تلکس نفت نيوز: ناگفته‏‎هايي از آوردگاهِ رگ سفيد از زبان معاون توليد شركت ملي نفت
شنبه، 16 دی 1396 - 07:30     کد خبر: 18959

نفت نيوز: معاون امور توليد شركت ملي نفت ايران مي‎گويد: «پس از مهار فوران چاه، دو جا عمق فشار روحي و رواني اين عمليات بيشتر نمود پيدا كرد؛ يكي در بغض آقاي عاليپور و ديگري در لبخند آقاي وزير.»

شانا در گفت‎وگو با محسن پاك‎نژاد، ناگفته‎هاي بيشتري را از عمليات مهار چاه ۱۴۷ رگ سفيد روايت مي‎كند:

بارها و بارها به آتش زدند. شبهاي بسياري را تا صبح به طراحي عمليات پرداختند و پلك نزدند به اين اميد كه صبحِ فردا كمرِ آتش را خم كنند. يك نفر بند انگشتش را ديگر در ميان آب و آتش نديد. برخي از شدت نزديكي به شعلهها، عمليات را با دستها و صورتهايي ملتهب ادامه دادند. برخي هم شب تا سحر را با صداي جامانده از نهيب بلند آتش در گوش پشت سر ميگذاشتند. اندوه ناتمام از دست دادن فرزاد ارزاني و محمد سليمي نيز در تمام اين روزها، همه آنان را كه در صف مهار فوران بودند، يك لحظه تنها نگذاشت. همه اينها يك طرف و اضطراب اجتنابناپذير تداوم فوران يك طرف. معاون امور توليد شركت ملي نفت ايران ميگويد: «پس از مهار فوران چاه، دو جا عمق فشار روحي و رواني اين عمليات بيشتر نمود پيدا كرد؛ يكي در بغض آقاي عاليپور و ديگري در لبخند آقاي وزير.» شانا در گفتوگو با محسن پاكنژاد، ناگفتههاي بيشتري را از عمليات مهار چاه ۱۴۷ رگ سفيد روايت ميكند:
خسته نباشيد. احتمالا طي ۲ ماه گذشته، كمتر فرصت كرديد در دفتر كارتان حضور پيدا كنيد.
بله. حدود ۳۲ روز منطقه بودم.
شما فرداي حادثه به منطقه رفتيد. هشتم آبان، اوضاع در رگسفيد چگونه بود؟
در بدو ورود به منطقه، ۲ موضوع توجه‌ام را جلب كرد؛ به طور طبيعي موضوع نخست، شعلههاي سركش ناشي از فوران بود و دوم، چهره مصمم، با اراده و در عين حال نگران بچههايي كه در منطقه مستقر شده بودند. نخستين اقدامي كه بايد انجام ميشد، تقويت روحيه و بازسازي تخريبهاي روحي بود. القاي نتوانستنها از همان ابتداي كار آغاز شده بود. جلسهاي گذاشتيم و وضع چاه و مسائل فني و راهكارهاي موجود را بررسي كرديم. در همان جلسه يادآور شدم كه مهار فوران، كاري جمعي و گروهي است كه بسياري از شماها پيش از اين هم تجربهاش را داشته‌ايد. كار پيچيدهاي پيشرو بود. متاسفانه خيليها استنباطشان از عمليات مهار فوران چاه، اطفاي حريق است در حاليكه اين عمليات بسيار پيچيده است و رشتههاي تخصصي متعددي، از مهندسي مخزن و حفاري و زمينشناسي گرفته تا تخصصهاي مكانيك و سازه و ... درگير مهار فوران ميشوند. گردآوردن متخصصان در كنار هم و همسوسازي براي آغاز عمليات، كار سختي است.
از همان ابتدا، هر ۲ راهكار مهار از سطح و مهار از عمق در برنامه قرار گرفت؟
دقيقا. طبق آنچه در كتب مرجع مربوط به مهار فوران چاههاي نفت و گاز آمده و پيش‌تر هم به آن اشاره كردم، عمليات مهار از سطح براي مقابله با فوراني با اين فشار و شرايط توصيه نميشد. بنابراين گزينه اصلي اين بود كه تنها روش مهار از عمق را در دستور كار قرار دهيم و منتظر بنشينيم تا پس از حفاري چاههاي امدادي، از عمق اقدام كنيم. اما گزينه دوم كه به اتفاق در جمعبندي به آن رسيديم، اين بود كه همزمان عمليات مهار از سطح را هم با وجود همه سختيها و پيچيدگيهايش دنبال كنيم. حتي درصد كم شانس موفقيت در عمليات مهار از سطح و مهار سريعتر فوران، آن‌قدر ارزش داشت كه نميشد استفاده از اين روش را ناديده گرفت. بنابراين كارهاي مقدماتي براي اجراي هر ۲ روش مانند ايجاد استخر ذخيره آب و خطوط انتقال آب، آمادهسازي موقعيت چاههاي امدادي و محوطه استقرار مخازن، احداث سلر، جادههاي دسترسي و ... آغاز شد.
