نفت نيوز: مجوزهاي وزارت نفت براي احداث پالايشگاه مبناي كارشناسي ندارد/ابهام درباره شيوه قيمت گذاري خوراك پتروپالايشگاه‌ها
چهارشنبه، 5 تیر 1398 - 16:50     کد خبر: 19160

نفت نيوز: يك كارشناس صنعت پالايش با اشاره به اينكه اگر براي بخش خصوصي مسير شفاف نباشد هرگز براي سرمايه گذاري در صنعت پالايش ورود پيدا نخواهد كرد، گفت: بخش قابل توجهي از مجوزهاي احداث پالايشگاه‌ها در ايران براساس فشارهاي سياسي است كه داده مي شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس، بر اساس برآوردهاي موسسه‌هاي بين المللي انرژي، ايران بزرگترين دارنده ذخاير هيدروكربوري در دنيا است. اما به گفته همين موسسه‌ها ايران تا كنون نتوانسته است جايگاه قابل توجهي در حوزه پالايش براي خودمان دست‌وپا كنيم.

به طوري كه بزرگترين پالايشگاه‌ها و پتروپالايشگاه‌هاي دنيا در اختيار كشورهايي است كه منابع نفت و گاز ندارند يا به ميزان بسيار كم از اين نعمت خدادادي بهره مندند. براي مثال ژاپن و كره به ترتيب 98 و 100 درصد از نفت خام پالايش شده در پالايشگاه‌هاي خود را وارد مي‌كنند. همچنين آلمان و ايتاليا به ترتيب 96 و 93 درصد از ظرفيت پالايشي خود را از طريق واردات تامين مي‌كنند.

در اين ميان، كشور چين كه بزرگترين وارد كننده نفت خام جهان است، 63 درصد از نفت پالايش شده خود را وارد مي‌كند. ظرفيت پالايشي چين از سال 1993 تا 2018 همواره صعودي بوده است و اين به اين معني است كه صنعت پالايش براي كشور چين يا سودده بوده است يا استراتژيك است؛ در غير اين صورت اين كشور روي آن سرمايه‌گذاري نمي‌كرد.

نفت وارداتي چين عمدتا از كشورهاي دورافتاده نسبت به اين كشور مانند عربستان سعودي، آنگولا، عمان، عراق و ايران كه هزاران كيلومتر با چين فاصله دارند تامين مي‌شود. اين يعني صنايع پالايش و پتروپالايش حتي با اضافه شدن هزينه‌هاي حمل، بازهم صنايع زيان‌دهي نيستند. در كشور ما جمله معروف «پالايشگاه سازي سود ده نيست» 20 سال است كه كشور را در اين زمينه راكد نگه داشته است و همين مسئله موجب مي‌شود كه آمريكا اين فرصت را پيدا كند كه گاه‌به‌گاه به تحريم نفتي ايران دست بزند. سوال اينجاست كه آيا واقعا پالايشگاه سازي براي ايران سود ده نيست و براي ساير كشورها سودده است؟!

در همين رابطه با جليل سالاري كارشناس صنعت پالايش، مديرعامل اسبق شركت ملي پخش فراورده هاي نفتي و قائم مقام مديرعامل شركت ملي پالايش و پخش فرآورده‌هاي نفتي در دولت دهم گفت‌وگو كرديم كه در ادامه متن اين گفت‌وگو را ملاحظه مي كنيد.

* ملاحظات اقتصادي و زيست‌محيطي هيچ‌گاه در پالايشگاه‌سازي در نظر گرفته نشده است

فارس: اكنون كه فروش نفت ايران با مشكل مواجه شده يكي از مواردي كه همواره كارشناسان مطرح مي كنند موضوع توليد فراورده به جاي فروش نفت خام است. شما كه سالها در اين صنعت مشغول به كار بوديد علت اينكه دولتها به اين صنعت توجه نكردند را چه مي‌دانيد؟

سالاري: در سال‌هاي اخير اين موضوع مطرح مي شود كه چون براساس سياست هاي اصل 44 قانون به ما اجازه ساخت پالايشگاه را نمي دهد، ما به سمت ساخت پالايشگاه نمي رويم كه به نظر من دولتي ها خودشان را پشت اين قانون مخفي كرده اند.

