تلکس نفت نيوز: عملكرد شركت توتال در پارس جنوبي با توجه به منافع قطر و به زيان ايران بود
شنبه، 9 آذر 1398 - 23:07     کد خبر: 19191

نفت نيوز: مركز پژوهش‌هاي مجلس با انتشار گزارشي اعلام كرد اين فرضيه را نمي‌توان رد كرد كه عملكرد شركت توتال در طراحي فازبندي پارس جنوبي، با توجه كامل و بيش از حد متعارف به منافع قطر بوده كه در موارد متعددي احتمالا منافع كشور ما را به خطر انداخته است.

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي با انتشار گزارشي انتقادهايي به نحوه عملكرد ايران در توسعه ميدان گازي پارس جنوبي وارد كرد.

*مساحت فازهاي پارس جنوبي يكسان در نظر گرفته شد

محور اول انتقادهاي بازوي كارشناسي مجلس، «عدم تجانس در طراحي فازها» است. در توضيح اين موضوع آمده است: «ميدان پارس جنوبي در نقاط مركزي از عمق بيشتري برخوردار بوده و گاز درجاي موجود در لايه‌هاي گازي آن در اين مناطق به‌مراتب بيش از مناطق حاشيه‌اي ميدان است. به فراخور همين ويژگي، در بخش‌هاي حاشيه‌اي، حجم گاز درجا محدود بوده و آبگرفتگي در چاه‌‎هاي توليدي به‌مراتب سريعتر از بخش‌هاي مركزي ميدان اتفاق مي‌افتد. ازاين‌رو، مي‌توان بخش‌هاي مركزي ميدان را «بخش مرغوب» و بخش‌هاي مجاور را به‌اصطلاح «بخش نامرغوب» تلقي كرد. چنانچه در فازبندي ميدان پارس جنوبي به‌نحوي اقدام شد كه هر فاز شامل بخش‌هاي مرغوب و نامرغوب مي‌بود، آنگاه مي‌توانستيم از دو مزيت استفاده كنيم: اولاً، عملكرد بهتر و سرعت بيشتر در توسعه پارس جنوبي و ثانياً، توليد از مناطق حاشيه‌اي ميدان همزمان با توليد از مناطق مركزي. بدين‌ترتيب اهداف طراحي شده براي مناطق حاشيه‌اي نيز محقق مي‌شد. مي‌توان ادعا كرد كه در صورت اتخاذ اين تدبير، توسعه يكنواخت و پايدار از ميدان، امكانپذير مي‌بود .

از منظر همين نقد، مي‌توان به مسئله مهم ديگري نيز اشاره كرد. همانگونه كه در اين فصل به‌اجمال بيان شد، تقسيم‌بندي و ميزان سطوح اختصاصي هريك از فازهاي پارس جنوبي برمبناي فاز استاندارد تعريف شده است. هر فاز استاندارد در ميدان پارس جنوبي براي توليد روزانه حدود28  ميليون مترمكعب گاز در نظر گرفته شده است. با توجه به عدم تجانس ميدان در بخش‌هاي مركزي در مقايسه با بخش‌هاي حاشيه‌اي، مي‌توان گفت كه براي توليد مقدار معيني گاز از هر  فاز (28 ميليون مترمكعب در روز) بسته به محل قرار گرفتن فازها، به مساحت‌هاي متفاوتي نياز است. به‌عبارت‌ديگر، در بخش‌هاي مركزي ميدان، مي‌توان با تخصص مساحت كمتر و به‌تبع آن تعداد چاه‌هاي توليدي كمتر به حجم توليد استاندارد دست يافت. برعكس، در بخش‌هاي حاشيه‌اي براي حصول توليد استاندارد، حفر چاه و تخصيص مساحت بيشتري نسبت به مناطق مركزي ميدان ضروري است» .

*طراحي فازبندي پارس جنوبي توسط توتال با توجه كامل به منافع قطر

محور دوم انتقادهاي اين مركز پژوهشي به شيوه توسعه پارس جنوبي، «شركت توتال و فقدان دقت كارشناسي در تعيين مساحت هر فاز» است. در توضيح اين موضوع آمده است: «شركت ملي نفت ايران در ابتداي برنامه توسعه پارس جنوبي، تجربه چنداني در بهره‌برداري از ميادين فراساحلي مستقل گازي با ابعاد و مقياسي قابل مقايسه با پارس جنوبي نداشت. ازاين‌رو، فازهاي اوليه اين ميدان بعضاً با عامليت شركت‌هاي نفتي بين‌المللي انجام گرفت. با وجود اين، متأسفانه در فاز 1 ميدان پارس جنوبي، مساحت مورد بهره‌برداري حدود 100 كيلومتر مربع در نظر گرفته شد. اگر به پراكندگي چاه‌هاي اين فاز در مقايسه با سطح اشغال 100 كيلومتر مربعي آن دقت كنيم، ملاحظه مي‌شود كه ناحيه تخليه هر چاه نتوانسته است درصد مطلوبي از اين فاز را پوشش دهد. با عنايت به حضور گسترده شركت نفت توتال در توسعه و بهره‌برداري از ميدان گنبد شمالي و لزوم پيشگيري از آثار و تبعات ناشي از بهره‌برداري ايران بر توليد گاز قطر، اين فرضيه را نمي‌توان رد كرد كه عملكرد آن شركت در طراحي فازبندي پارس جنوبي، با توجه كامل و بيش از حد متعارف به منافع قطر بوده كه در موارد متعددي احتمالاً منافع كشور ما را به خطر انداخته است. انتخاب مساحت به‌كار گرفته شده در فازهاي 2 و 3 نيز نتايج مشابهي را نمايان مي‌سازد. در اين دو فاز مساحتي حدود 140 كيلومتر مربع تعيين شده‌است. در شكل زير الگوي 10 حلقه چاه در فازهاي 2 و 3 كه توتال طراحي كرده با الگوي حفر 10 يا 12 حلقه چاه در فازهاي 4 تا 8 و الگوي حفر 11 يا 12 حلقه چاه در فازهاي از 9 به بعد را مي‌توان ملاحظه كرد».