پاكسازي دهانه چاه چند روز طول كشيد؟
۲۸ روز زمان برد. شرايط خاصي بر چاه حاكم بود كه عمليات پاكسازي را دشوار ميكرد. تجهيزات دكل با وزني بيش از ۴۵۰ تن بر دهانه چاه آوار شده بود. در اثر حرارت زياد، فولادها درهم تنيده شده بودند. با توجه به سنگيني و درهم تنيدگي آوار فروريخته از يك سو و فشار و دماي بالا در دهانه چاه از سوي ديگر، مشخص بود كار سختي در پيش است. موتورها، كانكسها، مخازن گل و بخشي از تجهيزاتي كه در اطراف چاه بود، جمعآوري و به تدريج محمولههاي متعددي از محوطه چاه خارج شد. اما خارج كردن بخش اصلي دكل و متعلقات كه روي دهانه چاه قرار داشت، به دليل درهمتنيدگي و وزن سنگيني كه پيدا كرده بود، امكانپذير نميشد تا جايي كه حتي تصميم گرفتيم از ادوات نظامي مخصوص براي تجزيه تجهيزات و متعلقات آن در دهانه چاه استفاده كنيم. با متخصصان رايزني كرديم. كارشناسان سپاه خوزستان هم آمدند و روش مناسب را پيشنهاد دادند. بيست و ششمين روز پس از آغاز عمليات پاكسازي بود و تقريبا به اين جمعبندي رسيده بوديم كه بايد از اين راهكار استفاده كنيم كه خوشبختانه ۴۸ ساعت بعد بچهها موفق شدند با مشقت بسيار، تجهيزات را از دهانه چاه خارج و محوطه را به طور كامل پاكسازي كنند و شعلهها به صورت عمودي درآمد. پس از پاكسازي، طراحي استينگر متناسب با زاويه شير فورانگير (BOP)، روش راندن استينگر و چگونگي مهار استينگر با نيرويي بيش از ۱۲۰ تن پس از ورود به دهانه چاه بررسي شد. بچهها شبهاي زيادي را تا صبح مشغول طراحي بودند و صبح بر مبناي طراحيهاي انجام شده، عمليات را كليد مي‏زدند.
اگر عمليات مهار از سطح انجام نميشد، باز هم نيازي به پاكسازي دهانه چاه بود؟
بله. حتي اگر عمليات مهار از سطح هم انجام نمي‌‏شد، ايمنسازي چاه پس از مهار فوران، منوط به پاكسازي بود.
چند بار عمليات مهار از سطح انجام شد؟
۱۴ بار. در گزارش نهايي كه خدمت آقاي وزير ارائه كردم، گفتم يكي از سه قولي كه به شما دادم، اين بود كه براي مهار فوران از سطح، همه تلاشمان را به كار گيريم و اين كار را انجام داديم. جالب است بدانيد در جريان همين عمليات، به سازوكار جديدي براي مهار فوران چاه از سطح دست يافتيم. ابزاري با كمك بخش خصوصي و با حمايت شركت ملي مناطق نفتخيز جنوب و شركت ملي حفاري ايران طراحي و ساخته شد كه در ۲ عمليات مهار از سطح از آن استفاده كرديم. مقرر شده اصلاحاتي در اين ابزار اعمال شود تا اگر صنعت نفت در آينده شاهد حوادثي از اين دست شد در صورتي كه شرايط براي مهار چاه از سطح مهيا باشد، از آن استفاده شود. در اين تجهيز، پيستون داخل محوطهاي مثل سيلندر قرار دارد و خروجيهايي در اطراف آن تعبيه شده كه اين امكان را ميدهد پيستون تحت فشار سيال در دهانه چاه قرار گيرد و فوران را از سطح مهار كند. اين تجهيز از جمله دستاوردهاي ما در رگ سفيد بود و در حين عمليات مهار فوران، موفق به ثبت ركوردهاي خوبي شديم.