واقعيت قضيه اين است كه اگر به مجوزهاي گذشته در ساخت پالايشگاه نگاه كنيد  به خصوص بعد از انقلاب به جز طرح هاي توسعه اي در دهه 70 كه پالايشگاه اراك و پالايشگاه بندرعباس ساخته شد، پالايشگاه ديگري ساخته نشد و هميشه ساخت پالايشگاه ها كپي سازي از ديگر پالايشگاه ها بوده است. مثلا اگر پالايشگاه اراك را نگاه كنيد اين پالايشگاه قبل از توسعه كپي برداري از پالايشگاه اصفهان بوده است و همچنين پالايشگاه بندر عباس كپي پالايشگاه اراك است و تغييرات چنداني روي آن رخ نداده است. بنابراين حتي در خصوص مدل‌هاي ساخت پالايشگاه‌ها هم هرگز به دنبال متنوع سازي نرفتيم.

چون پشت اين قضيه هرگز مباحث اقتصادي مطرح نبوده و شرايط به گونه اي بود كه حق العمل كاري مطرح بوده است. يعني نفت خام را مي داديد پالايشگاه و آنها نفت خام را تصفيه مي كردند و بعد هزينه را برمي داشته و فراورده را به دولت مي دادند

فارس: يعني مسئولان دولت اصلا به سود ده بودن و مسائل زيست محيطي و مسائل اقتصادي پالايشگاه توجه نمي‌كردند؟

سالاري: دقيقا همين طور است. اصلا ملاحظات اقتصادي در اين قضيه لحاظ نمي شده و معمولا اينگونه بوده كه نگاه مي كردند در چند سال بعد چه محصولي را به چه ميزان نياز داريم و براساس آن پالايشگاه ساخته مي شد و اين نبوده كه مباحث زيست محيطي و اقتصادي در آن لحاظ شده باشد.

آقاياني كه اكنون در وزارت نفت هستند نيز آن زمان در سيستم بودند و هيچگاه به دنبال اين نبودند كه يك گروه كارشناسي ايجاد كنند كه طرح هاي توجيهي را ملاحظه كنند و با مباحث فني پالايشگاه ها آشنا باشند و با الگوي فراورده ها آشنا باشند با شاخص كيفي و استاندارد هاي روز دنيا آشنا باشند و با همين مدل هاي قديمي كار مي كردند و آن زماني كه 42 يا 43 ميليون ليتر بنزين توليد مي كرديم نياز داشتيم تا بنزين سوپر را نيز بياوريم و به بنزين معمولي تزريق كنيم تا بتوانيم عرضه كنيم.

اين آقايان چون يك نگاه قديمي داشتند و در طول مديريتشان هم مشكلي در خصوص فروش و صادرات نفت خام نبوده به دنبال صادرات رفتند و اين نگاه هم نداشتند كه در كشور بايد مديريت مصرف داشته باشيم و رشد مصرف هم بالا بود، من به خاطر دارم در دهه 70 بحثي شد در خصوص پالايشگاه اراك و همان زمان آقاي زنگنه گفت كه ساخت پالايشگاه اصلا اقتصادي نيست در صورتيكه طرح آن توسط ژاپني ها مطالعه شده بود و گفته بودند كه طرح اقتصادي است كه مستندات آن نيز اكنون موجود است.

