعلامی ایشان با برنامههای وزیران قبلی دیده شود، تخطئه 30سال کار و تلاش وزرا، مدیران و کارکنان صنعت نفت به نظر آید یا خدای ناکرده، نادیده گرفتن زحمات و تفکر پیشینیان محسوب شود.
ای کاش این سنت حسنه در نگرش مدیران جمهوری اسلامی رعایت میشد که اثبات خود را در نفی دیگران نبینند. در هر حال امیدوارم جناب دکتر میرکاظمی عزیز در دستیابی به اهداف تعیین شده در چشمانداز 20ساله موفق باشند.
اطمینان دارم همکاران عزیزم در صنعت نفت، با عشق به انقلاب اسلامی و علاقه قبلی به صنعت نفت از هیچ کمکی به ایشان دریغ نخواهند کرد. انشاءالله».
انتهای پیام
نفت نیوز: آقای سیدکاظم وزیری هامانه - وزیر سابق نفت هم اکنون مشاور رئیسجمهور در امور نفت و گاز است. یادداشت فوق در سایت خبری تابناک منتشر شده است. |