تلکس نفت نيوز: عوامل سقوط زنگنه در دولت روحاني
سه شنبه، 25 تیر 1398 - 22:29     کد خبر: 19163

بدون شك تربيت و رشد جوانان از امور پسنديده و مطلوب فعلي اجتماع ماست ليكن بايد توجه داشت كه اين جوانان از حداقل شرايط اوليه انتصاب از قبيل تعهد و تخصص هاي اوليه برخوردار باشند.

رشد نيروهاي جوان مي تواند از اينجا شروع شود كه در كنار متخصصان و كارشناسان قرار گيرند و به تدريج در يك برنامه حساب شده بر روي سمتهاي كليدي قرار گيرند.
متاسفانه طي سالهاي اخير در نفت شاهديم كه شاگردان زنگنه و فارغ التحصيلان جديدي كه هيچگونه تجربه كاري و تخصصي ندارند يك شبه بر روي پست هاي بسيار حساس قرار مي گيرند بعد هم آقاي زنگنه شعار جوانگرايي سر مي دهد! دقيقا مصداق" كلمة الحق يراد به الباطل"
زنگنه عليرغم ادعاهايي كه دارد بسيار ضعيف و به شدت از كار كاشناسي و تخصصي هراس دارد!
مشهود است كه نمي خواهد يك فرد با تجربه رشد كند و رقيبي براي خود پرورش دهد.
همواره در دولت و مجلس و . . . . خود را داناي كل در نفت مطرح مي كند بنحوي كه متاسفانه برخي باورشان آمده كه ايشان "برند" هستند!
جالب اينجاست كه حلقه اصحاب ايشان هم باورشان شده كه خود نيز برند هايي هستند كه اگر نباشند خللي در كار پيش خواهد آمد!
شاگردان وزير نفت با فرض تازه فارغ التحصيل بودن بايد در حد مهندس تحت آموزش اوليه باشند تا بعد از چند سال كار بر روي سمت مهندس ۲ قرار گيرند نه اينكه بدون هيچ صلاحيتي يك شبه معاون وزير شوند و مستقيما با ايشان كار كنند!
زنگنه اساسا با بدنه نفت كار نمي كند يا طرف ايشان شاگردان خودشان هستند  يا هواداران اصلاح طلب و يا توصيه شدگان و وابستگان آقا زاده ها و يا اقليت هاي ديني (صادق آبادي، ختلان، پورابراهيم، مصطفوي، جعفري اصطهباناتي، ميرزايي، خواجوي ، خوشرو، دهقان ،گودرزي و منصوريان )
و يا آدم هايي كه از بيرون نفت آورده است: (كرباسيان ،فلاحتيان، محمد زاده، رحمتي، بيطرف و...).
جالب است هريك از اين افراد پس از مدتي براي خود جايگاهي قائل مي شوند و به قول معروف باورشان مي شود در نفت همه براي زنگنه نامحرم و غير امين هستند يا اگر كساني  كاردان و نفتي باشند مانند مهندس جوادي و با ايشان بحث كارشناسي كند مغضوب واقع مي شود.
همانگونه كه اشاره شد نفت يعني ثروت كشور توسط يك عده غير نفتي به گروگان گرفته شده است و بايد آنرا نجات داد.
 زنگنه براي اين جوانان در نفت تبديل به يك بت و ديكتاتور شده است.
او يكه تازي مي كند چون كسي را در مقابل خود نمي بيند جز مشتي جوان مطيع و غير نفتي كه از بيرون نفت آمده اند و  همه چيز شان را مديون او هستند .
زنگنه هيچ رقيب و كارشناس مطرحي را در نفت بر نمي تابد او اين دوره را آخرين فرصت خود مي داند و هيچگونه ريسكي نمي كند.
اگر كسي با اعضاي حلقه اصحاب پيرامون او در بيفتد و لو از دوستان قديمي اش باشد به شدت او را تنبيه  و طرد مي نمايد و اين را در برخورد هايي كه دوستان قديمش با ختلان داشته اند بروشني مي توان دريافت.
البته گاهي او از افرادي مانند فروزنده و نوذري در برخي كميته ها (كمبته تطبيق قراردادهاي IPC وكميته فروش نفت)بهره مي جويد كه پرواضح است اين نه از باب اين است كه ايشان را قبول دارد بلكه از وجاهت ايشان و ستاد اجرايي مي خواهد سوء استفاده كند و يا بعنوان پوششي براي فعاليت ها و تصميماتش باشد.
او در اين شرايط مي خواهد يكه و تنها بتازد و تصمبم بگيرد و تحت هيچ عنواني صحنه را همچون دوستان اصلاح طلب اعضاي سابق كابينه ترك نكند.
او مي خواهد همه منويات خود را پياده كند. يا شايد مي خواهد با كينه توزي كه در دل مي پروراند از جمهوري اسلامي و جريانات اصولگرايي انتقام فتنه ۸۸ را بگيرد كما اينكه در محافل خصوصي اينگونه كلمات را گاهي بر زبان مي آورد....
اين يك بيدار باش براي كليه كاركنان صنعت نفت است.
به هر حال نفت و ثروت اين كشور در دستان چنين مديريتي به يغما رفته و بايد  چاره اي انديشيد.

 


برگشت به تلکس خبرها