در آنجا استاندارد هاي روز آن زمان نيز ديده شده بود اما حرف آقاي زنگنه اين بود كه ساخت پالايشگاه اقتصادي نيست اما گزارش ژاپني ها را ما در هيات مديره ارائه كرديم و گفتيم كه حتما نبايد استانداردهاي قديمي را در نظر بگيريم مثلا چرا ما به استانداردهاي پالايشگاه آبادان نگاه مي كنيم و بعد براي اراك مي خواهيم تصميم گيري كنيم  در صورتيكه در حال توسعه صنايع در همه بخش ها هستيم و بايد سطح كيفي را بالا ببريم و در دنيا و بازارجهاني هم نگاه مي كنيم محصولي كه كيفيتش بالا است ارزش افزوده آن بالاتر است و بهتر فروش مي رود مثلا وقتي بنزين معمولي با بنزين سوپر را نگاه مي كنيم مي بينيم كه اختلاف كيفي دارند و حتي بنزين يورو 2 و يور3 و يورو4 نيز باهم متفاوت است.

گازوئيل با كيفيت درجه 1 و درجه 2 و درجه 3 داريم بنابراين تنوع محصول داريم و با توجه به اين تنوع محصول گفتيم كه اگر طرح هاي زيست محيطي را بامحصولات بدون كيفيت نگاه كنيد قطعا طرح هاي زيست محيطي قديمي اقتصادي نيست اما اگر كيفيت را ملاحظه كنيد كه البته در دنيا هم همين گونه است بنابراين قطعا صرفه اقتصادي دارد يك زمان گازوئيل با 10 هزار پي پي ام گوگرد بازار داشت اما بعد بازار خود را از دست داد چون گفتند گوگرد در گازوئيل بايد نيم درصد باشد و همين طور كمتر شد و گازوئيل بدون كيفيت بازارش را ازدست داد.

بنابراين طرح ساخت پالايشگاه اراك با ان طرح توجيهي و با آن استانداردها از نظر اقتصادي صرفه داشت و حتي يك شركت خارجي هم آمد كه اين طرح را فاينانس كند اما به هرحال زنگنه زير بار نرفت و گفت كه ما براي تهيه بنزين مي توانيم نفت خام بدهيم و بنزين وارد كنيم و گفتيم كه آن هم جاي بحث دارد كه البته آن روز ما روزانه 27 تا 28 ميليون ليتر بنزين وارد كشور مي كرديم كه گفته شد حداقل بايد به فكر زير ساخت باشيم بايد امكاناتش را فراهم كنيم بايد يك اسكله نفتي داشته باشيم بايد خط لوله داشته باشيم بيشترين ميزان مصرف در مركز و شمال كشور است بايد امكانات حمل و نقل داشته باشيم كه آن موقع هم زير ساختش نبود و با اين روند و وضعيت مصرف در كشور و تكيه هم فقط به واردات باشد باز هم تنگناهايي وجود دارد چون همانطور كه گفتيم نه اسكله وجود داشت نه خط لوله وجود داشت و نه مخازن ذخيره سازي مورد نياز  و حتما بايد يك ظرفيت استراتژيك داشته باشيم و پيش بيني هم نشده بود كه اين موضوع مربوط مي شود به سالهاي 78 و 79  كه اراك مطالعاتش انجام شده بود.

اما آقاي زنگنه به جاي ساخت پالايشگاه به دنبال پتروشيمي و ساخت پتروشيمي بود و همان موقع هم گفتم با اين نگاهي كه شما داريد پتروشيمي هاي شما هم اقتصادي نيست بالاخره پتروشيمي اراك، اصفهان و بندر امام را مورد ارزيابي اقتصادي قراردهيم الان براي خوراكشان به آنها تخفيف مي دهيد كه آنها هم اقتصاد ندارد كه آن موقع گفتند كه منظورمان از پتروشيمي فقط پتروشيمي هاي باخوراك گاز است و بايد به سمت ساخت پتروشيمي هايي برويم كه با خوراك گاز كار مي كند همان موقع گفتم كه گاز در داخل كشور حدود 2.54 سنت است و گاز تركمنستان هم گران بود و گازي كه به تركيه مي فروختند هم 16 سنت بود و با اين شرايط احداث پتروشيمي با اين نگاه اقتصادي نيست.