چه ركوردهايي؟
در اين عمليات، براي نخستين بار موفق به احداث موقعيت چاه طي ۱۴ روز شديم؛ اين در حالي است كه احداث موقعيت چاه در نفتخيز جنوب به طور ميانگين پنج ماه زمان ميبرد. همچنين براي نخستين بار، فرآيند حمل، برپايي و Spud دكل طي ۱۰ روز انجام شد كه در حالت عادي به ۲ تا ۳ برابر اين مدت زمان لازم بود. مهمتر از همه آنكه چاه C در ۳۴ روز به نقطه مورد نظر رسيد و به قدري طراحي بچه‏‌هاي مهندسي حفاري و زمينشناسي عالي بود كه درست در همان محل پيشبيني شده، چاه به نقطه هدف برخورد كرد. دكل ۹۵ فتح كه پيش از حادثه روي چاه ۱۴۷ مشغول حفاري بود، براي رسيدن به همين نقطه حدود ۹۰ روز در حال حفاري بود.
بحثهايي درباره درخواست ايران براي همكاري با شركتهاي خارجي در مهار فوران رگسفيد عنوان شد. آيا شركت ملي نفت، از شركتهاي خارجي كمك خواست؟
به هيچ عنوان. اما تعدادي از شركتهاي ايراني و خارجي پيشنهادهايي براي همكاري دادند كه همه اين پيشنهادها بررسي شد؛ از جمله آن‌كه شركتي كانادايي موضوع را پيگيري كرد و سرانجام تنها بر روش مهار از عمق براي مقابله با فوران تاكيد داشت كه چيز جديدي نبود و ما نيز از ابتداي كار، تمهيدات لازم را براي انجام اين روش بهكار بستيم. يا برخي پيشنهاد دادند با موتور جت و با استفاده از فوم و آب، شعلههاي آتش را خاموش ميكنند. خب بديهي بود اگر با اين روش شعلهها خاموش شوند، گاز H۲S موجود در كسري از ثانيه همه را به كشتن ميدهد. در مجموع بايد بگويم هيچ درخواست كمكي از سوي شركت ملي نفت براي مهار فوران چاه ۱۴۷ رگ سفيد مطرح نشد اما پيشنهادهاي مطرح شده، بررسي شد.
در اين مدت، انتقاداتي هم شد مبني بر اينكه چرا با درخواست برخي براي كمك به مهار فوران موافقت نشد. الان وقت خوبي است در اين باره هم توضيح دهيد.
بهتر بود افرادي كه مايل بودند براي مهار فوران قدمي بردارند، به جاي نامهنگاري، ميآمدند، لباس بر تن ميكردند و ميگفتند براي كمك ما هم در ميدانيم. متاسفم كه بگويم مهار فوران چاه در رگ سفيد با همه ركوردهايي كه به ثبت رساند، از حيث حجم وسيع تخريب رواني تيم عملياتي نيز ركورد زد و اين ميزان فضاسازي و راه انداختن جنگ رواني عليه آنان كه بدون هيچ چشمداشتي، زندگي خود را گذاشته بودند و شبانهروز در حال تلاش بودند، در نوع خود بيسابقه و بسيار غيرمنصفانه بود. در نفتشهر بيش از ۱۰ بار عمليات مهار از سطح شكست خورد و حتي به اذعان آقاي مكوندي، قبل از مهار چاه ۲۴، نااميدي بر تيم عمليات سايه انداخته بود؛ اما كسي لحظهاي در غيرت و توان مهارگران ترديد نكرد و البته نبايد هم ميكرد؛ اما ديديم در مهار فوران رگ سفيد، بارها تيتر زدند عمليات مهار از سطح باز هم شكست خورد! در حادثه كنگان، پنج شاخه افقي زدند تا به هدف رسيدند و فوران چاه را از عمق مهار كردند؛ در رگ سفيد به قدري محاسبهها دقيق بود كه در همان بار نخست و در كوتاهترين زمان ممكن به نقطه هدف رسيدند و چاه مهار شد، اما با اين وجود هجمههايي كه به رگ سفيد شد با حوادث پيش از آن به هيچ عنوان قابل مقايسه نبود. باور كنيد بيش از آنكه دستمان را بگيرند، پايمان را گرفتند. بچههاي منطقه بعدا كه فهميدند چه حرفهايي گاه در شبكههاي مجازي گفته شده، خيلي ناراحت شدند. بدترين وجهه حادثه رگ سفيد، همين تخريبها بود.