*توسعه فازهاي دور از مرز مشترك با قطر در پارس جنوبي در اولويت قرار گرفت

سومين محور انتقادهاي مركز پژوهش هاي مجلس، «اولويت‌بندي نامناسب در توسعه فازها» است. در توضيح اين موضوع آمده است: «انتظار مي‌رفت كه مسئله امكان‌پذيري مهاجرت گاز به كشور قطر، نقش مهمي در اولويت‌بندي توسعه فازهاي ميدان پارس جنوبي ايفا كند. اين همان نكته‌اي است كه طرف قطري در توسعه ميدان گنبد شمالي لحاظ كرده است. به جز پروژه آلفا، ساير طرحهاي توسعه ميدان گنبد شمالي، شامل 3 زنجيره توليد گاز طبيعي مايع شده قطر گاز 1 و چهار زنجيره توليد گاز طبيعي مايع شده رأس گاز 1 و رأس گاز 2 مجموعاً به ظرفيت 168 ميليون مترمكعب، بين سال‌هاي 1997 تا 2005 جهت توسعه فازهاي همجوار مرز به انجام رسيده است. اگر اين مدل اولويت‌بندي را با كيفيت انتخاب توسعه فازها در ميدان پارس جنوبي مقايسه كنيم، تفاوت آشكاري ملاحظه مي‌شود كه زيان ايران را از نحوه بهره‌برداري از اين ميدان نشان مي‌دهد.

به‌غيراز فازهاي1 ، 2 و3 ، ساير فازهاي ده‌گانه‌اي كه نخست در اولويت توسعه قرار گرفته بودند، با مرز فاصله دارند. فازهاي5 ،6 ،7 ،8 ، 9 و 10 حداقل به اندازه 2 فاز از مرز مشترك فاصله دارند كه عملاً تأثير بسيار اندكي برداشت طرف قطري خواهند داشت. همانگونه كه پيش از اين مشخص شد، فازهاي12،13 ،17 ، 18 و 19 كه در مرز مشترك دو كشور واقع شده اند از آخرين فازهايي هستند كه توسعه يافته اند. از سوي ديگر، تفاهمنامه توسعه فاز 11 كه در مرز مشترك قرار دارد در 18 آبان ماه سال 1395 با توتال و شركت ملي نفت چين و پتروپارس (به رهبري توتال) به امضا رسيده است. به‌نظر مي‌رسد اگر طرح‌هاي توسعه هريك از فازها علاوه بر فازهاي1 ،2 ،3، بر فازهاي11 ،12 ،13 ،17 ، 18 و 19 كه همجوار مرز هستند متمركز مي‌شد، آنگاه اين امكان وجود داشت كه از مهاجرت گاز ايران به سمت قطر جلوگيري شود. تعدادي از كارشناسان، تأخير در توسعه و بهره‌برداري از برخي فازهاي همجوار مرز مشترك را متأثر از اين مي‌دانند كه با توجه به شرايط تحريم و محدوديت‌هاي ايجاد اختصاص سرمايه‌گذاري پيمانكاران خارجي ال ان جي‌ راه‌اندازي واحدهاي ال ان جي در ايران، متوقف شد. اين در حالي است كه موضوع راه‌اندازي واحدهاي ال ان جي با توجه به امكان‌پذيري صادرات گاز كشور از طريق خط لوله و همچنين نبود بستر رقابت با كشور قطر در بازار جهاني ال ان جي، ال ان جي اساسا فاقد توجيه اقتصادي است. با توجه به ويژگي‌هاي اعمال شده در سطح‌بندي فازهاي ميدان پارس جنوبي و به‌منظور جلوگيري از مهاجرت بيشتر گاز از ناحيه ايران به قطر لازم است برنامه‌ريزي دقيق با نصب سكوهاي مناسب در بين فازها انجام شود. از سوي ديگر هر كشوري كه فازهاي نزديك‌تر به مرز را در اولويت بهره‌برداري قرار داده است مي‌تواند علاوه بر برداشت بيشتر از مخزن، از مهاجرت گاز خود به كشور همسايه جلوگيري كند. متأسفانه در اين امر، كشور ما موفق نبوده و نه‌تنها مهاجرت گاز به قطر خسارات زيادي را متوجه كشور ما كرده است بلكه برداشت سريع قطر از فازهاي مجاور، موجب بالا آمدن سطح آب در فازهاي همجوار ما با آن كشور شده است كه قطعاً تأثير منفي در توليدات ما خواهد داشت».

انتهاي پيام


برگشت به تلکس خبرها