كه در نهايت تصميم گرفتند و گفتند كه يك مطالعه اي صورت بگيرد كه اگر بنزين وارد كنيم صرفه اقتصادي دارد يا اينكه پالايشگاه بسازيم و بنزين را در داخل توليد كنيم و به همين دليل دوباره يك قرارداد مطالعه اي با يك شركت داخلي بستيم تا روي آن مطالعه شود.

بعد از مطالعه طرح ها چند نقطه در داخل كشور مكان يابي كرديم كه يك پالايشگاه براساس نفت خام صادراتي سنگين احداث شود. آن شاخص ها نشان مي داد كه باز اين طرح توجيه اقتصادي دارد و البته عقل سليم هم مي گويد چون هم قطب توليد هستيم و هم قطب مصرف بايد به سمت ساخت پالايشگاه گام برداريم و چگونه مي شود كه برويم به دنبال واردات بنزين وبگوييم كه اين  صرفه اقتصادي دارد.

بالاخره اين مباحث زمان برد تا اينكه آقايان پذيرفتند و مباحث طرح هاي توسعه اي روي پالايشگاه ها مطرح شد كه البته نگاه دنيا هم اين بود كه بايد به سمت بهينه سازي برويم يعني به اصطلاح نفت خام را در ظرفيت اسمي پالايش كنيم و حداكثر فراورش را داشته باشيم و بهترين محصول را توليد كنيم و اين نيست كه نفت خام را به نفت كوره تبديل كنيم بايد ابتدا ظرفيت را تثبيت كرد و پيچيدگي را بايد تغيير داد تا كيفي سازي صورت گيرد و اين موضوع در پالايشگاه هاي داخلي آغاز شد و در اصفهان و تبريز و غيره اين موضوع آغاز شد و براي همه آنها يك طرح جامع مطرح شد.

اين اتفاقات افتاد و در كنارش پالايشگاه هاي جديد هم در سالهاي گذشته مطرح شد مانند پالايشگاه آناهيتا كه البته پالايشگاه كرمانشاه  پالايشگاه قديمي است  و توجيه اقتصادي ندارد و بايد پالايشگاه جديدي به جايش ساخته شود و مطالعات منطقه اي شروع شد و گفته شد كه استان كرمانشاه و ايلام چه مقدار مصرف بنزين و فراورده دارد و كردستان چه مقدار مصرف دارد و بالاخره تصميم گرفته شد كه پالايشگاه آناهيتا جايگزين پالايشگاه كرمانشاه شود.

همچنين نفت خام سنگين و فوق سنگيني كه در ايران بود مانند نفت خام فوق سنگين سروش و نوروز يا نفت خام لايه نفتي پارس جنوبي ما را مجاب كرد كه به فكر ساخت پالايشگاه هاي جديد برويم به همين دليل بحث شد كه پالايشگاه هرمز و پالايشگاه ستاره احداث شوند.

*مجوزهاي وزارت نفت براي احداث پالايشگاه مبناي كارشناسي ندارد

فارس: اما پالايشگاه هرمز متوقف شد

سالاري:اين موضوع چند علت داشت يك علتش در مطالعات انجام شده بود كه برايش يك جوينت خارجي وجود داشت كه در قالب مشاركت كار كنند در اينجا بايد گفت هر كس و هر بخش خصوصي كه مي آيد بايد همه چيز شفاف باشد و در دنيا هم همين گونه است وظيفه حاكميت اين است كه از لحاظ عرضه و تقاضا وآنچه در كشور اتفاق مي افتد و موضوع توسعه صنعتي يك نياز سنجي و برآورد سنجي كند و براساس آن يك مطالعه اي را انجام دهد.