از اين بحث بگذريم و به همان صحبت مهندس زنگنه اكتفا كنيم كه پس از مهار فوران چاه، در رگ سفيد خطاب به بچهها گفتند «برخي نمك خوردند و نمكدان شكستند. اين افراد هم بايد از شما عذرخواهي كنند و هم در پيشگاه خدا، استغفار.»
از بدترينها گفتيد؛ از بهترينها هم بگوييد.
بهترين و زيباترين حسي كه در رگ سفيد مشاهده ميشد، همدلي و همراهي تيم عملياتي بود. همدلي و همراهي كاركنان نفتخيز جنوب و ملي حفاري به عنوان دو تيم اصلي كه سازماندهي كار را بر عهده داشتند، عالي بود. بله؛ گاهي اوقات اختلافنظرهايي هم بود. دوري از خانواده، دماي وحشتناك، شدت صدا و استرس فراوان، همه و همه به طور طبيعي تاثيرگذار بود. اما بعضا اختلاف ديدگاههايي وجود داشت و حتي گاهي صداي دو نفر بلند ميشد و يك ساعت كه ميگذشت، ميديديم همان دو نفر با هم در حال خوشوبش هستند. برخي همين گفتوگوها را به تعارض تعبير كردند. در جلسات هم اگر اختلاف نظري بين نفتخيز و حفاري وجود داشت، آنقدر صحبت ميكرديم تا به جمعبندي نهايي ميرسيديم و هر تصميمي كه مورد تاييد جمع قرار ميگرفت و نهايي ميشد، همه از آن تبعيت ميكردند. نكتهاي كه براي من بسيار جالب بود، اين بود كه بچهها براي ارشديت فني ارزش زيادي قائل بودند. به طور مثال، وقتي آقاي مكوندي صحبتي ميكرد، همه همراهي ميكردند. نكته جالبتر، حضور پررنگ و تاثيرگذار مديران عامل اين دو شركت در بطن عمليات بود. آقاي عاليپور هر روز در منطقه حاضر ميشد و آقاي سپهري فكر مي‏كنم حدود ۵۰ روز در منطقه حضور داشت. نيروي انساني وقتي ميديد مديرعامل شركت پابه‌پاي نيروهاي عملياتي در صحنه است، انگيزهاش دوچندان ميشد. اين حضور مستمر از ديگر نكات مثبت و برجسته اين عمليات بود.
در ابتداي صحبتهايتان گفتيد سه قول به وزير نفت داده بوديد.
بله. مهندس زنگنه در تمام مكالماتي كه به منظور ارائه گزارش عمليات بينمان رد و بدل ميشد، همواره تاكيد ميكردند مراقب باشيد فقط در حين عمليات، خون از دماغ كسي نيايد. پس از مهار فوران و در جريان سفر ايشان به رگ سفيد، گفتم من سه قول به شما داده بودم. يكي اين بود كه شانس خود را براي عمليات مهار از سطح امتحان كنيم كه كرديم و اگرچه موفق نشديم اما تلاشمان را به كارگرفتيم. دوم اينكه در كمتر از ۶۰ روز چاه مهار شود كه آن هم خوشبختانه عملياتي شد. سومين قول كه نتوانستم به آن عمل كنم، همين بود كه خون از دماغ كسي نيايد. متاسفانه يكي از نيروها دستش شكست و انگشت دست آقاي ويسيآرا هم دچار حادثه شد. برايش خيلي ناراحت شدم. جالب است چند نفر از بچههاي حفاري وقتي ديدند ناراحتم، براي اين كه فضا را عوض كنند، تكتك با خنده دستانشان را آوردند جلو و بعد ديدم كه هر كدام از آنها، يك انگشت يا يك بند انگشت ندارند. عمليات حفاري در محيط فيزيكي و شرايط كاري سختي انجام ميشود و از مشاغل بسيار پيچيده، پرريسك و حساس است.
بسياري از نيروهاي عملياتي نفت از جمله در بخش حفاري، از نيروهاي قراردادي هستند. مرحوم ارزاني و مرحوم سليمي هم قراردادي بودند.
بله. اتفاقا در اين مدت بچهها در منطقه خيلي با من درد دل ميكردند و از مشكلاتشان گفتند؛ حق هم دارند. اما وقتي اين مسائل را با آقاي وزير در ميان ميگذاريم، ميبينيم ايشان بسيار بسيار بيشتر از ما دغدغه اين نيروها و مشكلاتشان را دارند. همانطور كه ميدانيد مدتهاست كارگروهي به اين منظور تشكيل شده و مهندس زنگنه با جديت اين موضوع را پيگيري ميكند. موضوع بسيار پيچيدهاي است، اما پيگيريها با تاكيد شخص مهندس زنگنه ادامه دارد و مطمئنم با همه پيچيدگيها، اين كار به نتيجه ميرسد.