مثلا فرض كنيم كه ما در اينده بايد چه مقدار ظرفيت سازي كنيم و مطالعه اوليه انجام مي شود و در اين مطالعات همه مسائل شفاف است مثل مكان پالايشگاه، زير ساختي كه حاكميت ايجاد مي كند و نفت خام از كجا تامين مي شود و بايد دراز مدت باشد پس منبع توليد بايد مشخص باشد بايد مشخص شود كه محصولش در كدام بازار عرضه شود و شيوه انتقال به چه صورتي است.

سرمايه گذار خارجي كه مي آيد مداركش بايد آماده باشد  و مطالعه صورت گرفته باشد و براساس آن كار انجام مي شود و مجوزها اخذ شود اما در ايران مجوزها كاغذي است و ركن مطالعاتي ندارد يعني اين همه مجوزهايي كه در نفت صادر مي شود هيچ كدامش مبناي كارشناسي درستي ندارد.

كه بايد گفت در مورد ساخت پتروپالايشگاه ها هم بايد اين موارد را مدنظر قرار داد امروز اگر مجموعه وزارت نفت مي آيد و مي گويد كه مجوز هاي زيادي داديم و مجوزها هم در حد 1.2 ميليون بشكه بوده است اما چون تامين اعتبار نشده روي زمين مانده است اما وقتي فهرست ها را نگاه مي كنيم مي بينيم كه همه اين فهرست ها اينگونه است كه مثلا در منطقه آزاد قشم مجوز ساخت پالايشگاه 70 هزار بشكه اي داده اند كه تاريخ صدور آن مربوط به  12 خرداد سال 92 است و يا مجوز ديگر مربوط به  پالايشگاه  6 هزار بشكه اي است كه در سال 97 داده شد كه بايد گفت در دنيا پالايشگاه زير 100 هزار بشكه اي اقتصادي نيست و پالايشگاه هايي با اين حجم  در واقع يك پاتيل است نه پالايشگاه.

ما پالايشگاه 300 هزار بشكه اي هرمز را داشتيم كه تحت عنوان بهمن‌گنو تغيير نام يافت و به جاسك برده شد اما در كنارش دوباره مجوز ساخت پالايشگاه 300 هزار بشكه اي مي دهند  يعني در جاسك  يك 300 هزار بشكه جديد هم ساخته شود و يا در همين منطقه دوباره مجوز ساخت پالايشگاه 15 هزار بشكه اي داده اند و يا مجوز 14 هزار بشكه اي در گچساران ويا مجوز ساخت پالايشگاه هاي 5 و يا 10 هزار بشكه اي در لرستان و خرم آباد دادند كه اين نشان مي دهد كه اينها همه كاغذ است و مبنا و چارچوب ندارد.

فارس: شما معتقديد طرح ساخت پتروپالايشگاه ها هم همين گونه است؟

سالاري: اولين بحث در خصوص مجوز پالايشگاه اين است كه اول بايد مطالعات مكان يابي صورت گيرد كه براساس قطب توليد و قطب مصرف است و اولين كاري كه مي كنيم اين است كه نفت خام از كجا مي آيددر مورد اين طرح ها  و يا طرحي كه دارند در خصوص توسعه صنايع پايين دستي گفتند 2.7 ميليون بشكه با ضريب پيچيدگي زير 10 درصد داشته باشد و اولين كسي كه به يك عنوان فني مطرح مي كند مي گويد كه نفت خام بايد بدهيد و از كجا مي دهيد و اين بايد استمرار داشته باشد و مباني طراحي داشته ابشيم.

پس شما كه مي خواهيد 2.7 ميليون بشكه بدهيد در سواحل جنوبي كشور اين رقم چگونه مي تواند به جنوب منتقل شود اين زير ساخت را چگونه مي خواهيد آماده كنيد.

*اساس پالايشگاه سيراف از لحاظ اقتصادي زير سوال بود

همين جا نكاتي در خصوص پالايشگاه هاي سيراف هم بگويم كه اساسش از لحاظ فني و اقتصادي زير سوال بود يعني چالش هاي تامين خوراك و هم چالش هاي الگوي فرايندي داشت و هم چالش هاي اقتصادي داشت آن مطالعات هم كاغذي بود و گفته بودند يك ساله تمام مي كنيم و 47 درصد بازگشت سرمايه دارد و برخي گفته اند 27 درصد دارد كه اينها ادرس هاي غلط است و وقتي بخش خصوصي ورود مي كند دچار ابهام مي شود.

اينكه مجوزهامان درست نيست يكي از دلايلش اين است كه پايه وقتي ايراد دارد نبايد انتظار داشت كه اجرايي شود پس اول بايد مجوزها را اصلاح كرد و من به عنوان سرمايه گذار كه امروز به وزارت نفت مراجعه كردم اول بايد بسته مطالعاتي داشته باشد و همه اينها روشن شده باشدو گفته شود مكان پالايشگاه كجاست و كجا تحويل مي دهيم و تا كي مي توانيم نفت خام بدهيم و كدام ميدان داريم كه مي توانيم نفت خام 300 هزار بشكه اي را بدهيم و اين نفت خام از كجا منتقل مي شود.

*ابهام درباره شيوه قيمت گذاري خوراك پتروپالايشگاه‌ها

موضوع بعد موضوع قيمت است كه بايد مشخص شود قيمت براساس چه نرخي باشد مثلا براي همين طرح هاي پتروپالايشي گفته شده كه خوراك بايد براساس مبدا صادراتي باشد درصورتيكه نفت خامي كه امروز توليد مي شود بايد ديد مبدا توليد كجا است كه عمده ميادين ما در خشكي است خب اين نفت خامي كه مي خواهيم ارسال كنيم يك هزينه حمل دارد  و بعد بايد مبادي توليد را ديد نه مبادي صادرات را  مثلا ميدان نفتشهر اگر بخواهيم نفت خام را ببريم به مبادي صادراتي يك هزينه حمل دارد و اين هزينه از جيب چه كسي مي رود در صورتي كه ما بايد قيمت را از مبادي صادرات تبديل كنيم به مبادي توليدو موضوع دوم اين است كه كيفيت را مد نظر قرار دهيم چندتا نفت خام را تركيب مي كنيم كه مي شود يك آناليز كه فلان پالايشگاه خارجي براساس اين آناليز طراحي شده و آن را مي شناسد مثلا اين نفت خام سبك ايران است و اين نفت خام سنگين صادراتي است ولي آيا اين نفت خامي كه مي دهيم به پالايشگاه داخلي همان آناليز است كه خير اينگونه نيست و متفاوت است بنابراين بايد شاخص كيفي را محاسبه كنيم مثلا نفت خام سروش و نوروز نفتي خامي است كه بالاي 60 درصد داراي نفت كوره است و يك نفت خامي مانند آسماري 30 درصدش نفت كوره است پس چگونه  نفت خام را همسنگ مي بينند و با يك قيمت محاسبه مي كنند پس شاخص كيفيت در ان موثر است.

فارس: آيا غير از اين موارد نكات ديگري به عنوان ايراد اين طرح وجود دارد؟

سالاري: گفته شده محل احداث اين پالايشگاه ها بايد در سواحل باشد  خب  اولين بحث اين است كه مبدا توليد نفتش كجا است يا من شنيدم كه گفته شده خوراكش ميعانات است مگر ما چه قدر ميعانات داريم كه بخواهيم به آنها هم بدهيم  الان كل توليد چه قدر است اگر فرض كنيم مجوزات قديمي هم ابطال شود حدود 300 هزار بشكه است بنابراين اين خوراك قطعا ميعانات نيست و بايد نفت خام باشد و اين نفت خام بايداز مبدا خشكي به سمت دريا ارسال شود.

خب الان بر چه اساسي حمل صورت ميگيرد كدام زير ساخت وجود دارد اينها وظيفه كيست آيا وظيفه دولت و حاكميت است يا وظيفه بخش خصوصي است طبيعتا اين زير ساختها بايد ايجاد شود تا انجا تبديل به قطب انرژي و هاب نفتي شود.