آقاي مهندس؛ دليل حادثه مشخص شده است؟
در اين ۵۸ روز، اولويت نخست ما مهار فوران بود اما با اين وجود، بررسيهايي هم براي مشخص شدن دلايل اصلي حادثه به منظور پيشگيري از حوادثي اين چنين در آينده انجام شد كه بايد تكميل شود. نتيجه نهايي بررسيها در قالب گزارشي به كميسيون انرژي مجلس و نهادهاي نظارتي ارائه ميشود و حتما براي پيشگيري از حوادث مشابه، به طور جدي مدنظر قرار ميگيرد.
براي چاه‎‎ها چه برنامهاي داريد؟ امكان توليدي شدن چاه ۱۴۷ هست؟
مرور تجارب دو فوران قبلي رگ سفيد در پيش از انقلاب نشان ميدهد تعمير چاه به منظور توليدي شدن آن، ممكن بوده منجر به فوران دوباره چاه شود. بنابراين به منظور ايمنسازي و با نظر همه كارشناسان ذيربط، چاه كاملا با سيمان پر شد، اما هر دو حلقه چاه امدادي، ان‌شاءلله توليدي ميشوند.http://www.nioc.ir/Portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=3ca57d8b-351e-4ee4-b0a9-cd37ea78346e
از ميزان نفت و گازي كه در اين مدت سوخت شد، برآوردي داريد؟
كارشناسان مهندسي نفت و مديريت فني شركت ملي مناطق نفتخيز جنوب، محاسبه دقيق اين آمار را در دستور كار دارند. اما اين اعداد و ارقام متفرقهاي كه در اين مدت اعلام شد، به هيچ‌وجه قابل اتكا نيست.
از نگاه شما، مهمترين پيام عمليات مهار فوران چاه ۱۴۷ رگ سفيد چه بود؟
مهمترين پيام، تكرار اين واقعيت بود كه نميتوان براي مهار فوران چاه، يك نسخه واحد تجويز كرد. به طور مثال، در فوران چاه در حالِ توليد، با آوار تجهيزات دكل بر روي چاه مواجه نيستيم و حتي در چاههايي كه هنگام فوران دكل بر روي آنها قرار دارد، بسته به شرايط چاه، روشهاي متفاوتي را براي مهار چاه بايد مدنظر قرار داد. در رگ سفيد، زاويه ۲۵ تا ۳۰ درجه شير فورانگير (BOP)، كار استينگرراني را بسيار دشوار كرده بود كه قاعدتا مواجهه با فوران در اين چاه با چاهي كه فورانگير آن از حالت معمول خارج نشده، بسيار متفاوت است. يا به طور مثال در فوران چاه ۲۴ نفتشهر، عمده هيدروكربوري كه از چاه خارج ميشد نفت بود و در رگ سفيد با فوران گاز و نفت آن هم با فشاري بسيار بالا روبهرو بوديم. وضع عوارض طبيعي منطقهاي كه فوران در آن روي ميدهد، ميزان دسترسي به منابع آبي، نوع سيال، فشار و دما و بسياري از عوامل ديگر، در تعيين نحوه مقابله با چاه دخيل هستند.
اگر بخواهيد در چند جمله از مهارگران قدرداني كنيد، چه ميگوييد؟
مهار فوران چاه ۱۴۷ رگ سفيد، عمليات سخت و پيچيده و در عين حال بسيار پراسترسي بود. پس از مهار فوران، دو جا عمق فشار روحي و رواني اين عمليات بيشتر نمود پيدا كرد؛ يكي در بغض آقاي عاليپور و ديگري در لبخند آقاي وزير. از اين بابت خدا را شكر ميكنم؛ ياد و خاطره ۲ جانباخته اين حادثه تلخ را گرامي ميدارم و به تيم عملياتي رگ سفيد ميگويم، قهرمانان اول و آخر اين عمليات شما بوديد كه با تلاش شبانهروزي، دل مردم و كاركنان صنعت نفت را شاد كرديد. تلاش و غيرت مثالزدنيتان را فراموش نميكنم چون ثابت كرديد در روزهاي سخت، از پس كارهاي سخت برميآييد و ثابت كرديد ميتوانيد. دستتان را ميبوسم و براي يكايكتان احترام ويژهاي قائلم.
انتهاي پيام

 

برگشت به تلکس خبرها