در همان بحث پالايشگاه ها چالش هايي وجود داشت گفته شده بود كه ما مي خواهيم  يك مطالعه فني و اقتصادي كنيم قيمت ميعانات و نفت خام چه قدر است بايد يك فرمول قيمت گذاري وجود داشته باشد و هرچه قيمت دربازار افزايش يافت ان هم افزايش يابد و اگر كاهش يابد اين قيمت هم كم شود.

فرمول بايد بر اساس كيفيت باشد و موضوع بعد اينكه بايد مشخص شود پالايشگاه ها بر اساس كدام نفت خام طراحي شده است كه نفت خام آن را نيز به عنوان خوراك تحويل داده شود و توليد مستمر معلوم باشد.

من بايد برنامه توليد اوليه توليد ثانويه را داشته باشم و بايد بدانيم قيمتش چه مقدار است و نقطه تحويل كجاست و حاكميت بايد اينها را روشن كند پالايشگاه ستاره خليج فارس روزي كه مي خواست راه اندازي شود يك مطالعه مكانيابي صورت گرفت و ميزان مصرف فعلي و آتي و حتي زير ساخت ها برايش تعيين شد و بازارهاي هدف برايش مشخص شد.

همچنين وقتي مي گوييم از نظر پيچيدگي بايد بالا باشد تا نفت كوره كاهش يابد و به 10 درصد برسد نبايد هر نوع خوراكي را تحويل داد وبايد آناليز درست داشته باشد.

در پالايشگاه ستاره خليج فارس نيز همين موضوع مطرح شد و زماني كه مي خواستيم آن پالايشگاه را طراحي كنيم موضوع آناليز خوراك مطرح شد تا مشخص شود خوراكش چگونه و از كدام منبع تامين مي شود.

پالايشگاه اراك نيز همين گونه بود و روي طراحي آن كار شد هرچند كه در پالايشگاه اراك امروز اتفاقي ديگر رخ مي دهد ولي به هرحال بايد اناليز خوراك، شيوه قيمت گذاري، محل تامين خوراك مشخص باشد.

پس وقتي شما مي خواهيد پالايشگاهي را احداث كنيد بايد به تمام اين نكات توجه داشته باشيد و همين طور نمي توان اعلام كرد مثلا توليد نفت كوره آن 10 درصد و يا خوراكش به ميزان 2.7 ميليون بشكه باشد و بايد دقيقا همه موارد به طور شفاف گفته شود.

فارس: سوالي كه مطرح مي شود اين است كه امروز اين همه مجوز داده شده، چرا اجرايي نمي شود ؟

سالاري: بخش خصوصي وقتي كه مسير برايش شفاف نباشد هرگز ورود پيدا نخواهد كرد، يك پالايشگاه سرمايه بر است ولي موضوع ديگر اين است كه عملا مجوزهايي كه داده مي شود براي 5 يا 10 هزار بشكه عملا سركاري است و فرض مي كنيم كه روي اين مجوز كار كارشناسي شده است خب سوال اينجا است مثلا براي طرح خرم آباد اين 5 هزار بشكه چگونه تامين مي شود؟ خروجيش چيست؟ اقتصاد و صرفه دارد يا خير؟خب مشخص مي شود كه بخش قابل توجهي از اين مجوزها براساس فشار هاي سياسي است كه داده مي شود و وظيفه حاكميت اين است كه تمام اين موارد را به دقت مورد بررسي قرار دهد زيرا هزينه هاي پنهاني وجود دارد كه از جيب دولت مي رود وحاكميت بايد با ملاحظات اين مجوز ها را همراه با كار كارشناسي دقيق و شفاف صادر كند.آن وقت است كه بخش خصوصي مي تواند وارد شود و كار را انجام دهد.

انتهاي پيام


پیامک - فیس بوک - تویتر
نسخه اصلی - برگشت به خبرها